۵ پاسخ

آفرین که مادر رو قضاوت نکردی.ببین اون مادر ممکنه دست تنها بوده باشه یا خسته.اینا فرسودگی روحیه که هر کی درک نمیکنه.امیدوارم اون مادر شرایط براش جور بشه که اینجوری نریزه بهم

اره بچه ها بعضی جا ها با اینکه بچه هستن متوجه نیستند
ولی روان ادمو آتیش میزنن

بچه داری آسونه اگه بقیه دست از قضاوت بردارن فقط بچه داری نیست که هم اشپزیم هم پرستار بچه هم پرستار شوهر بخدا شوهر من بیشتر از بچه ها خونه رو کثیف میکنه خیلی شلخته هست هم کلفت خونه از صب تا شب مث س گ کار میکنیم صب باز باید دوباره همونا رو از اول تمیز کنیم دیگه این همه دغدغه گرونی اقتصاد هست یه چیزی هم اضافه بشه ادم روانش بهم میریزه دایه دلسوز تر از مادر نباشیم هیچکس مامان خود ادم نمیشه

منم اینجوریم واقعا بعضی موقعه دیگه از حرص نابود میشم حرصمو جای خالی نکنم احساس میکنم میمیرم مخصوصا تو این چند وقته که روانم روحم جسمم خستس واقعا بعضی موقعع ها کم میارم 💔

عزیزم نمیشه قضاوت کرد مادر خسته میشه من خودم شدم پوست استخون ازصبح دنبال دخترم میدوم غذابخور دارو بخور بخاب بشین مخصوصا میره سر اشغالا دیروز باحال بد کل خونه برق انداختم پشت سرم گلدونا ریخت پر خاک وشل شد زندگیم زدم پشت دسش شوهرم گفت چرا میزنیش گفتم تومیدونی ازصبح چنبارگفتم نکن نریز چقد جاروزدم بارهیچ کاریم نکردم

سوال های مرتبط