۶ پاسخ

من دوسه باری مادرشوهرم اومد دخترمو با بچگیای دختر عموش مقایسه کرد منم گفتم هربچه ای منحصربفرد خودشه اون مثلا زود جیششو گفته دختر منم زود زاه افتاده ولی اینا هیچکذوم دلیل نمیشه مشکل داشته باشن همشون بوقتش هم مثل بلبل حرف میزنن تو روی آدمم وایمیسن هم بدو یدو میکنن که به گرد پاشونم نمیرسی

وای منم با مقایسه درگیرم . ی دختر همسن دخترم تو فامیل داریم ک از پوشک گرفتنش ب من میگن تنبل چرا بچه رو از پوشک نمیگیری

آخ که چقدر سختهههههه
من کسی بهم چیزی نمیگه اتفاقا خانواده ی همسرم و خودم کلی دلداریم میدن میگن چیزی نیست اما خودم نابود شدم
شهرستان خونه ی پدرم اینا بخدا یه خانومه هست معتاد یه دختر خوشگل داره چندماه از پسرم بزرگتره قشنگ حرف میزنه همه چی میخوره تو دستش اون خانم میاد گدایی میکنه این بچه ام باهاشه
باورت میشه من به اینم حسادت میکنم و حالم بد میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عزیزدلم اصلا به حرف اطرافیان توجه نکن این انرژی های منفی اطرافت باعث میشه حست نسبت به بچه ها تغییر کنه بی خیال بابا خدا هر پنج تا انگشت و یکی نیافریده گلم

وااای خیلی بده چند تا بچه هم سن و سال کنار هم،ناخودآگاه آدم مقایسه میکنه،به من کسی سرکوفت نمیزنه ولی خودم از اینکه بچم غذا نمیخوره و تنوع غذاییش خیلی پایینه حرص میخورم وقتی میبینم بچه داداشم و خواهرم اصلا سر غذا اذیت نمیکنن،ولی من هر روز دارم بیشتر آب میشم سر اذیت کردنای پسرم

عزیزم باور کن بچه با بچه فرق داره
قضیه تو رو منم با بچه همسایمون داشتم
اون خودش تو صندلی ماشین میشینه جیش می‌کنه غذا عالی میخوره
پسر من اصلا انقد اعصابم خورد میشد
بعد دیدم واقعا اینجوری خودم و بچم عذاب میکیشیم دیگه ول کردم اگرم کسی چیزی بگه سعی کردم تمرین کنم که بهش بگم هر بچه یه جوره واقعا الان خیلی بهترم

سوال های مرتبط