بعدش اینکه الگوی غذایی بچه من توی بی‌تو چهار ساعت به این شکله که ساعت ۶ی ۱۲۰تا۱۵۰ تا شیر محلی با عسل بهش میدم بعد تا میاد بیدار بشه میشه ساعت ۹تا ده صبح همون نون وچای که گفتمونیدمذبهش بعد تا میاد ظهربشه یک ساعت دو ساعت فاصله میندازم ی وعده میوه حالا هرنوع باشه وبخوره میدم بعد ظهر می‌خوابه ی وعده شیر دوباره عصر که میشه غذا براش هرچیزی درست کرده باشم میدم غذاهایی که می‌دونم میخوره .بعد دوباره تا میاد غروب وشب باشه ی نوع میوه دیگه میدم .بعد اگر خوابش بیاد شیر میدم بهش اگر نیاد یا ماست میدم یا بیسکوییت میدم با کرده بادام زمینی .این روال چند ماهه این الگوی غذاییش هست بعد دیروز نمی‌دونم چرا کباب تو گوجه براش درست کردم با ماست بهش دادم بعد ظهرمذخوابش را درست نرفت یک ربع ته دقیقه بیدار شد بعد ساعت ۷اون موقعابود خوابش میومد من گفتم حالا بخوابه دیگه شب نمی‌خوابه خواستم یکم سرگرمش کنم ی موز آوردم بهش بدم دوتا قاشق بهش دادم بچه تا نیم ساعت گلاب به روتون بالا میوزد با اینکه همه مسئولیت بچه با کنه غذا پختن و غذا دادن بهش باهاش بازی کردن سرگرم کردنش خوابوندش لباس شستنش که من مجبورم روزی ده دست لباس عوض کنم براش وهمه هم با دست می‌شورم .بعد دیشب که بچه حالش بد شده بود همه اعضای خانوادم به من گیر میده که تولید نیستی بچه را معدشوسنکین می‌کنی و فلان درصورتی که این الگوی همچیگی بچه بوده حالا ی دیروز اینجور شده که من فکر میکنم حالا اگر غذاس هم هضم نشده بود فقط اشتباه کردم که دیدم خوابش میاد میخوابوندمش موز دادم بهش من نمی‌دونستم که حالش بد میشه چرا تا وقتی من همه کارابچه را میکنموخوبه کسی نمی‌بینه تا ی مشکلی پیش میاد همه آویزون من میشن انگار من دشمنی دارم با بچه خودم و خواستم حالش بد بشه

۲ پاسخ

همین دیگه یه جور حرف میزنن ادم عذاب وجدان میگیره که نکنه واقعا ما مقصریم

آره انگاری ما عمدی مریضشون میکنیم. دیگه نمیدونن بچه مریض بشه زحمت خودمون بیشتر میشه..حالا چرا اینقد لباس عوض میکنی من روزی ی بار عوضش میکنم نمیخواد تا ی ذره کثیف شد عوض کنی... و اینکه ظهر غذا بده عصر میوه شام هم حتما بده بهش...ب نظرم برنامه غذاییشو ی مقدار تغیر بده میوه و شیر رو جوری بده که وعده اصلیشو بخوره..

سوال های مرتبط

مامان عرشیا مامان عرشیا ۱ سالگی
خانما میشه راهنماییم کنین

من با عرشیا بازی نمیکنم یعنی از خواب که بیدار بشه کنترل میده بهم که تلویزیون رو روشن کنم بعد میشینه نگاه میکنه صبحانه میدم میخوره باز میره دراز میکشه تلویزیون میبینه تا ناهار باز میدم میاد نیم ساعت پیش من که من اون موقع در حال اشپزیم میاد منو میکشه که بهش شیر بدم ناهارشو که خورد باز میشینه دوباره تلویزیون میبینه تو این فاصله من میرم براش اسباب بازی هاشو میارم نیم ساعت بازی میکنه باز میاد بهم میچسبه شیر میخوره یا میخوابه اگه هم نخوابید دوباره میره تلویزیون میبینه
این طبیعیه؟
یا عرشیا زیاد تلویزیون میبینه
خودمم بازی کنم باهاش یاد ندارم وقتی شوهرم از سرکار میاد یکم باهاش توپ بازی میکنه خیلی خوشحال میشه
حالا نباید که بچه هارو باهم مقایسه کرد اما دختر خواهرم از عرشیا بیست روزه کوچیک تره چون شیر تو شیر بوده ابجیش یک سال ازش بزرگتره هم راحت حرف میزنه هم بازی هم هستن در کل خیلی زبرو زرنگه ماشالله اما عرشیا رو که نگاه میکنم ...
طبیعیه یانه؟چیکارکنم