با بچه هاتون راجع به احساساتشون صحبت کنید.
بهشون مفهوم شادی و غم و ناراحتی و عصبانی و...باد بدین.
باهاش زیاد صحبت کنین راجع به احوالاتش.
باور کنید این ها خیلی مهم تر از اینه که مثلا بچه تون به بزرگترش سلام بده! یا با عمو و دایی دست بده!
پریشب فراز و باباش با هم بحثشون شد و بابای فراز صداش و بالا برد! بماند که بعدا ازش عذرخواهی کرد.
دیشب میگم بابا داره میاد خونه الان.
میگه خیلی دوست ندارم بیاد!
میگم‌چرا؟
میگه چون فکر کنم سرم داد بزن و بعدش من و بزنه!
میگم اومد از خودش بپرس این و‌.
همسرم اومده وفراز بهش میگه من احساس میکنم شما بعد اینکه داد بزنی من وبزنیم!
همسرم متعجب میگه من هیچ وقت تورو نمیزنم، زدن کار خیلی بدیه، چون تو من و زدی منم اون شب کار اشتباهی کردم و عصبانی شدم و....
خلاصه کلی باهاش صحبت کرده و خیالش و راحت کرده.
بعدش میگه خوب فراز الان نظرت چیه؟
فراز گفت: الان احساس خیلی خوبی دارم که داریم اینارو صحبت میکنیم....
من ذوب شدم ذوب...از شدت ذوق اشکم داشت درمیومد،
اینکه بچه ها یاد بگیرن راجع به احساساتشون صحبت کنن و اصلا یاد بگیرن که بتونن خودشون و ابراز کنن جز بزرگترین وظایفیه که پدر و مادر میتونن در حق بچه داشته باشن.
بچه ها سلام دادن و شعر خوندن و تا ۱۰ شمردن و دستشویی کردن و همه و همه رو خواه بخوان خواه نخوان یاد خواهند گرفت، ولی خیلی چیز های اساسی تری هست که روی دوش پدر و مادره تا بهش یاد بدن.
وسلام علیکم و رحمت الله و برکااااات و 😁


آنومالی، سونوگرافی، تربیت ،

۱۰ پاسخ

من گاهی که کاری که نباید انجام میده بهش میگم من ناراحت شدم میگه ناراحتی میگم اره اگه اونکارو بکنی خوشحال میشم بعد انجام میده میگه الان خوسحالی؟ و بوس میکنه.
درباره ی روزش و کاراش معمولا اخر شبا براش میگم بعد گاهی هم خودش از کارهایی که کرده صحبت میکنه مثلا فلان اتفاق افتاد من گریه کردم یا ناراحت شدم و... اما درباره ی غم تابحال حرفی نزدم. عصبانیت هم چیزی نگفتم. پیش نیمده.

من حل میشم با خوندن اموزه های شما❣️
چقد خوشحالم تو لیست دوستامی

پس شاید یکی از مهمترین چیزایی که میتونیم به بچه یاد بدیم همین جمله‌ س: «احساست هرچی هست، می‌تونی به من بگی»
حتی اگه اون احساس، ناراحتی و عصبانیت از خودِ من باشه.
فکنم این خیلی باارزش‌تر از اینه که بچه همیشه مودب و بی‌اعتراض به نظر برسه یا همیشه مطیع یا بی تفاوت باشه
من فکنم شما یه پی ریزی اساسی کردید، فراز فهمیده میتونه از دست مامان یا بابا عصبانی و ناراحت باشه و مطمئن باشه این رابطه اونقد امنه که میتونه در موردش حرف بزنه
دمتون گرم

الان فراز جان چه کلاس هایی میره؟؟؟
ماشالا عاقله میخوام بدونم از کجا شروع کردی و مسیرت رو برم

امروز به پسرم اجازه دادم که باهم پیاز تو خردکن خرد کنه
تموم ک شد گفت مامان من خیلی خوشحالم
ممنونم

من وقتی میخندم مخصوصا وقتی بلند بخندم دخترم با تعجب میپرسه مامان چی شد؟میگم خندیدم خوشحالم بعد اونم‌میخنده میگه منم خوشحالم معنی خوشحالی رو فهمیده
یکبار تووحیاط بودیم جوجه دخترمو گربه خورد من واقعا ناراحت شدم دخترمم همون موقع داشت اذیت میکرد گفتم عطیه نکن دیگه خودم ناراحتم بعد حالته گریه داشتم از اون موقع یاد گرفته چیزی بخواد یا الکی میگه اهه اهه حالته گریه داره میگه من ناراحتم ولی مفهوم ناراحتی رو احساس میکنم درک نکرده هنوز

چه قشنگ حرف میزنه. چقدر از روی حرفاش حس میکنم فهم و درکش بالاتر از سنشه
تازع من صدرای خودمو همش همه میگن خیلی فهمو درکش بالاتر از سنشه اما الان فراز یه لیگ دیگس
یبار با شوهرم توی آسانسور بودیم. صدرا زیریکسال بود. یه پسر ۱۰ یا ۱۱ ساله حدودا از همسابه های طبقات بالاترمون بود تنها اومد تو آسانسور و بعد صدرا رو دید و خوشش اکمد و چند جمله ای حرف زد. منو شوهرم کفمون برده بود که این پسر چقدر متین و قشنگ صحبت کردو رفت. الان که حرفای فراز گفتی یاد اون افتادم. افرین بشما

اصلا این پسر شما ، توی یه سطح دیگه از آقایی و تشخص و شیوایی کلام و زیبایی چهره و مهربونی قلب هستن ❤️❤️❤️❤️❤️

بعد همین پسرم خیلیییی درونگراس احساساتش بروز نمیده وقتی نارحت میشه قایم میشه بغض میکنه
سعی میکنه وانمود کنه خوبه ولی از داخل نارحت بشدت
ولی اون یکی بچم برون‌برونگراس همچیو میگه از چیزی بدش بیاد اعتراض میکنه ، چیزیو بزور قبول نمیکنه رو حرف خودش میمونه
سرش داد بزنی گریه میکنه حسابی بعدش میگه تو ادم زشتی هستی زشتا اینجوری میکنن با بچها 🥺😂😅
همش دلم برا ماکوانم میسوزه ادم بسازیه خیلی

اتفاقا منم دیشب بچمو زدم نا خودآگاه بخدا اصلا نفهمیدم چجوری زدم
بچم خیلی ترسید ، شب قبل خواب برگشت گف مامانی من پسر خوبیم دیگه منو نزنی ینی از خجالت و عذاب وجدان مردم
صب رفتم کنارش خوابیدم بغلش کردم برگشت گف میشه بغل نکنی ؟🤯
گفتم چرا مامان جون ؛ برگشته میگه اخه تو زدی منو دیگه دوست ندارم چرا منو زدی ؟
گفتم ببخشید دیگه تکرار نمیشه ولی توام باید بحرفم گوش بدی چون منم خسته میشم وو
گف قول میدی نزنی ؟ گفتم بخدا دیگه نمیزنم بهت قول میدم

میگه پس باشه دوستیم باهم ولی جیغ بزن خالی شی😐😑
بقران حرفاش انقد بزرگونه بود خودم متعجب بودم

احسنت به شما و تربیتتون

سوال های مرتبط

مامان فراز مامان فراز ۲ سالگی
شاید براتون غیر قابل باور باشه ولی حتی حسادت بچه هامونم باصحبت کردن رفع میشه!
ما به دوست خانوادگی داریم که یه دختر ۱۵ ماهه دادن. چون دور هم جمع میشدیم بچه کوچیک تر جمع جاذب تر میشد فراز نسبت به اون کوچولو حساس شده بود،
جمله هایی مثل اینکه:
ازش خوشم نمیاد،
با اونا نریم بیرون،
اون وبغل نکنیم دیگه و و و ...
حالا چه جوری با صحبت حل شد؟
با اعتماد دادن به بچه که ما پدر و مادر توییم نه پدرو مادر کس دیگه ای،
ما تورو بیشتر از هر نی نی دیگه ای دوست داریم،
اون نی نی، نی نی ما نیست! نی نی پدر و مادر خودشه،
متوجه موضوع شدین؟
بهش نمیگیم تو بهتری، تو قشنگ تری، تو باهوش تری، تو خوب تری و و و
حس برتری بهش نمیدیم نسبت به نی نی دیگه ای،
فقط براش اطمینان میدیم که تو اولویت ما هستی همین.
بعد یک هفته دیدار مجدد با اون دوست خانوادگیمون، برای خودمون نتیجه شوکه کننده بود!
فراز نه تنها حسادت نمیکرد بلکه با اون کوچولو دوست شده بود! چون مطمعن شده بود که حضور اون لطمه ای به رابطه اش با پدر و مادرش نمیزنه.
و اسم این هست معجزه صحبت کردن!
با بچه هاتون زیاد صحبت کنید، زیاد و اصولی!

فرزند پروری، تربیت، آنومالی
مامان کیهان مامان کیهان ۳ سالگی
خوب بالاخره پسر من ترسش ریخت و کامل انجام پی پی رو در دستشویی یاد گرفت🙂
چند تا نکته کوچیک بگم که بعد از صحبت با مشاور کودک به من کمک کرد که شاید به درد بعضی مامانها بخوره. چون خودم واقعا به استیصال رسیده بودم

پسر من با اینکه کلی آموزش داده بودم و حرف زده بودم باهاش, خیلی از پی پی اش میترسید و خیلی مضطرب میشد و حاضر نمیشد بیاد دستشویی
تو شلوارش پی پی میکرد و من با اینکه واقعا به هم میریختم ولی با آراامش باهاش حرف میزدم. اما مشاور میگفت بچه ها ۱۰برابر بیشتر از بزرگترها زبان بدن رو میفهمن. اون کاملا استرس و ناراحتی رو از نگاه ها و حرکات شما میفهمه و همین میتونه عامل اضطرابش باشه😮‍💨😮‍💨
🟢🟢پس قدم اول اینه که آرامش داشته باشیم. آرامش واقعی
و این و بپذیریم که این روند کاملا طبیعیه و هر بچه ای متفاوته و بچه رو با هیچ کسی مقایسه نکنیم. همین مقایسه که مثلا میگیم آخه چرا بچه من همکاری نمیکنه!!؟؟؟ پس چرا بقیه بچه ها اینجوری نیستن؟؟ باعث میشه اعصاب خودمون به هم بریزه
بقیه در کامنتها👇👇


#فرزندپروری #پوشک #ترک پوشک #مادر #کودک
مامان فراز مامان فراز ۲ سالگی
یعنی ملت قشنننگ رد دادن!
عصر با فراز رفتیم شهر کتاب مرکزی. طبق روال همیشه که جایی میریم فراز ملوس و هم با خودش برد.
نشستیم نقاشی بکشیم و ملوس و هم گذاشتیم رو میز،
بعد بلند شدیم رفتیم کتاب هارو دیدیم و گشتیم و کتاب خوندیم و خلاصه یه ساعتی اونجا بودیم. موقع برگشتن گفتم وای فراز ملوس کو؟!
گفت رو میز موند.
اومدیم ملوس و ورداریم دیدم ۴ ۵ تا بچه نشستن دور میز نقاشی میکشن ملوس و هم گذاشتن جلوشون.
فراز رفت ورداره یکی از بچه ها گفت این مال ماست دست نزن!
رفتم پیششون و گفتن این اسمش ملوسه مال فرازه،
بچه ها گفتن نه مال اینجاست!
همین شکلی که داشتم باهاشون صحبت میکردم که قانع کنم مال ماست، مامان یکی از بچه ها دراومد که خانوم! اون مال شهر کتابه گذاشتن رو میز بچه ها نقاشی بکشن و بازی کنن!
گفتم خانوم این مال پسر منه جا گذاشته بودیمش اینجا.
برگشته میگه والا ما خیلی وقته اومدیم نه شمارو دیدیم نه پسرتون و ولی گربه اینجا بود!
میگم یعنی چی‌خانوم محترم؟!
میگه والا دیگه نمیدونم گرونی شده دیگه!
یعنی واقعااااا ملت رد دادن!

آنومالی، سونوگرافی،