۵ پاسخ

الهی چه متن قشنگی
چه مامان با ذوقی😍
تولدش مبارک
خدا حفظش کنه گل پسرو
با ناز مامان باباش بزرگ بشه

مبارکه عزیزم

تولدش مبارک باشه

مبارک باشه ان شاالله جشن دانشگاه رفتنش دامادیشو ببینی
برای ماام دعا کنید نی نی مون خوب باشه

درکنار هم پیر بشید 😘😘💖💖💖

سوال های مرتبط

مامان ....💙.... مامان ....💙.... هفته بیستم بارداری
به رسم گهواره دنیای ما هم به رنگ آبی آسمون شد

پسر کوچولوی من… 💙
هنوز ندیدمت، اما انگار سال‌هاست که دوستت دارم. هنوز دست‌های کوچکت را نگرفته‌ام، هنوز چشم‌هایت را ندیده‌ام و صدایت را نشنیده‌ام، اما تو همین حالا هم قشنگ‌ترین حسِ زندگی منی.
تو هنوز نیامده، جای خودت را در تمام رؤیاهایم پیدا کرده‌ای. گاهی با خودم فکر می‌کنم روزی که برای اولین بار بغلت کنم، چطور می‌شود تمام این عشق را در آغوشی کوچک جا داد؟
پسرم، نمی‌دانم زندگی چه روزهایی برایت کنار گذاشته، اما قول می‌دهم تا جایی که توان دارم، پناهت باشم؛ جایی که خسته شدی به آن برگردی، جایی که بی‌هراس خودت باشی و بدانی حتی در سخت‌ترین روزها هم کسی هست که با تمام وجودش دوستت دارد.
تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما من از همین حالا مادرِ توام؛ و قلبم، پیش از آنکه تو را در آغوش بگیرد، خانه‌ات شده است. 🥹💙
دوستت دارم، پسرِ نادیده‌ی من؛
از امروز، تا تمام فرداهایی که با هم خواهیم ساخت. 🌱

بماند به یادگار از سونوی آنومالی05/7/26
مامان لیا،آنیا،حسین🫀 مامان لیا،آنیا،حسین🫀 هفته بیستم بارداری
۱۴۰۵/۸/۳
💙🤍 پسر قشنگم، حسینِ من… 🤍💙

بیست هفته‌ست که تو رو با خودم دارم، بیست هفته‌ست که قلب کوچولوت زیر قلب من می‌تپه و من هر روز بیشتر از قبل عاشق فرشته‌ای می‌شم که هنوز ندیدمش، اما از همین حالا تمام وجودم به عشقشه… 🥹👶🏻💙

حسین جانم، تو سومین هدیه‌ی آسمونی زندگی منی؛ بعد از دو تا فرشته‌ی نازم، لیا و آنیا، حالا خدا تو رو به قلبم سپرده تا خونه‌مون با صدای سه تا اسم قشنگ، پر از عشق بشه. 💕🌸

پسرم، شاید هنوز دستای کوچولوت رو نگرفتم، هنوز چشم‌های قشنگت رو ندیدم و هنوز صدات رو نشنیدم، اما باور کن مامان از همین حالا هزار بار تو رو توی خیال خودش بغل کرده، بوسیده و بهت گفته: «الهی مامان فدات بشه، زودتر بیا که دلم برای دیدنت پر می‌کشه…» 🫂💙

تو هنوز توی دل منی، اما توی تمام فکر و خیال و آرزوهای من جا شدی. هر بار که به آینده فکر می‌کنم، خودم رو می‌بینم که لیا و آنیا رو کنار خودم دارم و تو رو هم توی آغوشم گرفته‌ام؛ سه تا دلیل برای لبخند زدنم، سه تا تکه از قلبم، سه تا عشق بی‌انتها… 🥹❤️

حسینِ مامان، پسر نازنینم، بیست هفته از سفر قشنگمون گذشته و من هر روز برای سلامتی‌ات دعا می‌کنم. آرزوم اینه که سالم و سلامت به دنیا بیای، توی آغوشم آروم بگیری و من با اشک شوق توی گوشت زمزمه کنم: «بالاخره اومدی، پسرم… مامان خیلی منتظرت بود.» 🤍🕊️

حسین جانم، تو هنوز نیومدی، اما از همین حالا یکی از قشنگ‌ترین فصل‌های زندگی منی… 💙

با عشقِ بی‌پایان،
مامانت که بی‌صبرانه منتظر دیدنته… 🤱🏻💙

#حسین_جانم #هفته_بیستم_بارداری #پسرم #عشق_مامان #مامان_سه_فرشته
مامان قلب صورتی🩷 مامان قلب صورتی🩷 ۳ سالگی
چهار ماه از آمدن تو به قلبم می‌گذرد و هر روز بیشتر از قبل عاشقت می‌شوم. دیدن تو در سونوگرافی و حس کردن حرکاتت، زیباترین هدیه‌ای است که خدا به من داده است. منتظر روزی هستم که تو را در آغوش بگیرم و برای همیشه در کنارم داشته باشیم."
"ماه چهارم، ماه تولد دوباره من است. در این ماه، با هر ضربه کوچکی که از تو در دلم احساس می‌کنم، می‌دانم که یک معجزه در حال وقوع است. خدایا، شکرت که این هدیه زیبا را به من عطا کردی."
"در این ماه، انگار جهان برایم زیباتر شده است. با هر حرکت تو، قلبم پر از امید و عشق می‌شود. تو تنها فرزند من نیستی، تو امید و آرزوی منی. دوستت دارم، فرشته کوچک من."
"چهار ماه گذشت و تو در دلم بزرگتر شدی. حس می‌کنم در کنار تو، من هم دوباره متولد شده‌ام. با تو، زندگی برایم معنای جدیدی پیدا کرده است. منتظر روزی هستم که در آغوشم بگیری و با صدای کوچکت، دنیایم را پر از شادی کنی."
"صدای ضربان قلبت، زیباترین موسیقی دنیاست. در ماه چهارم بارداری، با هر حرکت تو، عشق در وجودم شعله‌ور می‌شود. تو بهترین هدیه خدا هستی و من با تمام وجودم، منتظر دیدن روی ماهت هستم
ورود به ماه چهارم بارداری مبارکمون باشه دختر یا پسر عزیزم🩷🩵
مامان دختری وپسری💖💙 مامان دختری وپسری💖💙 هفته بیست‌وپنجم بارداری
پسر کوچولوی من… 💙

امروز ۲۰ هفته است که تو را با خودم دارم و هنوز باورم نمی‌شود این روزها این‌قدر زود گذشتند.

انگار همین دیروز بود که فهمیدم قرار است دوباره مادر شوم؛
از همان لحظه، تو شدی یکی از قشنگ‌ترین فکرهای هر روزم.
با هر سونوگرافی، هر بار که از تو حرف زدم و هر بار که به آینده فکر کردم، بیشتر به آمدنت نزدیک شدم.

هنوز تو را در آغوش نگرفته‌ام، هنوز صورتت را ندیده‌ام و هنوز صدایت را نشنیده‌ام؛
اما بودنت را با تمام وجودم حس می‌کنم.
تو همین حالا هم بخشی از زندگی منی، بخشی از قلبم… 🤍

گاهی به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگر، همین پسر کوچولویی که امروز درون من زندگی می‌کند، قرار است روی دست‌هایم باشد.
قرار است صورتت را نگاه کنم و شاید با خودم بگویم:
«چطور ممکنه این همه عشق، از یه موجود کوچولوی این‌قدر ریز شروع شده باشه؟»

پسرم، نمی‌دانم وقتی بزرگ شدی و این نوشته را خواندی، چه شکلی شده‌ای و چه رویاهایی داری؛
اما دوست دارم بدانی یک روز، قبل از اینکه حتی تو را ببینم، مادرت نشسته بود و برایت می‌نوشت.

و تنها چیزی که آن روز مطمئن بود، این بود:

تو هنوز نیامده بودی، اما جایت در قلب مامان از مدت‌ها قبل آماده بود. 💙🧿

منتظرت هستم، پسرم…
برای اولین نگاه، اولین بغل و اولین باری که صدایت کنم:
«پسرم…» 🥹💙