۴ پاسخ

ترسیدی رگات گرفته،مابهش میگیم رگ هول

اخی عزیزم چه تکون بدی خوردی قرص موتوکاربامول بخور البته اول سرچ کن ببین برا شیردهی میشه استفاده کنی

سلام عزیزم برو دوش آب گرم رو به داغ بگیر اومدی بیرون بدنتو خشک کن با یه روغن و زنجبیل چرب کن ،چایی زنجبیل هم خوبه

عزیزم عرق بادی شدی برو دکتر

سوال های مرتبط

مامان شازده کوچولوها مامان شازده کوچولوها ۱ ماهگی
خانوما امروز ظهر پسر بزرگم که ۱۸ ماهشه در حیاط باز کرده رفته تو کوچیه یک ساعت گم شده بود خدا رو شکر بچه های کوچیک همسایه هامون شناخته پسرمو آورده من مردم زنده شدم از اینور نوزادم بردم خونه فامیل شوهرم گذاشتم خودم بدو بدو تو خیابونا دنبال پسرم فقط گریه میکردم به خدا التماس میکردم بچم گم نشده باشه سالم باشه خدا رو شکر پیدا شد اگر یه جایی میرفت که یکی اونو میدوزدید چه خاکی تو سرم میکردم برا ده دقیقه که میخواستم نوزادم لباس عوض کنم پوشکش کنم گفتم بره طبقه بالا خانه دایی شوهرم هست گفتم بره یکم سرگرم بشه میارم پایین همین پسر دایی شوهرم میره بیرون در حیاط قفل نمیکنه فقط میبنده پسر منم که شیطونه رفته در حیاط باز کرده اجاق به دست پای لخت راه افتاده تو خیابون دوتا کوچه پایین تر رفته خدا رحم کرده که از چهار راه رد نشده از کنار دیدار رفته حالا من موندم نیم وجبی این کوچه دراز طولانی چه جوری تند تند رفته که من ندیدمش خدا خیلی رجم کرد تو رو خدا اونایی که مثل من تو یه ساختمون مشترک زندگی می‌کنید در خونتون قفل کنید بچه هاتونم به هوای خونه فامیلتون ول نکنید
مامان مامان باربی🩷 مامان مامان باربی🩷 ۷ ماهگی
مامان رایان👑 مامان رایان👑 ۹ ماهگی
سلام خانوما خب خب منم میخام تجربه زایمانم بزارم شاید برای کسایی ک زایمان سومشونه کمکی باشه...
من تو چکاپ اخری ک تو بهداشت دادم ازمایش اینا پلاکت خونم پایین نشون داده بود و تیروئیدمم دوباره از نرمال شده بود کم کار بهم نامه داد ارجاع داد پزشک متخصص منم چند روز بعد ک شده بودم ۳۷ هفته و ۲ روز رفتم متخصص برای تیروئید و پلاکت خونم دارو نوشت بعد گفت میخای معاینت کنم ببینم رحمت باز شده یا نه منم قبول کردم وقتی معاینم کرد گفت سه سانت رحمت باز شده و سر بچه ات خیلی پایینه بستری شی زایمان میکنی اینا منم تعجب کرده بودم آمادگیش نداشتم اینا خلاصه نامه زایشگاه داد و منم چون تنها رفته بودم بیمارستان یه راست اومدم خونه...اومدم خونه شروع کردم ب انجام کارام وسایلم اماده کردم حموم رفتم تا عصر درگیر بودم گفتم برم بیمارستان اگه رحمم بیشتر باز شده بود بستری میشم نشده بود هم ک هیچ ولی ناگفته نماند من از اوایل ۳۶ هفته خیلی کمر درد داشتم دیگه از ۳۷ خیلی اذیت بودم انگار بجا استخون چوب گذاشته بودن تو کمرم..خلاصه زایشگاه ان اس تیم خوب بود و رحمم فرقی نکرده بود اومدم خونه همش حس خیسی داشتم فک میکردم عرق کرده کشاله ران پام توجه نمیکردم