سلاااام
مامانا منم زایمان کردم ۳۹هفته۶روز
تجربه من بیمارستان اکبر ابادی
ساعت ۲شب کیسه ابم پاره شده رفتم بیمارستان از ساعت سه ونیم رسیدم بیمارستان تا ساعت سه چهل وپنج دقیقه بعدظهر زایمان کردم
زایمانم طبیعی بود خیلی ترسناک و وحشتناک بود فقط کسایی که تجربه دارن میفهمن من چی میگم حالا میفهمم جر خوردن واقعی یعنی چی
راجب اپیدلار زایمان بی درد راست من که خیلی درد کشیدم اصلا دردم اروم نشد
راجب خود بیمارستان اینکه همه دانشجو هستن اشتباهه اکثرا تخصص خودشون دارن ودارن بازم ادامه تحصیل میدن درست دانشجو هم داره اگه شانس بیاری بترسه یا وضیعتت خراب باشه که دانشجور کاراتو انجام نده
راستش خیلی دورو ورم بودن خیلی هوامو داشتن ولی ولی درد زایمان طبیعی واقعا وحشناکه اگه یوگا کار باشی چند سال وژنتیک برای زایمان خوب باشه شاید دردات کمتر باشه
دوبارم دانشجو ها استادشون امدن بالاسرم نگاه مردن رفتن پرسنل نظافت بیمارستان میگفتن بهار لو از اینجا بهتره هزینه همراه اگه صندلی شب بشنی ۳۰۰خورده اگه تخت بخواد یک میلیون خورده هزینه قبض غدا همراه ۳۰۰خورده رسیدگشون خوب بود واقعا مراقبت مادر نوزاد که خیالتو بعد زایمان راحته راحت میکنه

۵ پاسخ

طبیعی ب نظر من خود جهنمه🥲💔

اکبر آبادی که اشغال دونی
ی همراه نمی‌ذارن
اتاق خصوصی دارن مثل دخمه شبی ۲۵۰۰ پولش
اسناد ها فقط نظارت دانشجو زایمان می‌کنه
قشنگ میشی
موش آزمایشگاهی
ماه پنج اونجا بستری شدم
مفت اونجا گرونه

ویییی😐😐😐
چندتا بخیه خوردی؟؟؟

یعنی اپیدورال تزریق کردن و فایده نداشت؟

کاش میرفتی بهارلو یا مهدیه

سوال های مرتبط

مامان 🫄🫄🫄🫄🫄 مامان 🫄🫄🫄🫄🫄 روزهای ابتدایی تولد
داستان زایمان دوم 😜

سونو ها هر کدوم یک تاریخ داده بودن، پیش یک دکتر رفتم گفت دو هفته وقت داری ، بعد سه روز زنگ زد اشتباه شده از وقتت هم گذشته باید بری بستری بشه، منم تصمیم گرفتم همون شب برم، که سر غروب دیدم انقباض دارم و هر یک ربع می‌گرفت، تا ساعت شیش که همسرم اومد گفت بریم بیمارستان، ولی خب درد نداشتم ، منم رفتم حموم و شام درست کردم و غذامون هم خوردیم و ظرفارو شستم تا ساعت ده و نیم شب رفتیم بیمارستان تا ساعت یازده و نیم شب بستری شدم و دوازده شب معاینه کردن که گفتن چهار سانت باز شدی،، بعد برام آمپول اپیدورال زدن تا ساعت یک و بیست دقیقه زایمان کردم،زایمانم خیلی خوب بود ، طبیعی بودم، فقط موقع زور زدن چون اپیدورال کردی سخته ، درد زور بیشتر هست، موقع بچه اولم چون اپیدورال نکرده بودم درد زایمانم هست ساعت ولی موقع زور بدون درد بود، ولی این یکی برعکس شد،بخیه هامم درد نمیکنه و نمیسوزه، همه چیز عالی، از بیمارستان راضی بودم، برخورد پرستار و پرسنل بیمارستان هم خوب بود، تنها بدیش معاینه بود که خیلی درد آور،، بچه اولم و که بیمارستان امام رضا بودم خیلی بد بود همه چیزش کشتارگاه واقعی، ولی این بیمارستان عالی، همراهم دوستم بود تو بیمارستان،ولی بعد چند ساعت رفت ،کلا ۲۴ ساعت نگه داشتن و واقعا خسته شدم ول نمی‌کردن ،الان هم یک نینی ناز و ملوس دارم ، احساس سبکی دارم، در کل طبیعی ترس نداره، اگه اپیدورال کنی خیلی بهتر میشه،و دوستدارم تا سال دیگه بچه سوم هم بیارم ☺️
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۱۰ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔