۱۴ پاسخ

باید صبر کنی دخترت حدود سه سال بشه تا یکم راحت شی امسال این سختیارو داری

کوچیکه که یکم بزرگتر بشه باز یه درجه کارات سبک تر میشه، دیگه غذاشو خودش میخوره دستشوییش رو خودش میره ...کار خونه هم که ماشالله تمومی نداره سعی کن از شب قبل کاراتو بنویسی برنامه ریزی کنی ؛ که ذهنت شلوغ نباشه

من تا وقتی جارو دسمال نکشیدم بچه ها میتونن بازی کنند وقتی کشیدم دیگه هیچ چی نمیارن یکی دوتا میارن اونم با اجازه از من هم اینکه دخترم از مدرسه اومد یه استراحت کوتاه می‌کنه شروع میکنیم به درس خواندن تا ۱۰ شب اونموقع میخوابه اگه بعد از ظهری باشه بقیه رو صبح میگم ولی اگه شیفت صبح باشه بعد از ظهر می‌خوابه عصر که بیدار شد میخونیم تا تموم شه

منم همینم دوس دارم فرار کنم

عزیزم‌منم همینم.صب ۹.ک بیدارمیشم زود صبونه اماده میکنم ونااهار درس میکننم بعدپسرمومیبرم پیش...بعدش برمیگردن نصف کارامومیکنم بعد میرم برمیارمش .ناهارمیدم بازی میکنیم درس میخونیم و اذیت میکنه وشاممممم و بالخره اگ قسمت بشه خواب

منم یکی دارم و مدام در حال تمیز کاریم واقعا خسته کنندس.دو سه هفتس دارم خونه تکونی میکنم هنوز تموم نشده اصلا کارهام تمومی نداره

منم دوتا بچه دارم عزیزم دقیقا دقیقا منم هرچی میشورم بازم از هر طرف ظرف نشسته تولید میشه ظرف شسته بشه باید سینک پاک کنی گاز پاک کنی بعد آشپزخونه رو جمع و جور کنی اتاق خواب هارو جمع و جور میکنم میام سالن مرتب کنم دوباره برمی‌گردم تو اتاق میبینم ای وای دخترم دوباره اتاقشو به هم ریخته میگه دارم دیزاین عوض میکنم 🥱 برمی‌گردم تو آشپزخونه دوباره باید غذا درست کنم گاز کثیف بشه پروسه گاز و سینک و ظرف شستن دوباره برمی‌گرده ...فقط نمی دونن قدیم چجوری مردم هشت تا ده تا بچه داشتن چجوری به کارهاشون می‌رسیدند🤔مادرشوهرم هشت تا بچه با فاصله سنی کم هم داشت

سلام عزیزم خوبی؟ منم مثل تو داغونم سعی میکنم شب بعد این که بچه ها خوابیدن کارامو انجام بدم

سلام دقیقا منم تو همین شرایطم یکی کلاس اول اون یکی یک سال و نیمه خودمم شاغلم هرچی جمع میکنم و ظرف میشورم جارو میکشم انگار هیچی نکردم

والا مال من یدونس صب بیدارمیشم سریع صبونه میدم شوهرم میره پسرم بازی میکنه کارام میکنم تندتند ناهارمیزارم ناهارش میدم میبرم پیش دبستانی میام بازخودمون ناهار میخوریم باز کارمیکنم باز میرم دنبالش میارم باز شام میپزم بازشام میدم باز کارمیکنم اخرشب یکم سریال میبینم ازخستگی بیهوش میشم طوری ک حوصله بودن باشوهرمم ندارم ازبس خسته م

من یه دونه دارم همینم خاهر😂

منم یه کلاس اولی دارم یکی هم یه سال و نیم
شبا سعی میکنم کل کارامو بکنم
ساعت 10 هم خاموشی رو‌میزنم زود بخوابن
صبح با انرژی بیدار شم به بچه ها برسم و ناهار درست کنم
وسط روز دوباره بهم ریخته میشه وقت نمیکنم جمع و جور کنم دوباره شب شروع میکنم

اولش برو دكتر سردردت رو درمان كن دارو بخور برا سردردت تا قطع بشه
بعدشم خونه رو هرروز يبار اخر شبها مرتب كن صبح كه بيدار ميشي خونه رو تميز ببيني

همه همینن کارای خونه تمومی نداره
من دوتا بچه دارم ک باهم تفاوت سنی شون یک سال و نیمه
الان صب ساعت ۵بیدارم مرتب می‌کنم میشورم صبحانه آماده می‌کنم پسرمو میبرم مدرسه کلاس اولیه دخترم روز در میون میره پیش یک
باز برمیگرم نهار میزارم روزی یکبارم بااااااید جارو بکشم و طی حتماااااا بعد نهار گازمو پاک می‌کنم تازه بیرونم میرم ولی خب منم مثل تو بودم الان بزرگ ترشدن بهتره ولی خب باز مشکلاتشونم بیشتر یکی درس داره اون یکی نمیزاره
باهم دایم درگیرن نباید تو اتاق هم برن وگرنه جنگه
ولی خب همیناس ک شیرینه
البته من یه مدت ک بچهام کوچک تر بودن وسواس فکری گرفتم رفتم دکتر اعصاب و اسنترا داد بهم چندوقته میخورم و خیلی آروم شدم

سوال های مرتبط