دختر من و دختر جاری کوچیکم تقریبا هم سنن اون ۳ ماه از دختر من بزرگتره
مادرشوهرم همونطور که قبلا بین من و جاریم فرق میذاشت حالا بین بچه هامون فرق میذاره پیر زن خداشناس خجالت نمیکشه از خدا نمیترسه
چند روز اومدیم شهرستان خوشون ۱۰۰ بار دختر اونو صدا میزنه یه بار دختر منو همش میگه نرگس(جاریم) بهش غذا دادى، غذا شو خورد شیرش و خورده ميخوای بيار من نگهش دارم برو به فلان کارت برس یا همش صداش میکنه بازیش میده دختر من اصلا انگار نوه اش نیست
بخدا چهار دست و پا میره کنارش وامیسه فقط لبخند میزنه بهش همیجی نمیشه
امروز خیلی دلم شکست سرشب بود به شوهرم گفتم ما رو آورد گذاشت خونه مامانم
کلی گریه کردم همین الان هم بغض تو گلومه بچه ۱ ساله چه میفهمه فرق گذاشتن یعنی چی مگه دختر من چی از اون بچه تخس زز زرو کم داره
فقط سپردمش به خدا تا دلم بدجور آه کشیدم گفتم خدایا من چیزی نمیگم خودت جوابشو بده😭😭😭😭
به نظرتون من باید چیکار کنم؟؟؟
فرزند پروری پوشک شیر مادر شیر خشک نوزاد زردی

۱۸ پاسخ

منم عزیزم همین مشکل دارم مادر شوهرم بین من جاریم فرق می‌ذاره الآنم بین دختر من وجاریم برام مهم نیس دیگه وتصمییم گرفتم نرم خونش تا بهم نریزم اون لذت ببره

عزیزم خواهرانه اینو از من بشنو
پسری که برا پدرومادر خیلی عزیزه زن و بچش هم همینن و مهمتر از همه هرچی سربه زیرتر باشی معذرت میخوام تو سری خور تر میشی دقیقا مثل من و جاریم من بااینکه دختر خاله همسرم هستم ولی تو ۱۱ سال زندگی مشترکم حرفایی که نباید می‌شنیدم رو شنیدم ولی جاریم کسی جرات نمیکنه بهش بگه بالا چشت ابروعه چون برادرشوهرمم همینه بنابراین اونا دوست داشتنی ترن

وقتی رفتی انثد صداش بزن و ثربون صدقش برو و بهش برس ک جایی برای مادرشوهرت نمونه

عزیزم اگه مطمئنی که از لج تو این کارو می‌کنه نزار به خواسته ش برسه ، اتفاقا بر عکس خودت و بزن به بی خیالی خودت و با چیزای دیگه سرگرم کن بگو و بخند بزار منفجر شه از حرص

عزیزم مادر شوهر منم همینجوره خیلی هم قران و نماز میخونه فرق بین بچه ها میزاره چون تو رو دوست نداره بچتم دوست نداره راهی نیست جز قطع رابطه عاطفی شاید به خواطر شوهرت نتونی قطع رابطه کنی ولی احساسی قطع رابطه کن بچتم اصلا سمتش نفرست بچه نیازی به مادر بزرگ نداره

پسریو که بیشتر دوست دارن زنشم بیشتر میخاد احتمالا برادر شوهرت عزیزتره براش

بچها تواین سن خیلی کنجکاوی میکنن میخوان دست به همه چیز بزنن ازدرو دیوار بالامیرن حالامن وقتی میرم خونشون همش میگن چقدر بچت فضوله هیچ بچه ای مث این نیست وهزار حرف دیگه که بچه ۱۱ماهه اصلا نمیدونه چیه بهش میزنن حال دلم خونشون بدمیشه

مطمئن باش دنیا گرده
اون فقط سنی رشد کرده عقلش هنوز تو بچگی مونده

باید نری ک بفهمه ب خودت و بچه ات احترام بزاره وبراتون ارزش قائل شه همون بچه ک شما میگید چ می‌فهمه خیلیم خوب می‌فهمه وقتی کسی بهش محبت کنه پیش همون نفر بیشتر میره چون می‌فهمه ک بهش محبت می‌کنه واقعا متاسفم برای آدمهای ک عقدشون روی بچه میخان خالی کن نرو ک ناراحت نشی عزیزم وقتی ب بچه ات بی احترامی می‌کنه انگار بخودت کرده

تو مادر شوهرت بین تو واریته فرق میزاره مادر شوهر من بین من و خواهرشوهر فرق میزاره دقیقا همسنیم بچه هامونم همسن میره اونو جمع میکنه برای بیمارستان رفت براش کاچی درست میکردم ولی محل منو بچم نمی‌داد تاالان که بچم 9 ماهشه مخصوصا تواین 3 ماه اخیر هربار رفتیم اونجا میگه مادرجان تو مارو نمیشناسی من مادر بزرگتم این مارو نمیشناسه نیاوردیم اینجا نمیشناسه توقع داره بچم تنها ببرم خونشون بزارم خودم نباشم

من که اگه خودم بودم همینکار میکردم تا وقتی اونجایی بمون خونه مادرت تا وقتی که بخواین برین یه ساعت واسه خداحافظی برو خونه مادرشوهرت بعدم کخ میری خونه خودت دیگه چرا بمونی پیش این زنیکه رفتاراشو نگاه کنی بیکاری

مادرشوهرمنم دختر جاریمو از دخترمن بیشتر دوس داره بیشتر نگهش میداره و بغلش میکنه منم ناراحت میشم ولی چاره ای نیس گور باباشون

الهی عزیزم حق داری بخدا، دیگه اونجا نرو ولی حتما به مادر شوهرت بگو بعدم قطع رابطه کن اینجوری روان بچه آسیب میبینه

شاید میدونه شما خودت به بچت میرسی و هواشو داری بهت نمیگه

ماهگرد بچه های قشنگتونو ب تیم ما بسپارید

ایش جه نادر شوهر عقده ای داری خداییی من باشم دیگه نمیرم خونشون بره پیش همون نرگس جونش...اخه بچه چه حالیش میشه فرق میزاری

عزیزم حرفات کاملا درسته ولی نباید به بچه دیگه توهین کنی اون بچه هم یک سالشه اینجوری حرف نزن

هیچی می‌دونم سخته ولی خودتونو ازش دریغ کنین. نرید اونجا

سوال های مرتبط