۶ پاسخ

اول ابنکه خودت رو باور کن توانایی هات رو پیدا کن اونا رو پرورش بده برای خودت بزرگشون کن هرروز با پسرت برو پارک پیاده روی اگه میتونی ورزش کن موزیک بزار اگه دوستی داره باهاشون رفت و آمد بکن.

منم تاحدودی اینطوررهستم برای خودت سخت میکنی مثلا مهد هرروز نمیتونی ببری سه روز در هفته ببر یا من گفتم بذار سرای محله بد بود ماه بعد ننویس کلا سه ساعته بعد هرروز بهتره بیرون قدم بزنی یا کلاس ورزش برو تا حالت بهتر بشه مدام توی خونه بودن بدتره

عزیزم درخواست بده

قرآن زیاد بخون

فلوکستین بخور

من مادرم اینجوریه
من خیلی مقابله کردم باهاش

سوال های مرتبط

مامان ملوسک🍋‍🟩🍯☃️ مامان ملوسک🍋‍🟩🍯☃️ ۴ سالگی
خانماهستین یکم باهاتون دردودل کنم اینقدروسواس فکری دارم یعنی آرزومه بخوابم وبیدارنشم ازشدت استرس دوست دارم برم خودم بندازم یه جای😭اصلاسرزنش یاقضاوت نکنیدنه بخاطراینکه خودم ناراحت میشم نه یخاطراینکه خدای نکرده هررررگزهرگززززمثل من نشیداسترسی وسواس فکری نداشته باشید
خانمامن وقتی بچم دنیااومدپلاکت خونش پایین بودبعدحدودده روزی بستری بودخداروشکرپلاکتش بالااومدبعداازاونموقع تاپارسال یعنی تا۳سالگیش چندباری ازش آزمایش گرفتم وخداروشکرهربارپلاکتش خوب بوده پایین نبوده الان میخوام باز..فرداهم برم آزمایش پلاکت وچندچیزدیگه بگیرم استرس منوکشته که تاخون ازش میگیرن میمیرم زنده میشم تاجواب آزمایشم بیادکه چندبارسکته میزنم چیکارکنم تورخدابااینهمه وسواس فکری بااینهمه فکرچیکارکنم من 😭😭اگه تاپیکمم دیدیدخواهش میکنم ازتون دعاکنیدجواب ازمایشاش همش خوب باشه کاش منم یه مادرنرمال بودم کاش اینقدرفکروخیال نداشتم وهزاران کاش دیگه😭😭😭یه دونه بچه دارم اونم همیشه براش تواسترسواضطرابم
مامان حسین کوچولو مامان حسین کوچولو ۴ سالگی
شما بچه های 4 سالتون چجورین. من واقعا کم آوردم صبح با خورشید بیدار مبشه دیگه نمیخوابه در طول روز کلی ورجه ورجه که اونم بگیم اصلا انرژی نمیگره ازش مثلا دیروز و بخوام بگم رفته دریا اومده شب باز من بردمش پیاده روی 1 ساعته کلی حرف زدیم باهم یعنی میگم هم جسمی هم ذهنی خسته باز ساعت 11 شب برا خواب دق میده منو 2 ساعت طول میده تا بخوابه امروزم حز دریا همون روتین که گفتم در طول هفته کلاس کوسیقی میره با باباش فوتبال میره خونه ماربزرگش میره دیگه من دارم روانی میشم واقعا دلم میخواد مثل این ضربه گیر حبابیا بگیرم پیچش بدم صداش استخوناش دربیاد وای خدا خستم کرده من اصلا تایم سکوت برا خودم ندارم نمیتونم برا خودم یه گوهی بخورم به ولا غذاشو میدم 2 دقیقه بعد میشینم عین آدم غذا بخورم باز میاد میگه خیار میدی هویج میدی اگر غذا خواستم باز میدی کارتون و عوض کن الان تو چی میخوری منم میخوام همه رو میدم در واقع غذامو تو مسیرم همش با معده درد و ایستاده غذا میخورم بعد میگه اینکارو میکنی اون کارو میکنی یعنی مغزم دیگه داره منفجر میشه دلم میخواد خودمو بزنم از بس رو روانم چهارنعل میره. بعد میبرم بیرون. سوار ماشین میخواد بشه خدا شاهد در و باز میکنم سوار شه 5 دقیقه طول میده تا سوار شه عین ژله خودشو میکنه یواش یواش یعنی تا هولش ندی داخل همونجور بین در صندلی وایمیسته پیاده شدنشنم همینه. مغزم دیگه نمیکشه بچه های شما هم همینن یا فقط من دیوانه دارم میشم