۹ پاسخ

نگران نباش من شهرم نزدیک اراکه همیشم دارم با بچم دوتایی میریم شوهرم نمیتونه بیاد من از بچه۴ماه تجربه دارم تا بچه دوسال ونیمه.نگران نباش خداخودش کمک مبکنه برای شماهم که راهی نیست کمه

سلام از من میشنوی هر دفعه مثلا پسرت ۶ واحد شسر میخوره شیر خشک بزار داخل پلاستیک کوچیک زیپ دار که زود تر بتونی حل کنی هر چند تا شیشه شیر هم داره به اندازه ای که میدونی میخوره اب بریز داخلش اماده بزار ایجوری یه لحظه میشه حل کرد

اصلا وسیله زیاد با خودت نبر فقط یه کوله سبک ببرید که واسه حملش اذیت نشید
اگه کالسکه تاشو دارید واسه پسرتون ببرید که داخلش بمونه
خوراکی برای سرگرم کردنش حتما ببرید مثل چوب شور مغز تخمه بیسکویت اینا
قبلشم زودتر از خواب بیدارش کنید که اون تایم بخوابه کمتر اذیت بشید
من با هواپیما رفتم🫠اول پرواز خیلی گریه کرد بعدش خوابید ولی واقعا اذیت شدم
مادرشوهری خواهرشوهری کسی نیست واسه همسرتون غذا بده این چند روز رو

اگه شب سفر میکردی خیلی راحت تربود منم اولین بار بچه هام میخواستن اتوبوس سوار شن خیلی استرس داشتم
ولی شب خوابیدن تااونجا خیلی راحت بود انشالله شماام راحت برید

حالا گرفتی دیگه بلیط برو خوشبگذره عزیزم
فقط قطارتو اتوبوسی کاش نمیگرفتی خیلی سختت میشه بابچه کوچیک

ایشالا ب سلامت بری و برگردی
اذیت نمیکنه ایشالا اینم کیشه ی تجربه
منم اولا میترسیدم با پسرم جایی برم یا نمیرفتم یا میذاشتمش خونه مامانم خودم میرفتم میگفتم سخته با بچه بیرون رفتن اذیت میکنه نمیتونم نگه دارمش ولی یبار ک بردم دیدم بابا پسرم خیلی خوب همراهی میکنه

ان شا الله تجربه خوبی براتون میشه اصلا خجالت نکش نیاز به کمک داشتی از بقیه درخواست کمک کن
و برای همسرت هم یکم غذا درست کن بذار فریزر

عزیزم نگران نباش تجربه هیجان انگیزیه یه خاطره خوب براتون میمونه احتمالا بیشترشو میخوابه
یه پتو بذار که خوابید بذاری روش جاش نرم باشه شیرم راحت درست میکنی حتما یکی هست چند لحظه کمکت کنه
خدا پشت و پناهتون خوش بگذره

کدوم شهر هستن خانوادت؟

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۱۵ ماهگی
سوال:یه درد و دل باهاتون بکنم ؟؟
همسر من خیلی رو تلویزیون دیدن پسرم حساسه...
منم حساس هستم اما نه به اون شدت مجبور باشم کوتاه می‌ذارم تلویزیون ببینه...
بطور کلی خانواده خودم خیلی بهم کمک میکنن
همه جوره ( خانواده همسرم به این شدت کمک حال نیستن)
خیلی وقتا پدرم میاد پسرمو می‌بره خونشون تا من به کارام برسم
خانواده خودم اصلا روی تلویزیون دیدن پسرم حساس نیستن
براش روشن میکنن چند بار هم بهشون گفتم اما گوش نمیدن
البته اینم بگم که خونه ی اونا خیلی بازی می‌کنه مامانم و بابام واقعا براش وقت می‌ذارن و بازی هم میکنن...
خلاصه سرتونو درد نیارم همسر من چند بار دیده که اونجا پسرم تلویزیون میبینه عصبانی شده که دیگه تنهایی اونجا نره و فقط با حضور من بره..‌
همسرم یه بار کوتاه اومد باز امشب که خونه ی مامانم بودیم تلویزیون روشن بود و پسرم قشنگ داشت نگاه میکرد
گفتیم خاموش کنید بهمون میگن خیلی حساسید
اومدیم خونه همسرم عصبانی بود گفت دیگه اجازه نداده تنهایی بره اونجا...
خیلی ناراحتم از طرفی بابام بیاد دنبالش نمی‌دونم چی بگم بهش
از طرفی دیگه به کمک خانوادم واقعا احتیاج دارم
همسرمم که خیلی حساسه
هر چی بهش میگم اونجا کلی بازی می‌کنه و خیلی خوشحاله زیر بار نمیره
پوشک
شیر خشک
پستونک
مامان محمدحسن مامان محمدحسن ۱۷ ماهگی
شاید یکی از عجیب ترین خانمهای گهواره من باشم
دوران مجردی اصلا کارخونه انجام ندادم آشپزی که هیچ. دوسال پیش عروسی گرفتم دوسه ماه اول مسافرت بودیم بعد حامله شدم ازهمون اول حاملگی چون حالم اوکی نبود هر روز یا خونه مامانم بودیم یا مادرشوهر(هردوتا نزدیکن)
یاهم برام غذا میدادن. این روال ۹ ماه ادامه داشت تا بعداز زایمان
بعداز اونم که بچه داری سختتراز حاملگی
بازهم همون روال قبل. توی این دوسال زندگی متاهلی اگر بگم ده دفعه آشپزی نکردم باورتون میشه؟شوهرم بنده خدا حتی یکبارهم بروم نیاورده فقط بعضی وقتا به شوخی میگه غذاهایی که پختی میتونم دونه دونه اسم ببرم🥲😅
روزهایی هم توی خونه ایمم میره غذا از بیرون میگیره یاهم حاضری میخوریم. تمیزکاری خونه هم که دیگه بدتر از آشپزی
همش خواهرام میان کمکم.
من چیکار کنم واقعا؟؟
اصلا با بچه نمیتونم
اینقدر درطول روز انرژیم میگیره که وقتی هم خواب میره کنارش بیهوش میشم
بخدا نمیدونم باید چیکارکنم
باخودم گفتم بیام اینجا مطرح کنم بهم انگیزه بدین شروکنم به عکسای تمیزکاری گذاشتن
اینجوری مجبور میشم خوابم کم کنم و بدنم به کار عادت بدم
#فرزندپروری #شیرخشک #کودک #مادر