۶ پاسخ

من دوشنبه زایمانمه خدا کمکم کنه خیلی میترسم

ما یه همسایه داریم ۷تا دختر داره دوتا پسر..شوهره فوت کرده ولی مادر هستش زیادی پیرم نیست ولی یکم مریضی احوال هست..این ۷تا دختر و دوتا پسر اینقد دوسش دارن..همشونم مزدوج شدن فقط یه دخترش..ولی هروز یه دخترش میاد پیشش و دو سه روزی میمونن..تمیز کاری..لباس شدن..دور همی چای و شامی ..تو حیاط جمع میشن بلالی..پسراشم که اکثرا کنارشن و خیلی هم محترمانه..اگه هزارتا دوستم داشت آخرش مث رضا رویگری که تو خانه سالمند بردنش با اون همه نقشای بیاد ماندنی و اون سرود ماندگار...و حتی تک فرزند

دقیقا مثل من همش میگم وقتی بچم بزرگ بشه تنهاس نه خواهری نه برادری ولی جراتشم ندارم بیشتراز همه از بارداری متنفرم تحمل اون همه ویار مجدد و سختی و ندارم

من ناخاسته باردار شدم
اول مث سگ لرزیدم و هزارتا فکر کردم
الان ولی خوشحالم

اتفاقا یکی از اقوام به من می‌گفت فکر دومی باش
گفتم گلم همین لباس تو خونه که تنشه الانم روش غذا ریخت چرب شد تو تخفیف ۱۵۰۰ پولشو دادم
شکم همین یدونه رو بتونیم سیر کنیم خدا رو شکر میکنیم

مواظب باش سورپرایز نشی

سوال های مرتبط