شاید یکی از عجیب ترین خانمهای گهواره من باشم
دوران مجردی اصلا کارخونه انجام ندادم آشپزی که هیچ. دوسال پیش عروسی گرفتم دوسه ماه اول مسافرت بودیم بعد حامله شدم ازهمون اول حاملگی چون حالم اوکی نبود هر روز یا خونه مامانم بودیم یا مادرشوهر(هردوتا نزدیکن)
یاهم برام غذا میدادن. این روال ۹ ماه ادامه داشت تا بعداز زایمان
بعداز اونم که بچه داری سختتراز حاملگی
بازهم همون روال قبل. توی این دوسال زندگی متاهلی اگر بگم ده دفعه آشپزی نکردم باورتون میشه؟شوهرم بنده خدا حتی یکبارهم بروم نیاورده فقط بعضی وقتا به شوخی میگه غذاهایی که پختی میتونم دونه دونه اسم ببرم🥲😅
روزهایی هم توی خونه ایمم میره غذا از بیرون میگیره یاهم حاضری میخوریم. تمیزکاری خونه هم که دیگه بدتر از آشپزی
همش خواهرام میان کمکم.
من چیکار کنم واقعا؟؟
اصلا با بچه نمیتونم
اینقدر درطول روز انرژیم میگیره که وقتی هم خواب میره کنارش بیهوش میشم
بخدا نمیدونم باید چیکارکنم
باخودم گفتم بیام اینجا مطرح کنم بهم انگیزه بدین شروکنم به عکسای تمیزکاری گذاشتن
اینجوری مجبور میشم خوابم کم کنم و بدنم به کار عادت بدم
#فرزندپروری #شیرخشک #کودک #مادر

تصویر
۴۸ پاسخ

دوست عزیز شما چرا اصلاً ازدواج کردی

اگر همینطور ادامه بدی عاقبت خوبی در انتظارت نیست ،خوشحال شدم دختر نداری.و مهمتر از همه داشتن سلیقه اس
اینهمه سینی رو کابینت چه کاربردی داره؟

عزیزم همه ماهم مث توبچه داریم اذیت میشیم ولی شماچون کمکی داشتی عادت کردی سختته سعی کن خودت از پس کارات بربیای کمکم عادت میکنی

کمکی داری عزیزم اگه مثل ما نداشتی به همه کارات میرسیدی

بنظر من بهترین کارو میکنی شوهرتو عادت دادی برو حالشو ببر کارم نکن این همه ما میسابیم کی قدر میدونه شوهرم اصلا غذای بیرون‌نمیخوره و نمیخره...به همین روال ادامه بده موفق باشی😅

عادت شده برات و یه چیز طبیعیه
دیگه از خواهرات کمک نگیر
تایم خوابت رو مرتب کن
بچت رو سرگرم کن
و همراه با سرگرمی ب کارای خونه برس و حتی میشه مثلا ساعت 4 صبح پاشی کاراتو کنی ناهارتو بار بزاری بخوابی و با بچه بیدار شی
هم اونقدر خسته نمیشه و هم استراحت کافی رو کردی
الان تو ی آدم تن پرور و تنبل شدی
و شوهرت یکم دیگه از دستت آسی میشه

عزیزم تو زندگیو بردی😂 برو عشقو حال کن

با اجازه بقیه و بزرگترا:
همشون الکی میگن😂😂😂😂
کار همیشه هست از زندگیت لذت ببر😂😂😂😂😂😂
بیخیال برو ادامه بده🤪🫣

خوشبحالت من ازاول زندگیم دست تنها بودم تا الان

من که خودم دست تنها با سه تا بچه به همه کاری میرسم حتی شوهرم هم نیست ایران نیست

من توام یا تو منی😂
من الانم بخاطر هیرمان بیشتر خونه مامانم اینا یا مادرشوهرم اینا هستیم

برو حالشووو ببر نظرات منفی هم برات مهم نباشه .

اااا چقدر مثل منی
منم سه ماه نشد بعد ازدواجم باردار شدم
و دقیقا دوران مجردی ی لیوان چایی هک نریخت بودم فقط می‌خوابیدم منم الان سختم

چون تاحالا کار نکردی زود خسته میشی و انرژیتو میگیره یه قهوه بخور و آهنگ بزار کار کن

عزیزم همه ی ما باردار شدیم و بچه داریم همه ی خانوما این چیزا رو تجربه کردن
باید از یه جایی شروع کنید
من یه دختر هشت ساله دارم
۹ماهه باردارم
ولیییی یکبار کارامو کسی انجام نداده
یکبار کسی برام غذام نیاورده
یعنی خودم نخواستم
مامانم هر روز میاد بهم سر میزنه ولی هیچ کار نکرده ای ندارم که بخواد اون با سن بالا برام انجام بده
زندگی رو نمیشه سر سری گرفت سختیش چند روز اوله عادت میکنی نگران نباش

عزیزم سعی کن کم کم شروع کنی مثلا اگر در روز ۳ بار همراه پسرت میخوابی و استراحت میکنی یکبارش رو حذف کن و پاشو به کارهات برس. وقتی کسی اومد کمکت تو هم پاشو کنارشون باش و ‌کار کن تا یاد بگیری.
طبق عکسی که گذاشتین من حس میکنم چیدمان خونتون رو از وقتی که جهیزیه چیدین تغییر ندادی. مثلا اون سینیها و وسایل اضافه‌ی رو اوپن رو از دم دست بردار که جا باز بشه و هر بار مجبور نباشی کلی وسیله غیرضروری هم تمیز کنی..

درسته کار خونه سخته
بچه داری سخته
باهم که دیگه بدتر
ولی زن ها از حس استقلال خوششون میاد حس خونه زندگی من
این کارها هنر، هنر زنانگی
شاید خیلیا بگن خوش به حالت چه زندگی ای ولی بنظر من ببخشید ولی انقدرم دیگه قشنگ نیست، کانون خانوادت جمع نیست
نمیگم کمکت نکنند بکنند ولی کمتر
برنامه ریزی کن روزی یه کار انجام بده
مثلا شنبه گردگیری
یکشنبه جارو
دوشنبه لباس شستن
سه شنبه جمع کردن لباس ها و گذاشتنشون سر جاش
چهارشنبه...هرکار میدونی مثلا تمیز کردن یخچال
پنج شنبه ها یه کشو یا کمد یا کابینت یکیشو مرتب کن
جمعه ها هم ازاد
ماشین ظرفشویی داری، ظرفاتو از صبح قشنگ بچین تو ماشین اخر شب روشنش کن
غذاهم اولش نه همه وعده روزی یکبار اشپزی کن برا دو وعده
یا نیمه اماده کن بزار فریزر
شوهرت خیلی اقایی کرده تا اینجام ولی از کجا میدونی چقدر دیگه ممکنه صبور باشه؟ خدایی نکرده زبونم لال ببخشید ببخشید زنانکی خلنن دیکه ای به چشمش نیاد(منظورم این نیست که این کارها وظیفه زنه ولی خب خانم ها عجیب مدیریت خونه بلدن)
اولش سخته ولی با گوشیت تایم بزار مثلا یکساعت وقت دارم گردگیری کنم باور کن بعد چند وقت بیست دقیقه ای تمومه

یکم همت کن خواهر جان
از یه جایی شروع کن
غذا های ساده
روزی یک کابینت مرتب کن فقط
روزی فقط یک کار انجام بده
زینک بخور امگا۳ بخور

عزیزم واژه باادب و مترادف کلمه ی عوام گشاد چیه؟😂
تنبل ؟

تو اونی دقیقاا

عزیزم بنظرم چون زود حامله شدی فرصت و حساب کتاب همه چی از دست در رفته، چون دقیقا منم حاملگیم همین طور بودم از بوی خونه ام وهمه ی خوشبو کننده ها حتی شامپو و تاید حالت تهوع میگرفتم و شبیه جنازه بودم اون نه ماه... ^_^
خیلی جنبه ی مثبتیه که پی بردی این روال واقعا شخصیت شمارو به مرور زیر سوال میبره.خداروشکرپسرت هم بزرگ تر شده میتونی الان به کارات برسی.
خواهرانه بهت بگم یکم از تایم خوابت بزن تا هم به بچه ات هم خودت و شوهرتو خونه برسی.
صبحا برای پختن غذا اقدام کن میتوانی غذاهایی بپزی برای هر دو وعده.
هرچیزیو که برمیداری زود بذار سرجاش و ظرفاتم نذار تو سینک بمونه، اینجوری به همه ی کارات میرسی.

اون سینی هاتم بزار تو کمد واقعا خوب نیس اونجا

تنبلی خواهر تنبل🤣🤣با عرض پوزش
پاسو یه تکونی بخودت بده به بچه و شوهرت فک کن ک چقدر خوب تا میکنن باهات
وقتی بچه رو میخوابونی بفکر غذا باش
صبحا زودتر از بچه بیدار شو

بنظرم بعدی رو باردار شو بذار این روند ادامه داشته باشه حالا بعدا یه کاری میکنی

من اوایل زایمانم کمکی زیاد داشتم
اما خودم تصمیمم گرفتم کارامو بکنم
عادت کردم الان ک فکرشو میکنم میبینم هیچکاری نداره چ اسونه فقط کافیه اراده کنی خواب روزتو کم کنی
وقتایی ک من پسرم میخابه میرسم به اشپزی و خواب دومش تمیز کردن خونه

پاشو باسن مبارکتو بلند کن ی تکونی ب خودت بدع🤣

تنبلا شانس دارن یکی بچشونا نگه داره یکی کارای خونشونا انجام بده خودشونم بخوابن

کم کم شروع کن تا عادت کنی مثلا ی ساعت بگو خواهرت اومد بچه تو بگیره بگو میخوام خودم کار کنم اونا بچه رو بگیرن تو خونه تو مرتب کن،فردا بگو بیان بچه رو بگیرن و کنارت باشن تو ی غذا بپزی با کمک و نظارت خواهرت خلاصه هرروز ی کاری رو بگو اونا بیان بچه رو بگیرن تو انجام بدی تا عادت کنی وقتی بقیه میان جای اینکه اونا کار کنن تو بشینی تو بچه رو بده بهشون خودت پاشو کار کن اینجوری به مرور زمان خودت عادت میکنی همسرت هم خوشحال میشه وقتی مثلا بگی ناهار یا شام رو خودم درست کردم مادر شدن باید درکنار همسربودن و زن بودن ادامه داشته باشه تا زندگی هم طبق روال بچرخه

من هم مثل تو بودم مجردی دست به سیاه و سفید نزدم
بعد ازدواجمم بیشتر باهمسرم سفر و کافه ورستوران و.....
برنامه دوران بارداری هم جمعه ها خونه مادرشوهر
درطی هفته دوروز خونه مامانم و یکشنبه ها رستوران ماهی میخوردم بقیه هم باز تفریح
بعد زایمانمم چون نتونستم خوشگذرونی کنم و مثل قبل باشم و بچه دست و بالمو بسته بود افسردگی شدیدگرفتم تا ۷ ماه حالم بد بود اونجاهم خونه مامانم بود 😄
از اسفند ماه دیگه خونه خودمم ولی دارم نابود میشم هرشب از ساعت ۱۰ تا ۱۲ فقط خونه تمیز کردن و ناهار و شام هم چون آرن هست حتما درست میکنم دست پختمم خداییش عالیه کسی فکر نمیکرد از من آشپز دربیاد😂
شماهم شروع کن مجبوری تاکی بقیه بیان کمکت از من به تو گفتن چون توی دور و بری هام دیدم میگم هرچقدر همسرت مرد عالی ولی یه روز به روت میاره یا حتی مادرشوهرت

عزیزم اینکه خوبه ولی اگ میخای خودت بکارهات برسی صبح ی کم زودبیدارشوخونه تمیزکن ناهاردرست کن واسه بچه ات غذادرست کن ولی مشکل توارزوی منه کاش منم یکی بود کمکم انقدر خسته میشم بادوتابچه

اگه الان این وضع خونه اس بچه رو بزهر جلو تلوزیون کارتون ببینه یا اسباب بازی هاش بزار جلوش پاشو عین یه خانوم خونه رو جمع کن یه چای بزار از گوگل یا چت جی بی تی یه کمک بگیر غذا درست کن کم کم به اطرافیان بگو دیگه کمک لازم نیست همینجوری کم کم پیش بری راه میفتی
من ۱۹ سالم بود عقد کردم با شوهرم خونه گرفت زندگی کردیم بعد ۴سال عروسی گرفتیم که تو دلم نمون خونه مامانم ۲تا کوچه فاصله داشتم هم سرکار میرفتم هم شام درست میکردم جمعه خونه تمیز میکردم یک بار کسی کمکم‌نکرد الان امدم طبقه بالای مامانم زندنی میکنم بعصی وقت بچه رو میبرن باهاش بازی میکنن اما بازم همه چی رو دوش خودمه از اشپزی تمیزی حموم بچه خیلی جیزای دیگه توم کم کم تنبلی بزار کنار نخواب پاشو جمع کن ببخشید اگه حرفی زدم که ناراحت بشی

والا بنده خوش بخت خدایی

تو برگزیده خوایییی❤️😍
من از خانواده ام دورم بعضی روزا واقعا دوست دارم حتی شده ده دقیقه یکی بچه رو بگیره تا دوش بگیرم
بعضی روزا اصلا حوصله خودمم ندارم حال ندارم یا کلی کار ریخته رو سرم
اما یکی نیس 5 دقیقه بزارم پیشش...
گاهی دلت لک زده از خونه بزنی بیرون ولی دریغ از حتی یه نفر که بری پیشش (روستا زندگی می‌کنیم بازار یا پارک نیس که بری)
واقعا خیییلی سخته

عزیزم کمکی داری وگرنه مثل ما ار صبح تا شب از خستگی کارای خونه بیهوش میشدی من از صبح یا غذا درست می‌کنم یا میشورم یا جمع می‌کنم نه مادر شوهر بهم غذا میده نه مامان خودم شاید هر دوهفته بیاد خونم اونم که غذامو گذاشتم

من حتی شبا هم استراحت خوبی ندارم
پسرم در حال غلت زدن و پتو انداختن و ... همش هوشیارم که لخت نباشه و از رختخوابش دور نشه
در طول روز هم که مثل کوزت

خوش به حالت واقعا
ولی جدی میگم سعی کن کارهاتوخودت انجام بدی ببین کم کم شروع کن به اطرفیان هم بگومثلاامروزخودم جارومیکشم تواگرمیخوای بیای کمک بیاظرف هاروبشوریامثلاکارهای دیگه کارهای خونت روبین خودت واطرفیان که میان کمکت تقسیم کن که وقتی کم کم عادت کردی دیگه بیشترکارهاتوخودت انجام بده اونطورخودت مستقل میشی پسرت هم که بزرگ شدیه مادرمستقل سرحال داره نه یه مادروابسته وتنبل

.

عیب نداره عزیزم اتفاقا خوبه ما هم از مجبوریه چون کسی رو نداریم فشار میاریم خیلی هم خوبه گلم

کم کم شروع کن..مثلا همین سینی هاروتوچنددقیقه ای میتونی جمع کنی بزاری کنار..بعدیروز دیگه مثلا جارو بکش.یایروز شام بیشتر درست کن که بزاری فردا نهارهم بخورین...من که۱۲۰۹کیلومتردورم ازخانوادم...مادرم همش میگه بیام بمونم یه کم کمکت کنم تابچت کوچیکه اذیت نشی...میگم نه اصلاخودم بدعادت میشم.شمابرید تنبل میشم دیگه نمیتونم کاری کنم.یااینکه همون موقع که خواهرت ایناهستن بگو بچه رو نگه دارین بگید که چیکارکنی کم کم.استارت بزن

مشکل من مدیریت زمان هست
وقتایی پسرم بیداره همش حواسم بهش هست
وقتایی هم خوابه خودم تنبلیم میشه
اگه بهم رو بدن روزی ده ساعت بیشتر میخوابم
بنظرتون شرو کنم اینجا عکس گذاشتن تاثیری داره؟
یا نمیدونم مثلا مجبور بشم صبحای زود از خواب دل بکنم پاشم غذا بپزم و تمیزکاری

ببین خیلی خوبه که کمکی داری ولی به قول خودت بدنت عادت کرده
اینجوری اگه بخوای با شوهرت مثلا دو س روز بری مسافرت خیلی اذیت میشی
بنظرم کم کم شروع کن خودت کارای بچتو بکن در کنارش مامانت اینا هم کمکت کنن
مثلا ماشین لباسشوییش رو بیار خونه
وقتی پسرت خوابه لباساشو بشور
بخدا من یوقتایی صبح لباساشو میندازم توی ماشین لباسشویی شب آب میکشم 🫠البته منم مامانم اینا خیلی کمکم هستن
الان آدم میتونه کیف وسایل وزندکیش رو ببره چند سال دیگه دیره

نه تنها که در گهواره بلکه در جهان فکر کنم از این نظر کم نظیری😁
همون اطرافیان بد عادتت کردن

از نظر من کار آشپزی انجام بده شوهرت ازت فاصله میگیره دختر خاله منم دست به سیاه سفید نزد شوهرش رفت بهش خیانت مرد سرش زن گرفت گفت چرا اینکارو کردی درحق من بهش گفته بود که من تو خونه تویک غذادرست نمیکردی همش ازبیرون غذا میگرفتیم لباس های من نمیشستی به خونه زندگی نمیرسیدی همش درحال خوشگذرونی بودی زنی سرش گرفت حالا پشیمونه که چرا به زندگیم و شوهرم نرسیدم که اینجوری شد

خوشبحالت واقعا غذای مقوی بخور بچت که خوابید اول پاشو کارا ت بکن کارات که انجام دادی بچتم از خواب بیدار نشده بود بگیر بخواب

اول اون سینی اضافه هاتو جم کن ،.،رو کابیتا اضافه رو جم کن بعد دستمال بکش بعد کم کم رو میزاتو اونارو جم کن دستمال بکش ،بعد جارو بکش ،ببین چه لذت بخشه

واو 😂🤌

چی همه سینی داری

یه چن روز فکر کن توی یه شهر دیگه زندگی میکنی دور از خانواده ها هستی و باید خودت به همه کارهات برسی از اشپزی تا خونه داری و بچه داری کم کم عادت میکنی عزیزم

سلام پرنسس😬😬😬

سوال های مرتبط

مامان مارشمالو مامان مارشمالو ۱۵ ماهگی
کسی اینجا هست که بچه‌ش همسن بچه من باشه و هنوز راه نرفته باشه؟ پسر من فقط در حد این که مبل و میز رو بگیره و با کمک راه بره این کار رو انجام میده و تنهایی و مستقل نمیتونه خودش راه بره. حتی وقتی بیرون میریم یا توی خونه دست من و باباشو میگیره، قشنگ راه میره. و با همون یه مسیر طولانی رو پیادهروی میکنه. ولی به تنهایی هنوز قدم بر نداشته که بخواد مستقل راه بره. البته این هم بگم که اطرافیان من و شوهرم همیشه پسرم رو بغل میکنن و اصلا بچه من زیاد روی زمین نمیمونه که بخواد خودش تلاشی برای راه رفتن بکنه. چون همیشه توی بغله. و هرچی به اطرافیان میگم کمتر بغلش کنید گوش نمیدن و این باعث میشه که توی خونه هم وقتی با من تنهاست همیشه تقاضای بغل بکنه و این خیلی کار رو برای من سخت میکنه. ولی راجع به این که هنوز راه نرفته یه مقدار نگرانم. از ChatGPT پرسیدم، بهم گفتش که تا هجده ماهگی بچه تایم داره برای راه رفتن.
اینم بگم که بچه من حدود پنجاه تا کلمه رو میگه و حتی شعر هم میخونه. و یه سری جمله بندی ها رو هم میگه. یعنی یه جورایی صحبت میکنه کم‌.و توی ارتباط و یادگیری و حرف گوش دادن و توجه مشکلی نداره. حتی شیطونی هم خیلی میکنه میخواستم ببینم شما همچین تجربه ای دارید؟
مامان فندق مامان فندق ۱ سالگی