۶ پاسخ

واای چقد سخته ...اتفاقا پیش مادرم و خواهرم میمونه حتی ی روز ولی خب پیشم نیستن اونا
و وقتی خونه ایم با ی دست باید کارام رو بکنم ی دست هم اونو بغل کنم

بهتر میشه توی سن بچه شما الان تو اوج اضطرابه و الان خیلیم سعی نکن ک از سرش بندازی چون میترسه یه ترس از تنها موندن ایجاد میشه ولی سنش ک بالاتر بره و قشنگ راه بره و بازی کنه کم کم از سرش میوفته گاهی بزار با پدرش وقت بگذرونه دوتایی برن پارک برن مثلا سوپرمارکت خرید برن یه دور بزنن وقتی خودش داره بازی میکنه تو نرو سمتش بزار تنها باشه
بعضی بچهاشونو از همون نوزادی مثلا گذاشتن پیش خاله ، مادر بزرگ، باباش این بچه ها انگار عادت کردن اما من خودمم بچه هام از نوزادی چون شهر غریبم و کسیو ندارم پیشم همیشه پیش خودم بودن و به من وابسته ترن پیش من حس امنیت دارن

بستگی بخودت داره من از همون اول میزاشتم پیش شوهرم و مادرم میرفتم اینور اونورهم خودم راحت بودم هم اون اگه محبت از اونا در یافت کنه ترسی نداره وابستگی بوجود نمیاد مستقل بودن برا بچه خیلی خوبه بالاخره زندگیه ممکن گاهی نباشی اون بچه قطعا اذیت میشه عادتش بده حتی اگه سختش باشه

من پسرم هنوزم بهم میچسبه
یکمی بهتر شده ها ولی نسبت به بقیه بچه ها که دیدم پسر من خیلی وابستس

ی چیز طبیعی و ی دورانی بچه ها دچارش میشن از ۸ ماهگی فکر کنم شروع میشه و تا دو سالگی طبیعی و بعد از ۲ احتیاج ب راهکار و درمان داره

در چه اثری ایجاد میشه اضطراب جدایی؟

سوال های مرتبط