سلام
بیاین یه نظری بدین به کمکی کنید تا من از این حالم بیرون بیام
پسرم وقتی دنیا اومد طبق معمول من هنوز شیرم کامل نیومده بود چون تاسوعا هم دنیا اومد همه جا تعطیل بود و زردی هم گرفت تا شکمش و پاهاش بود و من میدیدم بی حاله و یادم نبود قنداب بدیم بهش بردیم کلینیک شبانه روزی اتفاقا یکی از دکترای خوب بود گفت این بچه بیحاله چون شیر خوب نخورده و تب داره بکم بهتره شیر خشک بدی تا بستری نشه بردم شیر خشک دادم خوب شد و زدی هم یک روز رفت دستگاه امااا
اماا اوایل کم میخورد شیر خشک بعدش من هی گفتم الان کار دارم بزار اینبارم بخوره این دفعه چیزی نمیشه تا اینکه دیگه نخورد و شیرم الان خیلی کم شده خیلی و اصلا سینم رو نمیگیره

و منی که خیلی دوست داشتم شیر خودمو بدم قبول دارم یکم تنبلی کردم ولی واقعا روی روح و روانم اثر گذاشته پسر بزرگم هم همین طور شد از تنبلی خودم
و عذاب وجدان و هی میگم میتونستم شیر خودمو بدم ولی در حق بچم کم کاری کردم خیلی توی روح و روان من اثر گذاشته و حس میکنم افسردگي میاره یواش یواش

چه کنم ؟؟ شما بگین

۶ پاسخ

منم بخاطر تنبلی بچم شیرخشکی شد یه مدت ناراحت بودم خیلی تلاش کردم ولی دیگ سینمو نگرفت شیرمم خشک شد

پسرمنم اونطوری شد ولی بعد 3ماه احساس کردم شیرم کمه کمکی دادم شیرخودموکم خورد ولی سعی میکنم بخوابونمش بعدشیربدم اونموقع شیرخودموراحت خورد الان شیرخشک هم بدم خیلی خیلی کم میدم 90صبح میدم 90شب بعداون فقط شیرخودم صبح تاشب شب تاصبح

دیگه کاریه که شده خودتواذیت نکن ولی شما که یه تجربه داشتی باید بیشتر توجه میکردی

عزیزم شیردوش برقی بگیر شیرتو بدوش بریز شیشه شیر بده بخوره

یا نوک سینتو شیرین کن بزار بگیره

تو خواب بده مک بزنه راه میوفته

سوال های مرتبط