چند روزه خیلی سر بچه صدام و بالا میبرم
خیلی اذیت میکنه چند روزی
دیروز تمام روز و خواب بود حالا خودشم نمیخابه منم یه استراحت کنم یا رو سینه یا رو پا
یعنی پاشنه پام ترکیده
۴ صبح بلند شد هی با صدای بلند میگفتم بخواب دیگ یعنی قاطی کرده بودم مست خواب بودم اینم گیر داده بود میخندید قشنگ سرحال بازی کنیم
امزوز نزاشتم زیاد بخوابه
زیاد نخوابیدش مثلا ۱۲ ظهر پاشد
دوباره ۳تا ۴ و نیم خوابید
دوباره ۶ تا ۷
بزدمش حموم ساعت ۹ ببین یعنی چسبم کرده بود میگفت کنارت تو لگن نشینم هی بلند میشد بیاد بغلم خطرناکم بود دیگ از صبح انقدر تمومم کرده بود چندبار گفتم بسته بشین دیگ هی گریه کرد
اومد ۹ و نیم خوابید تا الان ۵۰ بار شیر دادم میرم بیدار میشیه میشینه یا شیر یا دوباره از اول رو پا
نمیدونم چیکار کنم به خدا هم خودم دارم دیونه میشم واقعا انقدر با خوابش مشکل دارم
یعنی کور میشه برا خواب باز بلند میشم از تخت بیدار میشه
انقدر خوب و صبور بودم این چندماه یه تو نگفتم
سه چهار روزه خیلی بد رفتار میکنم بخدا😭😭😭

۱۱ پاسخ

فک میکنم به خاطر سنشون عزیزم
اینجا خیلی دیدم مامانا همینطوری مثل تو میگفتن و اینکه پسر منم همینطور نمی دونم‌چرا اینجوری میکنن

فک کنم دندونه

خواب لیامم از اول چهار ماه تا آخر شیش ماهگی همین بود من و شوهرم شب نوبتی لیامو رو پامون تاب میدادیم ولی بعدش بهتر شد الان تو تخت خودش میخوابه یه شب خوبه تا صبح دو بار یا سه بار بیدار میشه یه شبایی هر نیم ساعت چهل دقیقه یه شبایی هم مثل پریشب کامل تا صبح رو پام بود ولی بقیه چیزایی که تعریف کردی لیامم همینجوری منم یه وقتایی به خاطر بیخوابی سرش داد میزنم شب که میشه از عذاب وجدانش گریم میگیره آخه بچه که حالیش نمیشه ولی واقعا اعصابم نمیکشه خدا باعث بانی اوناییو لعنت کنه که باعث شدن تو این سن انقدر بی اعصاب باشیم😔

دقیقامیفهمم چی میگی منم دخترم یکسررره چسبیده بهم اصلانمیتونم تنهاباهاش توخونه باشم چون حتی نمیزاره غذاهم بخورم یابایدشوهرم خونه باشه یاپیش مامانم باشم ک حداقل بتونم چیزی بخورم🤦‍♀️

وای حالا دخترم شیر خودمو میخوره فقط بیدار باشه منو کلافه میکنه

مجبوریم تحمل کنیم مادریم💔🕊️🙃

اضطراب جداییشون شروع شده من کنارشم پا میشم پامو میگیره 🥲
شب تا صبح سینه م دهنشه
من دیگه برا اینکه رو تخت بیدار میشد از حرکتم
اومدیم رو زمین میخابیم

منم همین بخدا کلافم کلافه الان انقد خستم از خستگی خوابم نمیبرع میرم آسپز خونه سینه خیر گریه کنان میاد
من دستشوی همین تو بغل خوبه خوبه نمیزاره پوشک کنم این ور میره اون میره لعنت به زندگای گذشته که اعصاب برامون نمونده

ببخش. می‌دونم خسته آیی. ولی بچه هفت ماهه چه میفهمی. اصلا
ولی سعی کن. چراغ خاموش کنی. بزاری بازی کنه. تا خسته بشه. وقت شیر ش. برسه بهش شیر بدی کاملا خاموشی. بدون هیچ صدایی می‌خوابه بعدش.

من دیشب پسرم خوابید دخترم موند بازی و اینا. کلا خاموشی. زدم. فقط فلاش گوشی. روشن کردم. موقع شیرش. شد گریه. کرد فلاش هم خاموش. کردم. شیر خورد خوابید تکون هم میدادم. خوابش. برد شکر. خدا

دو هفته هس منم شبا بی خوابم
صبح ها هم دختر من نمیخوابه حتی مال من علت بی قراریش دندونه
فکر کنم دندون باشه برای شماهم

اخ دقیقا دخترم منم همینه روانیم کرده فرصت نفس کشیدن بهم نمیدهانگاری رفته رفته بدتر میشه

سوال های مرتبط