۱۵ پاسخ

چه عجب خواهر و مادرت همدردت شدن🙂

منم اگه موقع جدایی دلمو سنگ میکردم دوروز بچه هامو میدادم به پدرشون ببره .الان اسیر فروختن خونه و دادن سهم اون نبودم (خونه شراکتیه مجبورم بفروشم سهمشو میخاد)
حرف گوش نکردم و گفتم بدون بچه هام نمیتونم در صورتی که الان فهمیدم چقد اشتباه کردم پا روی دلم و احساسم برای دوروز نذاشتم حداقل خونه رو ازش میگرفتم بشرط حضانت
اون الان پی مجردی و زن بازی و خوشگذرونی و ارامشش هس
منم با کلی مسئولیت و با دوتا بچه و خستگی جسمی و روحی و درگیر فروش خونه ؛چند روز عزیز من صبر و تحمل کن ببین چی میشه فوقش دیدی بچه رو نیاورد اونوقت اقدام قانونی کن فعلا فقط صبوررررر باش و تاکید کن بچه مریضه و حواسش بهش باشه

چطور شده بعد این همه مدت یادش افتاده میاد میبردش ؟؟
بی طاقت شده ؟؟
مطمئن شد سختیای بچه رو تحمل میکنی و بهش برنمیگردی؟؟

حالا روش بعدی رو به کار میبره ؟؟؟

صد دردصد فکر میکرده نمیتونی با بچه خونه بابات دوام بیاری خودت با گردن کج برمیگردی

اون داره تورو اذیت میکنه که برگردی نگران نباش میاره

خدا خودش برات بسازه غصه نخور
برمیگردونه اگرم برنگردوند برو دادگاه شکایت کن تا۸سال مال توعه

چرابعض کردم 🥺🥺

کار درستی کردی که دادی بچه رو برد . صبور باش میدونم چقد سخته ولی این راه نجاتت هست وقتی بچه رو آورد قبول نکن بگو خرجیش بده من نگه ش میدارم . اصلا نشون نده بی تاب بچه هستی . بخدا توکل کن انشالله گره از مشکلت باز بشه

فکر نکنم بتونه بچه نگه داره بمیرم برا دلت خدا بزنه اون شوهر شمرتو لعنتش کنه

خب باباشه چه اشکال داره ببره فقط اینکه مریضه بهشون تاکید کن کاش داروهاشو می‌دادی میبرد ..بعد اون نمیتونه نگه داره میاره اوناهم نوه شونه نگران نباش ..درسته هیچکس مثل مادر حواسش به بچه. اش نیست ولی باز باید قوی باشی و بزاری چند روزم اونا سختیشو به جون بخرن ول کنا به خودت فکر کن مطمئن باش میارتش

اخی مادرتو خاهرتم اورهانو دوسش دارن.
بگردم برات مهسا چی میکشی خیلی سختع میفهممت خدا لعنت کنه اینجور مردا رو

جلو شوهرت بی تابی نکنی اصلا

دوروز تحمل میکنه برمیگردونه بچه بزرگ کردن به این راحتی نیست که
مگه کار نمیکنه کی میخواد براش بچه نگه داره سخته یکم تحمل کن خودش میاره

تا فردا صبر کن اگه نیاورد برو شکایت کن با مامور برو بچتو بیار تا ببینه چقد جدی هستی این مردک هنوز تو رو جدی نگرفته بچت تا هفت سالگی باتو هست

اجیم این شرایط شما داشته . ولی فقط اوایل از شانسش پدره زیاد حسی ب بچه نداشت ولی همون مدتی کوتاه ک نبود کار ما همش گریه بود الان ۸ سالشه پیش خودمون بزرگ شده
عکسا بچگیش نگاه میکنم گریه ام میگیره

مگه اردبیل نمیره خب چرا نمیبره اونجا

سوال های مرتبط