۸ پاسخ

من بخاطر همین پند و اندرزها تا الان فقط به مادرم گفتم هیچ کس نمیدونه

من تازه خبر بارداریمو گفته بودم خانواده شوهرم شروع کردن از خاطرات پیچیدن بند ناف دور بچه و مرده دنیا اومدنش و اینا
هرباااارررر هم بدون استثناء منو ببینن بازم تکرار میکنن
بهشون چندبار گفتم من مراقبم اصلا به اینطور چیزا فکر نمیکنم که بخوام استرس بگیرم سری بعد باز روز از نو روزی از نو 🥸🥸🥸
بخدا تا سه ماه هیچکسی نمیدونست من حامله ام داشتم عشق میکردم با خودم تو آروم ترین حالت ممکن بودم
کسی نمی‌فهمید من کجام چیکار میکنم چیکار میکنم الان همه شدند متخصص طب مادر و جنین 😏

وااا ینی چی

بخدا این حاملگی و فکرو خیال و استرسش یه طرف این اظهار نظرهای دیگران مخصوصا اونایی که از مرگ و میر جنین هم میگن یه طرف دیگه 😑 ( دور باشه از همه )
من انقدری که از دست حرفای دیگران خسته شدم دلم نمی‌خواد کسیو ببینم صددددبار هم تکرار میکنن

عجب برا ما ک این حرفا نبود

واااا

موقعه ی ماهگرفتگی میگن ک

چه ربطی داره

سوال های مرتبط

مامان 🎀🎀🎀 مامان 🎀🎀🎀 هفته شانزدهم بارداری
مامان آرامش و تو دلی مامان آرامش و تو دلی هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان دخملو مامان دخملو هفته سی‌وپنجم بارداری