۷ پاسخ

شاید رفلاکس داره ،پسرم همینطور بود دکتر قرص نکسیوم داد الان کم پیش میاد بیدار بشه
اول شب ی شام سنگین مثل تخم مرغ و مرغ آبپز و سیب زمینی بده توش کره بزن
یا پلو خورشت بده

شبا یه ساعت قبل خواب بهش غذا بده ک‌قشنگ سیر بشه
وقتی سیر بشه دیکه شبا راحت میخوابه تا صبح

پسر منم شیرخشکیه ، تو یک سالگی شیر شبش رو قطع کردم اما از ۱۴ ماهگی بخاطر دندون درآوردن و بی قراری دوباره شروع شد و بدتر قبل حتی چند بار بیدار میشه، چطوری قطع کردین؟ شام چی میدین قبل خواب؟

عزیزم دختر منم این شکلیه آزمایش داد آهنش به شدت کمه
با کمبود ویتامین د داره
که دکتر دارو داد

وای خداروشکر من از این مراحل گذشتم پسر من شیر خشکی بود یه بار بیدار میشد دیوانه شده بودم دیگه شیر شب قطع کردم بیدار نمیشه باید شیرشبش قطع بشه

من سر خواب دخترم آدم عصبی شدم ، انقدر از همون اول بدخواب بود که نگو
الانم دو هفتس بدتر شده ، روزا نمیخوابه شبا تا صبح ۱۰ بار گریه میکنه باید بغلش کنم
شک دارم یا عفونت ادراری داره با رفلاکس پنهانش عود کرده
متاسفانه بچه های رفلاکس پنهان خیلی خیلی هم خودشون اذیتن هم مادرو اذیت میکنن
امروز میخوام ببرمش دکتر نتیجه رو میگم بهت ، ولی به نظرم هیچ چیز تو بچه ها بی دلیل نیست

شبا شام خوب بهش بدی یعنی سیرش کن و شیر شبشو قطع کن تا زمانی که سیر نخوابه و شیر شب بخوره همینجوریه

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔