خانوما امروز ظهر پسر بزرگم که ۱۸ ماهشه در حیاط باز کرده رفته تو کوچیه یک ساعت گم شده بود خدا رو شکر بچه های کوچیک همسایه هامون شناخته پسرمو آورده من مردم زنده شدم از اینور نوزادم بردم خونه فامیل شوهرم گذاشتم خودم بدو بدو تو خیابونا دنبال پسرم فقط گریه میکردم به خدا التماس میکردم بچم گم نشده باشه سالم باشه خدا رو شکر پیدا شد اگر یه جایی میرفت که یکی اونو میدوزدید چه خاکی تو سرم میکردم برا ده دقیقه که میخواستم نوزادم لباس عوض کنم پوشکش کنم گفتم بره طبقه بالا خانه دایی شوهرم هست گفتم بره یکم سرگرم بشه میارم پایین همین پسر دایی شوهرم میره بیرون در حیاط قفل نمیکنه فقط میبنده پسر منم که شیطونه رفته در حیاط باز کرده اجاق به دست پای لخت راه افتاده تو خیابون دوتا کوچه پایین تر رفته خدا رحم کرده که از چهار راه رد نشده از کنار دیدار رفته حالا من موندم نیم وجبی این کوچه دراز طولانی چه جوری تند تند رفته که من ندیدمش خدا خیلی رجم کرد تو رو خدا اونایی که مثل من تو یه ساختمون مشترک زندگی می‌کنید در خونتون قفل کنید بچه هاتونم به هوای خونه فامیلتون ول نکنید

۳ پاسخ

واییییییییییی چطور میکشی اخه تو دختر واقعا صبرو تحملت زیاده

من با یه دختر ۷ ساله و نوزاد ۳ ماهه کم آوردم، شما چطور دو تا بچه کوچیک سر میکنی🫩🫩

پسرم گم شده بود یک ساعت طول کشید تا پیدا بشه بعدش که پیدا شد یکم که گذشت خم شدم نوزادم بغل کنم سینه سمت راستم خیلی درد میکرد از ظهر تا الان از سینه خودم شیر ندادم به بچم درد سینه از چیه خطر ناکه

سوال های مرتبط

مامان آرسام💙 مامان آرسام💙 ۲ ماهگی