۸ پاسخ

دقیقا الان همین حس حال دارم شوهرم عین خیالش نیست منو ببره دکتر بدنم ضعف می‌ره تمام بدنم در می‌کنه اعصابم ضعیف شده

من که با کلی سختی و بعد از چند سال انتظار با آی وی اف بچه دار شدم از لحظه تشکیل جنین درد کشیدم تا حالا نا شکری نمیکنم خدارو شکر به آرزوم رسیدم ولی نه پا نه کمر دارم نه اعصاب و روان
هزارتا بوس ازش میکنم قربون صدقه اش میرم ولی یهو خالی میکنم میخوام خودمو بزنم از دستش ۲شب نمی‌خوابه
واقعا مادری خیلی سخته شوهرم کمک نمیکنه امشب باهاش قهر کردم تا ۳تا بشقاب شسته .
شاغل هستم دیگه انرژی ندارم احساس پیری شدید دارم ولی عاشق بچم هستم اصلا نمیخوام به نبودش فکر کنم ولی دلم برای خود سابقم خیلی تنگ شده

عزیزم مکمل بخور من سه شب پیش ساعت ۴هانا بیدارشد شیر خورد یدفعه داغ شدم و عرق کردم چشام تار شد ،،بازم خونه بابامینا بودم مامانم پیشم خوابیده بود صداش کردم پاهام یاری نمیکرد داشتم بیهوش میشدم مامانمم هرچی دم دستش میومد میرخت تو دهنم دستام شروع کرد به لرزیدن ..نمیدونم قندم بود یا فشارم خلاصه که خیلی بد بود بدنم خالی کرده.
درد و اینا خیلی وقته دارم ولی مولتی گرفتم دوروزه میخورم بهتر شدم

مم الان دقیقا تو این وضعیتم ریزش موی شدیددددددددددددددد شقیقه هام کلا خالی شدن
کمر درددددد و خستگی و‌ناتوانی و‌ضعف اعصاب

من من من

من یادم نیست ولی تا جای ک یادمه انگار بیشتر اوقات حسم بهم گفت خیلی بی کس و تنها و ضعیف شدی 😔راستش می‌دونی بعد بچه آوردن دیگه هیچ وقت واسه شوهرت مثل سابق نمیشی و این بدتر آدمو داغون می‌کنه
گناه داره مادرت نگو بهش💔مگه ایشون از این دنیا خیری دیده ما چ میدونیم چی کشیدن از ما

از روزی که حامله شدم دردا اومد سراغم هنوزم همونه

دقیق از روزی ک زایمان کردم .ولی از ووجود بچم ناراحت نیستم خداروشکر ک دارمش.ولی خودم آدم نیستم یعنیا امید ندارم همش خستم خستهههههه.
هی با خودم فکر میکنم یعنی یه بچه دیگه ام باید بیارم واااای ن من نمیتونم .از اون ورم میگم خب بچم‌تنهاس آیندخ

سوال های مرتبط