نمیدونم چرا همه دارین همدردی میکنین و این حس رومیدین که کار اشتباهی نکرده که انقدر داد زده سر بچه !!!
اکه بدونین داد زدن و صدای بلند و کتک زدن بچه چقدررررر بهش آسیب میزنه خودتون دلتون کباب میشه براش، بچه ها قلق دارن شما مادرین قلقشون رو بلدین لطفا خستگی و اعصاب خوردیتون رو سر بچه خالی نکنین ، بچه ها بازی میخوان و روتین مشخص ، سر ساعت بخوابن بیدار شن غذا بخورن بازی کنن بهشون توجه بشه و سرگرم باشن اخلاقشون هم خوب میشه، لطفا عادی سازی نکنین این رفتارای غلط مادرارو ، خودتون خواستین بچه به دنیا بیارین وظیفتونه آرامش و رفاه بچه رو تامین کنین وظیفتوووونه
بعد از ظهرا بزارش مهد دوسه ساعت انرژیش تخلیه شه
چه کاری واجبتر از بچت داشتی که نمیزاشت انجام بدی عصبی شدی؟بچه خوابش اومدنی یا گرسنه بودنی اول باید نیاز بچه رو رفع کنی بعد به کارات برسی وگرنه تهش میشه همین
من کی بگم ک پناه جز خونه مامانم و خونه مادرشوهر هنوزم هجا نمیاد...
حتی سوپری حتی مغازه باباش قبلاً صبا بزور میگف بریم پایین مغازه باباش بزور میووردم خونه حالا از وقتی اتفاق بد افتاد از آدما ترسیده ۴۰روزه حتی خودم یه جفت جوراب نداشته پیاده شم از ماشین بخرم فقط با ماشین دور میزنیم میایم تازه چندروزه ک میاد خونه مامانم اینا
خدا خیر بده زن عمو م یهودی این دفه رو زنگ زد گفت دختر بپا برات باز مهمون میان همشون چی بی خبر بلند شدن بیان ببین چجوری از پیشوند برمیای یا نع آماده باش گفتم باشه خیلی کار دارم دوروزه ولباس شستم باید جمع و جور اوتو و جاروبرقی و خیلی خرده کار دیگه داشتم گفت بدو بدو دیگه بهت میرسه تا چشم روهم بزاری آخه تند تند میان نمیتونم ب کا رو برام نظم بدم تازه اساس کشی کردم کار همینجوری دارم کلا هفت روز هفته دوروزه مهمون ندارم بقیه اش مهمون نمیتونم رخت خواب و ظرفامو از ت دست وپام مرتب جمع کنم واقعا سر شوهرمو انقد چشم قره میرم میگم شورشو در آوردن اینا
خیلی انقد نفرینش شوند کردم دیگه طاقتم تموم شد گفتم ی ماه نمیشه اساس کشی کردم چقدر سختی داره هنوز ک هنوزه تموم نشده کارام بازم همش مهمون پشت مهمون چ خبر تونه باز کاااش شعور داشته باشن دنبال ی اشتباه ازت میکردم ک داستان برا خودشون درست کنم خصوص خواهرشوهره ک چی بگم نصیب کافر نشه همچین چیزی چی بلند میشن بدون هماهنگی و خبری 10تا 10تا میان بابا منم ی آمادگی میخوام اون موقع چی بزارم براتون انقد حرف در بیاری هست ک دشمنت تون همنشینش نشه
منم دیروز اینجوری بودم خوابش میومد بهونه میگرفت
ظرف شستن اونم زیاد پدر آدمو درباره شونه ها دستام خیلی درد میکنن نمیدونم به کجا قرار کنم از دست شون نمیدونم چند ماهه نتونستیم باشوهرم بیرون بگیریم ی سر همش میان اونم یه تاسمانی رو از کارش میزنه چون میگه داداشاو ومامانم اینا خونمه دیگه وقت خالی نمیتونه بکنه بریم بیرون همش خودم دو هفته یبار پسرمو میبرم بیرون پارک
دقیقاً همینجوری همه بخدا به دکتر رفتم گفتم دارو بده یکم اعصابم بکشه خیلی ضعیف شده دیگه تند تند عصبی میشم اونم گفت کلی ویتامین اینان کمه داری های ضد افسردگی اینا یکم بهتر شدم راضیم یکم از خودم ولی باز یه دوسه روزی انگار خوب نیستم شاهدیم چون نزدیک پریودیمه مهمونم واسم زیاد میاد منم طفلیو هول میدم و داد وبیدا ک برو بزار من بدبخت کارامو تند تند انجام بدم عذاب وجدانم میگیرم شروع میکنم سال خود خوری دست بردار نیستند این فامیل شوهرم از تهران تند تند میان نمیزارن من تو کابینتا بزارم دوشب دوشب میمونن
کارخونه فدااااای سرت چرا بخاطر کارخونه خودتو بچه رو اذیت میکنی مهمون که نداری ولش کن پس فقط دل به دل دخترت بده باهاش یکم راه بیا این روزا هم میگذره
تنها نیستی عزیزم من ک دخترم غذاهم نمیخوره
چیشذه
منم گاهی اینقدر داد میزنم گلوم درد میگیره
منم اتقدردادزدم گریه میکردتاباباش امدیکم بغلش کردخوابیدالان عذاب وجدان دارم
خب همه ی بچه ها همینن دیگه. ناشکری نکن
منم تجربه کردم حستو عزیزم. بار ها. چقدر اون لحظه گفتم چرا خدا بهم بچه داده حتی گفتم ای کاش ازم بگیرتش راحت بشم یا خیلی حرفای دیگه. ولی همه سرزنشم میکنن. اما فقط خودمون میدونیم اون لحظه چه فشاری رومونه. ولی خب بعد زدن این حرفا و رفتارا عذاب وجدان و پشیمونیش برای خودمون میمونه متأسفانه
من شب که میشه میگم فردا دیگه سرش داد نمیزنم ولی باز اذیت میکنه و منم مجبور میشم داد بزنم
تنهانیستی واقعآ این بچهامارودیگه پیرکردن
فک کنم هممون همینجوری هستیم صبرمون کمه
وای مث من گلم همین الان سرش ی عالمه داد زدم گلو درد گرفتم نمیزاشت کار کنم منظورم کار خونه یا منو میزنع یا کارش گریه
چی شده
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.