چرا چیکارت کردن
این چیزارو نگو ماهم میترسیم
بعدش دیگه سرم وصل کردن وامپول فشار زدن ویا امام حسین هعی دردام بیشترمیشد منم هعی ناله میکردم
نگو ک دودرد شدی آخرش سزارینت کردن🫠؟؟؟
خلاصه لباسامو عوض کردمو رفتم تواتاق گفت این ظرف ادرار بگیر برو دسشویی
رفتم زایشگاه واسه زایمان طبیعی اولش دستگاه گذاشتن ک ببینن ضربان قلبم و حرکتاش چطوره منم هعی تحمل میکردم تا اینکه معاینه کرد گفت خوبه 2سانتی بستری شدم
مبارک گل
چرا درد زیاد کشیدی
از زایمان طبیعی مثل مرگ میترسم حتی الان کدوتا سزارین کردم
من ازعصردردام شروع شدهعی تحمل کردم تا8شب ک دیگه نمیتونستم تحمل کنم تاساعت8ونیم خودمو رسوندم بیمارستان وای یا امام حسین ک چه شب بدی بود
سلام قدم نورسیده مبارک باشه آبجی
چشمت روزبد نبینه
چرا چیشد مگه؟؟
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.