۶ پاسخ

عزیزم الان ک زوده برا از شیر گرفتن ولی اگر اقدام کردید به هیییییچ عنوان نباید برگردید از تصمیمتون چون بچه بدتر وابسته میشه شما با مادر یا هرکس دیگ چیکار دارید؟؟؟کار خودتون رو بکنید

من ۲۱ماهگی گرفتم خوب کنار اومد دو سه شب اذیت شد ک اونم با ماشین بردیم بیرون

وای منم تمام دغدغم همینه🥲 و هیچی نمیدونم 🤦🏽‍♂️

یک چیزی هست تو عطاری ها صبر زرد رکم به نوک سینه میزنی دیگه نمیخوره یا چسب برق سیاهه بدش میاد . روزهای اول تو خواب شب یکبار بهش بدین البته وقتی خوابه گیجه متوجه نمیشه

منم از صبح ب دخترم شیر ندادم
فقط یکم بهانه گیری میکنه ک باهاش بازی می‌کنم از یادش برع
ولی از شب میترسم ک اذیت کنه نخابع

وعده های غذاییشو بیشتر کن ،از ۱۸ماهگی تا دوسال کم کم تا دوسال کامل تموم میشه از شیر گرفتنش ،زیادم حرف اینو و اونو کار نداشته باش ،مامان منم هی زنگ ک میزنم میگه هنوز شیر میخوره ،هنوز پوشک میکنی ،میگم مگه شما بچه هاتونو چجوری گرفتین ک این طفلی هنپز زبون باز نکرده من از پوشک بگیذم ،یا بدون دندون از شیر بگیرمش

سوال های مرتبط

مامان تابان مامان تابان ۱ سالگی
مامانای عزیز، بیاید یه کم راهنماییم کنید، واقعاً دچار سردرگمی شدم. 🥺❤️

من از شنبه شروع کردم به از شیر گرفتن تابان. شنبه صبح که زود بیدار شده بود و موقع خواب بعدازظهر بهش شیر دادم. یکشنبه و دوشنبه هم به همین منوال پیش رفتم و هر دفعه یکی از وعده‌های شیرش رو حذف کردم.

دیشب قبل از خواب بهش شیر ندادم، ولی نصف شب توی خواب بهش شیر دادم. امروز هم کلاً شیر روزش رو حذف کردم؛ نه صبح بهش شیر دادم و نه قبل از خواب بعدازظهر. یعنی الان شیر روزش رو کاملاً قطع کردم.

خیلی هم بهونه گرفت. صبح یه کم تلخیسینه‌م زدم، وقتی خورد و مزه‌ش رو حس کرد، بدش اومد. بهش هم گفتم «اوخ شده».

حالا همه بهم می‌گن شیر نصف شب رو هم دیگه بهش نده، ولی من واقعاً موندم باید چیکار کنم. 😔

از یه طرف می‌خوام از شیر بگیرمش، از یه طرف عذاب وجدان دارم و خیلی ناراحتم. مدام با خودم فکر می‌کنم نکنه یهویی از شیر جداش کرده باشم و این موضوع روی روحیه‌ش تأثیر بد بذاره.

شماهایی که این مسیر رو رفتید، لطفاً از تجربه‌هاتون بهم بگید. به نظرتون همین روند رو ادامه بدم و شیر شب رو هم قطع کنم یا بهتره آروم‌تر پیش برم؟ واقعاً نمی‌دونم دارم درست پیش می‌رم یا نه. 🥺❤️
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد