۶ پاسخ

بنظرم بیشتر آدمای بیشعور اطرافمون هستن که باعث این حسای بد میشن
من که اینجور تجربه کردم البته برای من همه چیز اصلا برعکسه
من دوست دارم شیر خودمو بدم و مادشوهرم اصرار ک شیر خشک بده شیر تو قوت نداره بچت لاغره گشنه اس یعنی دیگه بریدم فقظ میخوام زودتر برم واکسن دو ماهگیش بزنم ببینم چی میگه بهداشت یعنی چه دعواهایی تو. خونمون راه انداخت خانوم که بهبچه باید شیرخشک بدم یه مدتم واقعا خودشون میدادن و همین باعث. شد بچه شیر منو کمتر بخوره و مجرای سینم کامل باز نشدن البته الان کم کم داره اک میشه ها ولی خودم دلنگرانم

بازم بزرگتر بشه بازم بهتر میشی
منم دو ماه اول افسردگی شدید شدم انگار ته خط بود

دقیقا میگذره ولی سختتتت من جلوی چه کسایی که اشکم نریخته اصلا دست خودت نیست احساس ناکافی بودن داری نسبت به همه چیز ولی کم کم اوضاع بهتر میشه و عادت میکنی امیدوارم همه مامانا یکیو داشته باشن کنارشون باشه❤️

والا من ک اینجوریم هنوزم استرس نگرانی دلشوره انگار خودم نیستم کلا

آره دقیقا حالمون همینجوریه که شما توصیف کردی
خداکنه حداقل کمی بهتر بشن دیگه این کولیک برامون آرامش نذاشته

هعیییییییی🫠🫠🫠💔 چقد سختم بود اوایل...همینجوری اشکام میریخت...

سوال های مرتبط