۱۴ پاسخ

گریه میکنم 😭

فقط یه لحظه به این فکر میکنم که
اگر الان تو این شرایط نبودم ممکن بود تو یه زندگی آروم میبومدم امااااا در حسرت مادر شدن و برای مادر شدن داشتم به هزار در میزدم و نمیشد...‌.
مامان جان خسته ای مخصوصا با این شرایطی که داری....
اما هستن خانومایی که حاضرررن هر روز درد بکشن هر روز جیغ بچه تحمل کنن اما فقط یکروز مادر باشن...
این روزا هم میگذره نی نی بزرگ میشه ظما مشکلاتت کمتر میشه...

من وقتی بچم گریه می‌کنه درد خودم یادم می‌ره اصلا متوجه درد خودم نمیشم

هیچی با صدا بلند باهاش حرف میزنم
بعدش میشینم غصه میخورم چرا اینکار کردم

سخته دق میکنم گریه میکنم بلند میگم ای وای . کسی هم پیشم نباشه یه کوچولو بچه امو میزنم دلم خنک میشه بعد بخاطر کارم گریه میکنم عذاب وجدان میگیرم بچه امو بفل میکنم ازش عذر خواهی میکنم ولی فایده ای نداره میزارم زمان بگذره خوابید خودمم یه استامینوفن میندازم میخوابم .

با صدای نسبتا بلند میگم عه مامان چیه چرا اینجوری میکنی؟
ولی حالت دعوا نه
سخته کلا 😵‍💫

حرصمو سر شوهرم خالی میکنم اونم چیزی نمیگه چون واقعا با یه پسر ۶ ساله شیطون و وراج و یه نوزاد ۲۸ روزه دیوونه میشم گاهی

امشب یه لحظه اومدم بی توجهی کنم یادم افتاد چقدر منتظر بودم و خدا معجزشو نشونم داده هیچی پشیمون شدم و حتی از فکری که داشتم عذاب وجدان دارم

شوهرما فحش میدم

هی با خودم میگم این یه نوزاد و تقصیر نداره،الان نیازش کاملن وابسته به منه.بعد اینکه بزرگ شد دیگه نمیتونم بغلش کنم و لذتشو ببرم

داد میزنم بعد گریه میکنم بچه گریه میکنه ورش نمیدارم بعد دلم میسوزه میخوابونمش میرم اتاق گریه میکنم شوهرم میاد بغلم میکنع باز گریه میکنم میام خونه مامانم

🤣🤣🤣هیچی تیمارستانی شدم

با فوش دادن

با گریه🤦‍♀️

سوال های مرتبط