۱۰ پاسخ

منم اینطورم سعی میکنم برم بیرون خونه نباشم تنها نباشم . ولی دیگه آخرشب که میشه بازم فکرو خیال میکنم

تنهانیستی که من از تو بدترم ی دوسه درجه استرسی تر تمام فکرو ذکرم زابمانه

منم میترسم اما هرچی بیشتر درمورده ش حرف میزنم ترسم بیشتر میشه بخوام بگم تمومی نداره اما یه نفر برگشت بهم گفت استرس نداشته باش رفتی بیمارستان هم نترس فقط به این فکر کن بچه چه شکلی فکر کن به دنیا بیاد همه دردات فراموش میشه بگیریش بغل دیگه از همه چیز دور میکنی فقط فکرت پیش بچه هست دیدم راست میگه الان تا میخوام استرس روز زایمان بگیرم میگم توکل به خدا و به اینکه اون روز توی بیمارستان هستم فکر می کنم که به دنیا اومده بغلش کردم و میگم تمام این روزایی سخت ارزش دیدنت داشت

منم خیلیییی میترسم برام دعاکنید شمارو خدا

دور از جونت عزیزم
زایمان طبیعی که مردن نداره
خطر سزارین بیشتره

فقط ورزش کن پله بالا پایین کن جارو کن پیاده روی کن تا حداقل دردت آسون تر بشه منم میخوام آخراش همین کارارو انجام بدم

عزیزم ب این فک کن ک میتونی این همه تونستن خودتو دست کم نگیرهیچوقت.. همیشه اونی ک فک کنی میشه

به این فکر میکنم ک چطور این همه ادم زایمان کردن از اول تاالان و اروم میشم

🤣🤣🤣چ فکرا ن ولا من ک اصلا استرس ندارم نمیدونم از وقتی باردار شدم کلا بی خیال عالم شدم اصلا فکر نکردم ب این موضوع راحت باش شل بگیر تا بیاد راحت بشی

انشالله چیزینمیشی😂😂

سوال های مرتبط