۷ پاسخ

از همین الان اقدام کن عزیزم، سریع برو مدرسه به مدیر مدرسه بگو حق ندارن بچمو تهدید کنن و از الان از درس و مدرسه بترسوننش اگه تکرار کنین به آموزش و پرورش منطقتون شکایت میکنم


اگه از الان نشون ندین پشت و حامی بچتون هستین ، طفل معصومو زَده میکنن و یه ترس تو دلش میندازن

منم دخترم کلاس اول بود معلمش زیاد ازین کارا میکرد دفتر میبرد تنببه میکرد دیگه همه اعتراض کردن بهتر شد بعدم اخراجش کردن

برو پیش معاون ببین داستان چیه ..با پدرش

من معلمم (البته نه مدرسه) که می‌گم. ببین بچه می‌ره مدرسه که قانون یاد بگیره، که یاد بگیره بعدا در محیط کار چیا مهمه. تا وقتی آسیب جسمی یا روحی به بچه وارد نشه، شما نباید مداخله کنی. اگه شد برو پدرشون رو دربیار. مثلا نباید می‌گفتن اگه درست ننویسی نمی‌ذاریم بری خونه. برو ببین واقعا همین بوده یا نه. بعضی وقتا بچه‌ها از هم یه چیزایی می‌شنون که اصلا معلم یا معاون نگفته، بعدا فکر می‌کنن اون داستان واقعا اتفاق افتاده. ولی کلا به این فکر کن که باید بره که مستقل بشه. براش لازمه. هرچند سخت.

حتماااااا اقدام کن حتمااااااااا

اقدام ک صد در صد دلیلی نداره به بچه همچین چیزی بگن

مطمئنی راست میگه؟؟ چون بعصی وقتا بچه ها برا نرفتن به مدرسه متوسل به دروغ میشن

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۸ ماهگی
سلام خانما من دیشب با شوهرم بحث کردم البته خودشم مقصر بود دو تا سیلی هم به من زد و وایساد داد و بیداد کردن منم خیلی گریه کردم یه بارم اومد تو اتاق بغلم کرد بوسم کرد گفت بیا بریم تو سالن گریه نکن ولی من محلش نزاشتم سرش داد زدم گفتم برو بیرون و ای حرفا اونم رفت خوابید تو سالن من خوابم نمیبرد تا ساعت ۳ داشتم گریه میکردم البته بیصدا در اتاقم بسته بود صدا بیرون نمیرفت تا شوهرمم نخوابیده بوده اومد تو اتاق دید من بیدارم گریه میکنم اومد بغلم کرد بوسم کرد گفت بیا بریم بخواب پیشم گفتم نمیام ولم کن خوشم ازت نمیاد دیگ اون بغلم کرد آورد تو سالن بوسم کرد گفت ببخشید عصبانی شدم و ای حرفا دیگ من خیلیم گریه کردم اون هی میگفت گریه نکن دیگ بسه ببخشید نباید گریه کنی خوب نیس فشار به خودت نیار دیگ منو گرفت تو بغلش خوابم برد صبم من خواب بودم رفته سرکار به نظرتون باهاش آشتی کنم یا ن خودم ک میگم نکنم شما نظرتون چیه البته تاپیک های قبلیمم بخونید دلیل بحث رو گفتم