۲۳ پاسخ

من از اونا بودم که بچه نمیخواستم
بعد بخاطر همسرم بعد کلی سال ، راضی شدم یکی بیارم
وقتی پسرم به دنیا اومد ، من یه آدم دیگه شدم تقریبا (البته قبلش از نظر روحی تغییراتی کرده بودم) و دیگه بعداز پسرم عاشق بچه و چالش های تربیت و بزرگ کردنشون و آموزش بهشون شدم ، هر چی میره جلو تجربه ات بیشتر میشه ، راحت تر میشه
مثلا واسه پسرم کلی دنبال اسباب بازی ها و کتاب هایی بودم که کنار بازی ، تقویت تمرکز وهوش و آموزش هم داشته باشه ، ولی الان همه اینا رو با تجربه اینکه چیکار کنم و چجوری بازی کنم میدونم
الان دلم دوتا دختر و یه پسر دیگه هم میخواد
بارداری اولم هم سخت بود و هر روز امپول واینا
اینکه یه نسخه جدید از ترکیب خودت و همسرت و گاهی مامان باباهاتون داشته باشی که گاهی کلا با همه تون رفتار متفاوتی داره خیلی خوبه
ولی همسرم میگه ‌نه خیلی زمان میگیرن ازمون همین دو تا بسه ، یعنی قبول داره تعداد بچه بیشتر واسه آینده خود بچه ها هم بهتره ولی حوصله شو نداره، حالا ببینم چند سالی بگذره ، شاید نظرش عوض شه
منم یه خواهر و یه برادر دارم ، همیشه میگم کاش یکخواهر و برادر دیگه هم داشتم ، اگر خواهرم نبود واقعا زندگی خیلی سخت میشد

دهنت سرویس با دوتا بچه یعنی هنوز مرددی که این تاپیک رو زدی دیگه شاید اگه وضع مملکت خوب بود و اینا بزرگ میشدن دودل می‌شدی که بیاری یا نه
والا من اگه جای تو بودم وضع مملکت گل و بلبل هم بود نمی‌آوردم ول کن خواهر من تا کی میخوای از خودت بزنی واسه بچه ها
از اعصابت ،ارامشت،خونه ی تمیزت ،راحت تفریح رفتن ،خرج کردن واسه خودت ،راحت مهمونی و عروسی رفتن و خواب راحت و .......

من ک خودمو حلق آویز میکنم بفهمم حاملم باز اصلا خوشم نمیاد خیلی سخته خیلی مسئولیت داره

من خیلی دوست داشتم یکی دیگه بیارم. ولی یکی بخاطر همسرم یکی هم بخاطر وضعیت جسمانی بعد عملم که افتضاح شد دیگه دوست ندارم بیارم.

الان نه ، دوست ندارم قطعا وقتی بچم کوچیکه هنوز و شیرش میدم ولی در کل آره دوست دارم من بارداری رو خیلی دوست داشتم حتی با سختی هاش واسم خیلی شیرین بود و اینکه آره فکر میکنم اصلا دلم نمیخواد بچم تک فرزند باشه حداقل بچه به نظر من ۲ تاس

من دوست ندارم ی دونه بچه داشته باشم ولی جراتم ندارم به بچه فک کنم از زایمان میترسم😭
چون زایمانم وحشتناک بودددد خیلیییی😵‍💫

من نه دوست ندارم اما اگه بفهمم حامله ام دلم نمیاد سقطش کنم

نه واقعا توانایی شو ندارم دست کمکم ندارم تازه مادرم ندارم زاییدم مادر شوهرم اومد جمعم کرد

نه دیگه نمیتونم
با اینکه دوست ندارم تک فرزند بودن رو اما به هیچ عنوان توانایی دوباره بچه دار شدن رو ندارم

اره ب دومی فک میکنم ولی جرئتشو ندارم 😁حاملگی با ویار بد داشتم

دوتا دختر دارم خدا برام نگهشون دارهولی راضیم بمیرم دوباره اون ۹ ماه رو تجربه نکنم متنفدم از بارداری

من اگه درد بعد زایمان نبود دوست دارم
همه چی رو خدا کمک می‌کنه روزی رزق دست خودشه
ولی واقعا من بعد زایمان درد بدی کشیدم که هر وقت که یادم میاد بدنم مور مور میشه

یکی دیگه اره ولی هر وقت خونه ی مستقل داشته باشیم و شرایط مالیمون اوکی باشه
جنسیتش هم اصلا مهم نیس

اصلا به هیچ وجه دیگه بچه نمیخام سر این دوتا پارشدم دست تنهایی 🫠🫠🫠

من که خداروشکر دو بچه دارم شوهرم دوست داره یه بچه دیگه اما الان نه تا حداقل چهار سال دیگه اگه عمری بود 🤭😅

۲ سه سال بعد آره
تک فرزندی رو خوشم نمیاد

سلام خدا دخترو پسرشم داده خداروهزاربارم شکر میکنم ولی منکه دیگه اصلاااااااا

اره من دوست دارم با اینکه خیلی حاملگی بدی داشتم زایمان سختی داشتم
۹ماه همش بستری بودم

من فوبیای هر شبم شده شما چجوری جلوگیری میکنین ال دی تو شیردهی واسه بچه ضرر داره؟

منم دیگه نمیخوام دخترم سرویس کرده منو ولی خب همسرم میخواد 🥴🥴🥴

یکی از مشکلام اینه ک چشام ضعیفه نمیتونم یه چشم پزشکی بدم تایپیکا همه غلط غلوط😅🤷‍♀️

شرایط مالی خیلی مهمه اوکی شه یکی دیگ میارم

من از خدا یه دختر میخام ولی الان نه
پسرم خیلی اذیت می‌کنه
خودمم بدنم ضعیفه

سوال های مرتبط