۵ پاسخ

من میخواستم کیان رو از شیر بگیرم کلا ، باز خونوادم هی یه چیزی گفتن فعلا پشیمون شدم ، توی روز به نوک سینه هام شربت بدمزه مالیدم ، بهش میگم اه شده ، نیست ، خودش نمیخوره ، سعی میکنه حواسشو پرت کنه ، یا موقع خواب ظهرش بهونه گیری می‌کنه ، نشونش میدم سینمو میگم ،اهه ، اونم نمیخوره ، یا رو ی پاک می‌خوابه یا تو بغلم تابش میدم ک بخوابه ،شبا هم که توی خوابش شیر میدم بهش ، به نظرم امتحان کن توهم ، من ک از شیر خوردنش واقعا روانی میشدم ، البته الان سه روزه ک این کارو کردم ، تا الان خوب بوده

از شیر بگیرش

سلام عزیزم
دقیقا شرایط منم همینه .
ببین سبک زندگی های الان بچه داری رو کلا سخت کرده
دائم مادر باید با بچه سر و کله بزنه
قبلاً دورشون شلوغ بود ، بچه سرگرم میشد حداقل یه ساعت‌هایی مامان رو کار نداشت
الان اینا یکسره چسبیدن به ما ...
مخصوصا اگه مثل من خیلی تنها باشی و دورو برت هیچ کی نباشه
یه راه داره که یکی دیگه بیاری که حداقل دیگه تو سن چهار پنج سالگی نچسبه بهت، که اونم انقد اولی سخت بوده جون برا دومی نمونده

به مامانم میگم میگه مادر شدن سخته

درکت میکنم من تازه یه هفته اس از گهواره گرفتم دیونه شدم از بس تکونش دادم الان باید رو پام بگیرم

سوال های مرتبط