۵ پاسخ

یا کلا یه سفره بزرگ پهن میکنم با غذا بازی میکنه
با دستاش چنگ میزنه
گاهی مخوره یا پخش
ولی بکن نکن نمکنم
هرجور ک دوستدداره
کم گم یادت میگیرن

موقع ناهار شد ناهار سردسفره بزار بگو وقت ناهار
تایم و اجازه بده
اگ نخورد سفره جمع کن
بزار احساس گرسنگی درک کنه
بعدظهرش دیدی خیلی گشنش شد
همون ناهار یا چیز ساده بده
تا غروب شام زودتر بده کامل بخوره شام خوش مزه
دگ سنی رسیدن ک اینچیزا درک میکنن
من پسرم صبونه یه چی بود نخورد و گریه و فلان
بعد یک ساعت گف گشنم همون صبونه دوتا لقمع خورد
من کلا پسرم یه موقع پیش میاد دوتا قاشق ناهار سیر میشه
یا تابستون مخصوصا هوا گرم بود اصلا غذا دوست نداشت بخوره

طی روز شاید یه وعده از ۳ وعده رو خوب بخوره دوتارو بازی درمیاره و میپیچونه.
منم کلافه‌م شوهرم خبلی حرص میخوره

هیجی خسته شدم از بس هر چی درست کردم و نخورده

یکی از سخت ترین چیزا همینه من نصف تاپیکام بر غذا نخوردن بچم یا میذارمش رو کابینت یا سفره میندازم خودش بشینه یا کارتون و گوشی یا کلی وسیله میارم ..یا قابلمه و ملاقه میارم یا بطری آب میارم بریزه تو لیوان خالی کنه🥴و این روند چندین بار تکرار میشه تا یکم بخوره شاید چندبار سفره ببرم بیارم

سوال های مرتبط