چندبار دیگه تو گهواره از خوبی های زنداداشم تو بچه داری گفتم وقتی اون و بچش رو میبینم میفهمم که من خیلی سخت گرفتم تو بچه داری...
پسر داداش من ۲/۵ سالشه تا دوسالگی حرف نمیزد با قاشق بلد نبود غذا بخوره(با دست بهش میدادن) به شدت وابسته ی شیشه شیر بود دستشوییشم نمیفهمید بگه این بچه دوساله شد یک جهش رشدی شد بدون تمرین و آموزش الان حرف میزنه (دست و پا شکسته ولی حرف میزنه) غذاشو میزارن جلوش خودش انقدر تمیز با قاشق چنگال میخوره انگار از روز اول این قاشق چنگال دستش بوده شیر و شیشه رو خودش ول کرد(مامانش میگفت یکروز هرچی بهش شیرخشک دادم نمیخورد و شیشه رو پرت میکرد) دستشوییش رو خودش یاد گرفت و گفت و خیلی از چیزای دیگه رو که تا قبل دوسالگی یاد نداشت و الان یاد داره(زنداداشم شاغله و تایم نداره بهش آموزش بده) هردفعه اونو میبینم میگم من چقدر درگیر بودم چرا اینجوری نکرد چرا اونجوری نکرد انگار دوسالگی به بعد همه ی بچه ها یک جهش رشدی بزرگی میکنن...🫠🫠

تصویر
۱۵ پاسخ

آره دقیقا هر بچه یه زمانی داره .. تازه هفته به هفته هم فرق میکنن مثلاً این هفته ممکنه ۵۰کلمه بلد باشم هفته دیگه یهو بشه ۱۰۰ تا و‌جمله بگن و..

واقعا هر چی حساستر باشی بدتره باید بی خیال باشی

واقعا جدیدا ما ها خیلی سخت میگیریم قدیما روش blw و مستقل غذا خوردن نبود مگه الان بچه ها نمیشینن سر سفره ماه یه سال بچه رو وزن نمیکردن نمیگم روشای ما غلطه فقط زیادی حساسیت به خرج میدیم بهتره بچه به روش طبیعی خودش رشد کنه

چقدر قشنگ گفتی ❤️🪷می دونی این حرفی که زدی چقدر به من انگیزه داد. انگیزه برا ادامه دادن، انگیزه برا امیدوار بودن، انگیزه برا سخت نگرفتن، انگیزه برا ناامید نشدن و کمترغصه خوردن. منم خیلیییی سخت گرفتم همه چیو. و هرچقدر سخت گرفتم خدا هم بچه داریو برام سخت و سخت و سخت‌تر کرد هی. درواقع بقول یه عزیزی، هروقت پذیرش را یاد نگرفتی و شرایطتت را نپذیرفتی و هی غرغر کردی یا حتی توذهنت خسته شدی، زندگی هم برا اینکه درس بگیری که باید شرایطت را همونطور که هست بپذیری میاد و شرایط را برات هی سخت وسختتر میکنه تا تو پذیرفتن شرایطتت را یادبگیری و انگار واقعا این حرف درسته. کاش منم چالش های بچه داری را بپذیرم و انقدر همه چیو برا خودم و اطرافیانم بزرگ نکنم تا راحتترم روزام سپری بشه.
ممنونم که گفتی دوسالگی به بعد همه چیز بهتر میشه. کاش واقعا حرفت درست باشه

اسما جون خوبی؟
دلم برات تنگ شده بود 🥺

دقیقا همه چی به وقتش اتفاق میوفته نباید مقایسه کرد نباید بچه رو تحت فشار قرار داد باید بزاری روال طبیعی خودشو بره

نیاز داشتم

واقعا به حرفات نیاز داشتث

خیلی خیلی به شنیدن این حرفا نیاز داشتم 🙏🏻

واقعا برات عجیبه😐😐 کاملا طبیعیه اینا😐😐
همه ی بچه ها تا دوسالگی وابسته به شیر و شیشه هستن و هیچکدوم مستقل غذا نمیخورن و دستشویی نمیرن😐😐😐😐 شما واقعا از بچه ی زیر دو سال همچین انتظاراتی داری😐😐 اینکه بعد از دوسالگی اینا رو یاد میگیرن هم طبیعیه

والا منم نه قاشق میگیره نه درس درمون حرف میزنه تازه ۳روز پیش ۵قدم راه رف اونم نمیره گیر نمیدم

نمیتونم بپذیرم برادر زادت یک نمونه ی استثنا هست
یادگیری در سنین پایین تر ماندگار و موفق تره
خواهرزاده ی من الان دو سال و نیمشه خواهرم کلا سه ماهه شروع کرده از پوشک گرفتن اما حتی ده درصد هم موفق نبوده نمیشه تعمیم داد
خیلی کم پیش میاد بچه ای که تو غذا مستقل نبوده خود به خود خودش شروع کنه غذا خوردن
البته انشاالله که دختر منم جزو این استثناها باشه مردم از بس دنبالش دویدم واسه یه قاشق غذا

خب یسری چیزا توقع بیجا از بچست و اینکه یسری مادرا کلا تو مقایسن
من از وقتی بچه دار شدم هیچ بچه ای رو نمیبینم انگار تنها بچه ای ک وجود داره بچه منه
چطوری؟ینی کار ندار کی حرف زد کی نزد کی چی خورد بچه بقیه رو کی از شیشه و پوشک گرفتن
مطالعم زیاده پزشک پسرمم خوبه و تمام
بقیه هیچچچچ پسر من ۱۵ماهشه و راه نمیره هر کی میگه وای راه نمیره میگم روند تکامل بچه ها متفاوته و تمام
وخیلیم حرف نمیزنه و خیلی چیزای دیگه
ولی دستور پذیره. بشدت باهوشه .خیلی دقت میکنع و کلی ویژگیای خوب دیگه

یعنی دلخوش باشم ک پسرم الان فقط شیر میخوره یروز اونجور میفهمه ک باید غذا بخوره؟؟؟

دقیقا منم
اصلا گیر نیستم خودش نخواد هیچی برام مهم نیس

سوال های مرتبط

مامان دریا🌊 مامان دریا🌊 ۳ سالگی
جهش رشدی چیه؟

جهش رشدی به مرحله بزرگ از رشد بچمونهد که مغز خیلی تحت فشاره تا جهش بزرگی کنه معمولا بعد جهش رشدی بچه ها توانایی هاشون بیشتر میشه مثلا اونی غلت نمیزد غلت میزنه راه نمیرفت راه میره حرف نمیزد حرف میزنه مهارتها و توانایی هاش کمتر بود بیشتر میشه دايره لغات وكلماتش بیشتر میشه و تغییرات خیلی خوبی بعد از جهش رشدی برای یجه ها اتفاق میوفته

اما توی دوران جهش رشدی یچه حدود سه هفته

چطوریه؟
❌چه زمانهایی اتفاق میوفته؟

۲-۴-۶-۱۲-۱۸-۲۴

ماهگی جهشهای منظم و دقیقی داریم و مغز بچه تحت فشار بسيار زياديه وبيشترين رشد كل عمرش رو همین دوسال اول تجربه میکنه

بالای دوسال هر ۶ ماه ممکنه اتفاق بیوفته که میتونه نامنظم هم باشه

مثلا ۲/۵-۳-۳/۵-۴-۴/۵-۵-۵/۵-۶

سالگی

که ممکنه مثلا برای بعضی بچه ها انفاق نیوفته یا خیلی سبک باشه

بعدش دیگه یدونه عظیم بزرگ توی ۹ سالگی وجود داره
❌ممکنه کلافه باشه

نق نق زیاد بزنه بدغذا و بدخواب بشه

سر هر چیزی گریه کنه

به راحتی دارو نخوره

مسواک نزنه

حموم نره

در حالیکه اینطور نبود قبلش و مشکل و چالشی نداشتین بعضی بچه ها جهش رشدی شدیدی تجربه میکنن بعضی ها نه ، جهش های ملایم تری رو
❌خوبی دونستنش چیه؟

باعث میشه صبورتر و آگاه تر رفتار کنی بدونی بچه تحت فشاره و دست خودش نیست در مورد جهشهای رشدی با همسرتون حرف بزنید و این دوره رو با انعطاف پذیری بگذرونید

اگر خشممون رو سرشون خالی کنیم خیلی اسیب میبینن
مامان دلبرک مامان دلبرک ۲ سالگی
چون این روزا دارم زیاد تاپیک میبینم که مامانا سوال میکنن چطور بچه رو از شیر بگیریم یا شما چطور گرفتین گفتم تجربه خودمو براتون بزارم
اول اینو بگم که من فقط حدود ۲۵ روز شیر خودمو دادم و بعدش شیرخشک دادم پس تجربه‌ای که میزارم درباره شیشه و شیرخشک
دوم اینکه من دور و برم خیلی بچه بوده و همیشه حواسم به بچه‌ها و چالشایی که مامانا داشتن بوده و برای خودم الگو برداری کرده بودم که حواسم باشه
مثلا دیدم که بچه رو از شیر گرفتن ولی بچه مثلا ۵-۶ سالشه هنوز داره از شیشه آب میخوره یا شیر شب از شیشه می‌خوره😑
سر همینا من بشدت حواسم بود که دخترمو اصلا به شیشه یا پستونک وابسته نکنم
برای همین هرموقع تا شیر میدادم فوری شیشه رو از دم دستش برمی‌داشتم، یا هیچوقت آب و اینا توی شیشه بهش ندادم و از لیوان و نی استفاده کردم

۱۵ ماهگی چون دخترم دیگه ۱۶ تا دندون داشت و طبق چکاب یکسالگیش سطح آهن و کلسیمش بالا بود و غذا خوردنشم خوب بود تصمیم گرفتم هم از پستونک بگیرمش هم شیر
تجربه پستونک رو بعدا تو تاپیک جدا میزارم
ولی شیر رو چجوری قطع کردم...

تاپیک دیگه میزارم
مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
تو رو خدا شما بهم راهنمایی کنید من که دیگه گیج شدم،دیوانه شدم
پسرم از دست من غذا نمیخوره فقط دوست داره خودش غذا بخوره
مجبورم ظهر ها گوشت یا مرغ ریش ریش کنم بزارم جلوش بخوره ، برنج رو با زور و سرگرمی موبایل چند قاشق بهش میدم
صبحانه با موبایل بهش فرنی و حریره و ... میدم
میان وعده اگر چیزی باشه که بگیره دستش مثلاً میوه یه کم میخوره وگرنه چیزهاییمثل شیر بیسکوییت و ... باید به زور موبایل و سرگرمی بهش بدم
حالا امروز عصر افتاد روی استفراغ و تا همین یک ساعت پیش هر چی خورده بود آورد بالا دیگه حتی شیر هم میخورد استفراغ میکرد، رفتیم درمانگاه بهش آمپول ضد تهوع زد و دارو داد حالا خوابیده
مشکل من اینجاست که همه فکر میکنن من بهش زیاد غذا میدم که اینجوری شده
شوهرم ماموریت هست و دو روزه خونه مادر شوهرم هستم
همش پچ پچ میکنن که غذا روی دل بچه مونده، و...
گفتم این بچه از ساعت۲ که ناهار خورده دیگه هیچی نخورده حتی عصرانه نخورده
بهشون میگم فشار بچه میوفته این همه استفراغ کرده دیگه هیچی تو دلش نیست
میگن مال غذا اضافی اینجوری شده
بخدا کیان اگر من بهش غذا ندم لب به غذا نمیزنه، منم با بدبختی چهار تا قاشق بهش میدم
بخدا آرزوی من این شده که پسرم قشنگ خودش غذا بخوره
بچه های شما روزانه چقدر غذا میخورن؟؟