۱۴ پاسخ

ای خدااااا ماشاالله بهتون😍😍💋💋 بچها انگار با پدرا رو دربایستی دارن آیهانم همینه وقتی بامنه کلی درخواست داره ولی وقتی با باباشه فقط میگه با موتور بریم بیرون دور بزنیم همین

چه‌مادر پسر قشنگی😍

قربون خودم که‌همسرم هیچ وقت دخترمو بیرون نمیبره بدونم چ مدلیه

اومدن و برگشتنش به کنار...اینکه توی فروشگاه همه چی رو میخواد....تا الان بیستا پودر ژله گرفتیم فقط هردفعه میریم یه دونه برمیداره همراه با بقیه خوراکیا

من با بچم ابنقدر راه میرم که طفلی دلم به حالش میسوزه میگم خسته شد دیشب اینقدر راه بردمش تا برسیم کلاس از خسته گی وسط راه خوابش گرفت🥺

برعکس منو آروکو و باباش
با من ک میاد همکاری میکنه ولی با باباش قشنگ سرویس می‌کنه

چقدر چهرت دوست دارم

شانسمونه خواهر

چه قاب قشنگی😍

الان من جدیدا پسرم دارم عادت میدم به پیاده روی ساده ، دوتایی میریم پیاده روی یا خریدی چیزی بستنی هم میخوریم برمیگردیم ، با دوچرخه میبرمش دقم میده

ماشالله بهتون انگار خواهر وبرادرین😍❤💋

منم بیرون رفتنی میگه بغلم کن کلا پشیمون میشم ببرمش بیرون

ازاکالا خرید کم و بشین تو خونه😀

کلا بچه ۷ا برای مامانشون لوسن

سوال های مرتبط

مامان گندم🌾 مامان گندم🌾 ۴ سالگی
من یه مشکلی با گندم دارم،

اینکه هر چی دست بقیه میبینه میخواد، اصلا عزت نفس و غرور نداره!!!
در حالیکه من کمتر بچه ای رو میبینم اینطور باشه.

با اینکه گندم همیشه بهترین لباسا، اسباب بازی ها، خوراکی ها رو داشته ولی باز چشمش به وسیله های بقیه هست
چند روز پیش مطب دکتر بودیم، یه دختر بچه با مامانش اومده بود، تو این سرما مامانش یه کفش تابستونی با جوراب پوشونده بود براش، فکر کن دیگ کفشه کل تابستون پاش بوده چقدر کهنه شده بود.
اونو دیده میگه منم از این کفشها میخوام😑
یا یه بچه اسباب بازی دستش بود، میگه از این میخوام
یکی دیگ شکلات داشت گفت منم میخوام🙄

یکبار دوچرخه اش پشت ماشین بود، رفته بودیم استخر
بعد کلاس شناس گفت باید سوار دوچرخه ام شم، منم آوردم تو حیاطش سوارشه
دوستش اومد بیرون نگاه دوچرخه میکرد، از قیافه بچه مشخص بود خوشش اومده میخواد سوار شه
گفتم گندم بذار دوستتم سوار شه، بچه هه سوار نشد گفت نه من نمیخوام با مامانم میریم آبنبات بخریم😐
یعنی واقعا تو کف عزت نفس این بچه موندم.
نمیدونم با این اخلاق گندم چیکار کنم
حقیقتا خیلی حرص میخورم وقتی برا چیزایی کوچیک ک چند برابر بهترشو خودش داره حریصه😑