سلام مامانای قشنگ 😍
چه خبر احوال ؟ درچه حالین 😊
من که تا اینجای روز خیلی فعال بودم و از خودم راضیم کلی کار انجام دادم کلی کارام افتاد جلو و خیلی خوشحالم🤗
یه ناهار خوشمزه😋 هم برای خانواده قشنگم درست کردم آوردم خوردیمو ، دیگه شوهرم رفت سراغ کارش🚶
منم یزدانو خوابوندمش 😴
خودمم نشستم با ذهن باز برنامه ریزی کنم واسه ماه آینده که اسباب کشی داریم
و همچنین نوشتن لیست خرید واسه یه سری خورده روزای آشپزخونه که از پلاسکویی باید برم کم کم بخرم چون زیادن
مثل نظم دهنده های کشو و کابینت ظروف پلاستیکی، جاقاشقی و اینچیزا ....
واسه اتاق خوابا هم یه سری خورد ریز میخوام ، میخوام تو خونه جدید دکور یه سری چیزارو عوض کنم ، واسه اتاقام میخوام لوستر و آباژور بگیرم خلاصه که خیلی چیزای خورده ریز لازم دارم
الانم نشستم میخوام همه اینارو الویت بندی کنم به ترتیب واجب بودنشون بنویسم که کم کم برم بخرم به شوهرمم فشار نیاد
اینم بگم هنوز خونه پیدا نکردیم
ولی از فردا میخوام برم از انباری کارتن های وسایلمو بیارم کم کم اونایی که نمیخوام جمع کنم

اووف چقد حرف زدم
حالا شما شرح حال بدین
.
.
فرزند پروری شیرخشک نوزاد گهواره زایمان واکسن ۱۲ماهگی کولیک رفلاکس مای یبی دکتر اطفال دکتر زنان

تصویر
۷ پاسخ

واای اسباب کشی خیلیی خوبه😁😍ذوق خونه ی جدید منکه اینجوری بودم البته من از اول ازدواج تا یکسالگی نویان تو یه خونه بودم کلافه شده بودم خیلیییی حس خوبیه همه چیو بشوری بسابی کارتن بزنی ببری تو یه خونه جدید

عزیزم میخاین بخرید بسلامتی خونه جدید ؟ اگه نه خب چرا همینجا نمیمونید تا تابستون چون تو این فصل و با بچه سخته اسباب کشی

بیام کمکت ؟ 🥰
دلم تغییر میخواد مریم از خونم خستم از موقعی که دختر بزرگم هشت ماههش بود اینجاییم یه خوابست خیلی سخته ... دعا کن برام ون جور بشه ...😚🥺

در خال حاظر لش کردم 🫠
پنجشنبه مامانمو همسرم رفتن میدون تربا گوجه و لیمو خریدن دیروز رفتم کمک مامانم یکمی جلو دستش باشم داشت رب میپخت برام و همچنین برای خودش
تازه دیروز از سر زمین همسرم خیار خریده بود برای شور دیروز همراه با رب خیارشور هم انداختیم
مرغ خریده بود شوهرم دیروز صبح شستم بسته کردم رب هامو بسته کردم و برای پسری ناهار کذاشتم خورده خوابیده

از پنجشنبه شروع کردم به شستن پرده و پتوهایی که دم دستمونه و نظم دهی کابینتا
امروزم ویترین و یخچال فریزرمو تمیزکردم و مرتب کردم یه جاروی خیلی مفصل زدم به کل خونه و خیلی خرده کاری داشتم، خسته‌ی خسته‌ام اما وقتی کارام پیش میره و میدونم خونم عُمقی تمیزشده روحیه‌م تازه میشه🥰

خداقوت عزیزم.خوشحالم واست که ماشاءالله همچین روحیه شاد و خوبی داری و مثل بعضی خانونا موقع اسباب کشی غر نمیزنی گرچه اونام حق دارن.الهی همه به زودی خونه داربشن و همچنین شما عزیزم.بنظرم خریدای غیر ضروریتو بزار خونه که پیدا کردین طبق اونجا بخر

هیچی از سرکار اومدم فعلا دراز کشیدم ببینم چی میشه😄

سوال های مرتبط

مامان یزدان 🫀 مامان یزدان 🫀 ۱۷ ماهگی
مامان یزدان 🫀 مامان یزدان 🫀 ۱۷ ماهگی
از آخرین تاپیکی که گذاشتم تا الان، رسماً سرپا بودم 😅
ای خدا… تو مهمونی کار، خونه هم کار خلاصه منم و کار کردنای تموم‌نشدنی 😂
البته خداروشکر که تنم سالمه و می‌تونم کار کنم، واقعاً بابت همینم شکرگزارم 🤍
ولی خب آدم دلش می‌خواد حداقل وقتی میره مهمونی، یه گوشه بشینه و نفس بکشه… ولی نه یزدان می‌ذاره، نه خودم دلم میاد بشینم 😅
میزبان هی بره و بیاد و من بشینم اصلاً نمی‌تونم مؤدب بودنم هم کار دستم داده 😂

امشب شب‌نشینی خونه مادرشوهرم اینا بودیم.
یزدانم که حسابی کیف کرد، کلی باهاش بازی کردن تا بالاخره اومدیم خونه، شیرشو خورد،و خوابید 😄🤍

فردا هم می‌خوام با یزدان برم خونه مامانم اینا.
بابام این چند هفته خیلی حالش مساعد نیست… حدود دو سه هفته‌ست قلبش رو فنر گذاشتن خیلی بی‌قرار و درد داره 🥺
الهی دردش به جون من، وقتی می‌بینمش این‌جوریه واقعاً دلم می‌گیره…

می‌خوایم بریم یه کم پیشش باشیم، شاید یزدان بتونه حال‌وهواش رو عوض کنه و منم یه کم کنار مامانم باشم و کمکش کنم.
این روزا فقط دلم می‌خواد بابام زودتر حالش خوب بشه و دوباره ببینمش که با خیال راحت می‌خنده و حالش خوبه 🤍

خلاصه که دیگه الانم واسه خودم یه چای قند پهلو ریختم 😍که بخورمو خستگیم درد بره
.
شما چبکارمبکنین درچه حالین ؟
لباسای پشت درو نبینید 😂🫣
.
.
.
فرزند پروی شیرخشک نوزاد پوشک گهواره زایمان طبیعی واکسن ۱۲ماهگی کولیک رفلاکس مای بیبی
مامان یزدان 🫀 مامان یزدان 🫀 ۱۷ ماهگی
این هوا تا ابد مورد علاقه منه 😍
بینهایت خوشحالم از اینکه پاییز 🍂قشنگم داره میاد باز
بوی نارنگی ، انار ، باقالی ، لبو دور دورای شبونه تو کوچه خیابونا زیر بارون 🌧...
واااااای خدایاااا شکرت .. 🤲
چقد حال الانمو دوست دارم برعکس دیشب که میخواستم بمیرم از درد
درد گوشم آروم شده ،خونه زندگیم تروتمیزه ،قبل شام حمومم رفتیم با یزدان ، از غذای امشب واسه ناهار فردام کلی مونده و فردا استراحتم 🤗 هیچ کاری ندارم فقط میخوام با یزدان وقت بگذرونم و پارک ببرمش دو روزه اصلا نتونستم خوب مادری کنم براش
الانم با چای تازه دمم اومدم تو جام پامو کرم مالی میکنم یه طرف شوهرم یه طرف پسرم نگاشون میکنم ذوق میکنم و خدارو سکررررررر بخاطره سلامتی که بزرگترین نعمته بخدااا دو روز بود انگار زندگی نمیکردم همچین تو هم قاطی شده بود
و خداروشکر که الان همه چی رواله
.
فقط صدای رعدوبرق و بوی نم بارون 🥰
شمام شرح حال بدین ببینم کجا مشغولین؟
.
.
فرزند پروی شیرخشک نوزاد پوشک گهواره زایمان طبیعی واکسن ۱۲ماهگی کولیک رفلاکس دکتر اطفال دکتر زنان