۹ پاسخ

با بازی و بیرون رفتن و خوراکی دادن کارتون مهمونی حداسشو شهریور پرت کردم کم کردم تا یک ماه دیگه اخرای مهر بود یدفعه قطع کردم با پشم

من موقعی که مسافرت بودیم قطع کردم
اینقدر بیرون بودیم و تو حرم بدو بدو میکرد خسته میشد یادش میرفت شیشه کجاست
بهانه میگرفت شیر پاکتی بهش میدادم با نی میخورد

شیر برای بدنشون لازم هم هست

خوب چ کاریه عزیزم به نظر من بد نیس که شیشه بخورن
من شیرخشک و هم ازش بگیرم قصدم اینه تو شیشه شیر گاو بریزم بخوره

منم برا پوشک گرفتن نگرانم ان شالله خدا کمکمون کنه

عزیزم از پسر من وابسته تر فک کنم نیست... یهو بعدازظهر تصمیم گرفتم ندم ظهر رو بخاطر اینک ندادم نخوابید چن بارم گفت ولی سرگرمش کردم بعدش بسم الله گفتم سر شیشه شیرو بریدم اوردم گفتم پسرم شیرشیری اخ شده خراب شده بندازیم دور گرفت خواست بخوره نتونس انداخت دور... شب اول مصیبت بووود دوساعت بکوب گریه کرد تا خوابید منم با هزار زحمت خوابوندمش چون با اون میخوابید بعدش شب ک خوابید یک ساعت بعدش دوباره بلند شد گریه ولی چون خوابش میومد دیگ نهایت میحوابید ۸بار تا صبح پاشد گریه کرد ب سروصورتش میزد عجیب بود اصن بمیرم براش.... منم فقد بغلش میکردم راه میبردم میخوابید میزاشتم سرجاش فرداششش ارومتر بود انگار میدونس دیگ شیرشیرشو نمیبینه و خراب شده.. بهونه اورد ولی نسبت ب شب اول کمتررر الان روز چهارم ترکیم خیلی بهتره توام تحمل کن و همراهش باش

یه دفعه خیلی سخته هم برای مادر خم بچه تعداد دفعات رو کم کنین به جای شیر غذا بدین وقتی گرسنه باشه غذا بهتر میخوره ..

من یه دفعه قطعش کردم راحت شدم

من برا پسرم اول روزش رو کم کردم،و یه دفعه همشو قطع کردم

سوال های مرتبط