۶ پاسخ

یه مدت زیر ۳ سال پسر من این طوری بود نقطه ضعف بهش نشون نده که نه نباید بری و...
من یه دو بار قبل از اینکه شروع کنه بگه من میخوام برم گفتم آماده باش میخوایم بریم شهربازی آخه بعضی هام سواستفاده می‌کنند خود بچه هم یادش نباشه بهش میگند نمیای بریم وقتی زودتر بهش گفتم بهشون میگفت میخوام برم شهربازی
یا یه بار دیگه گفتم بریم گلخونه کلا چیزایی که دوست داشت زودتر میگفتم که نگه میخوام با اینا برم
یا یه بار دیگه جایی بودیم نمیومد گفتم بدو بریم بابا بستنی بخره
خلاصه وقتی گفتی بهش عمل کن کم کم از سرش میفته

دختر من یه مدت اینطوری بود از سرش میفته حواسشو پرت کن کار خاصی نمیتونی بکنی

بخدا فکر کنم فقط دختر من هست که برعکسع
هرکس میاد میگه یه وقت اینجا نخوابید برید خونه خودتون
اگه کسی باشه شب بمونه بگن می‌مونیم میگه برید سر جاده بخوابید اینجا نخوابید گریه می‌کنه میگه بگو برن
به زور بخدا گریه اشو بند میارم

منم الان پسرم خونه مادرشوهرمه نیومدبامن باباش😑هرچی گفتیم

خانواده شوهرمم بیان که کلا دم در گریه و جیغ که نیان خونه😄😄😄😄اینم شانس منه

از سرش میافته یه مدت اینجوریه پسرم منم همینطور بود..‌.الان یاد گرفته مهمون بیشتر از یکساعت بمونه گریه میکنه که بگو بره😄😄😄😄

سوال های مرتبط