وای چقد استرس کشیدم الان..واقعا حس یه مادر بی کفایت و بی عرضه رو داشتم و دارم..من واس پوشک گرفتن هنوز میکم زوده چون دخترم بلد نیست قبلش بهم بگه ولی وقتی کارشو میکنه میگه بهم ولی واس از شیر نگرفتنش بشدت عذاب میکشیدم .خودمم خسته و کوفته شدم از بس شیشع شیر شستم و شیر خریدم بخدا روم نمیشه دیگع برم داروخونه..از عصری هی اومدم چیز میز بهش دادم اول شام بعد دوتا خیار و بعد بسکویت و شیر پاستوریزه..بعد گفت میمی ینی شیشع شیرش .اومدم شیشع شیرش رو سرشو جدا کردم نیم ساعت پیش دادم دستش یکمم اب ریختم تهش ک عین لیوان ببینتش دیگه..ابشو خورد بماند ک همه جا خیس کرد بعد سر شیشع رو دید میخواس جا کنه جاش نمیشد چنبار گذاشت دهنش میک زد خوشش نیومد انداخت زمین..بعد گفت بستنی بده ندادم..اومدم گذاشتم رو پام خوابش برد اخع همیشه فقط با شیشع شیرش میخوابه از فردا شیر پاستوریزه میخوام بدم تو لیوان تا عصر برم واسش لیوان نی دار بگیرم..بنظرتون فردا باز گفت میمی همونحوری نشونش بدم شیشع شیرشو دیگع‌ترکش میکنه؟؟؟شب گریع کرد چجوری ارومش کنم؟؟یخورده راهنماییم کنید

تصویر
۱۰ پاسخ

عزیزم تو شیرش نمک بریز یکم بخوره مزش بد باشه دیکه لب نمیزنه به شیشه شیر بگوخراب شده دیکه نباید بخوری

کمرش و بخارون بخوابون .
شیر هم چند.روز نده به جاش کشک بده .بعد یک هفته کامل یادش رفت ،شیر و بریز تو قمقمه نی دار یا لیوان و سرد باشه بگو بیا دوغ

از من به تو نصیحت فعلا تا یک هفته اون شیر پاستوریزه رو هم نده چون زودتر شیر از ذهنش پاک‌میشه،
من اومدم سر شیشه شیرشو با رژلب قرمز کردم و نشونش دادم گفتم اوف شده ،خیلی چندشش شده دیگه اصلا سمتش نرفت هر وقت بهانشو‌گرفت بهش گفتم اوف شده میخوای ببینی ؟میگفت نه.
شب یه لیوان اب میذاشتم کنار تختش ،نصف شب بیدار میشد گریه میکرد با صحبت ارومش میکردم قصه میگفتم آب بهش میدادم تقریبا دو ساعت زمان میبرد تا خوابش بگیره،این داستان یک هفته طول کشید الان ۳هفته ازش میگذره و شبا یکسره خوابه تا صبح.

شیر یکم طاقتتو ببری بالا سرگرمش کنی چیزای ک دوس داره بدی حواسش پرت بشه کم کم یادش میره به گریه هاش و بهونه هاش محل نده اذیت میشی ولی راحت میشی

چقدر تو حرص میخوری سر همه چی دختر

پوشک رو من الان نمیگیرم چون پسرم آماده نیست.ولی شیر رو ۵روزه ترک دادم..سخته گاهی بهانه میگیره ولی باهاش حرف میزنم میگم دیگه با می می بای بای کن دیگه به جاش باید غذاهای خوشمزه بخوریم.گاهی موفق میشم گاهی هم لج میکنه.ولی خداروشکرازچیزی که فکرمیکردم آسونتربود.البته که پدرش هم بایدکمک کنه

البته پسرم و الان هنوز اقدام نکردم چون خیلی غذا کم میخوره و خیلی به شیرش وابسته است
تازه ختنه اش کردم انشاالله رو به راه بسه نوبت از شیر گرفتنه

شب گریه کرد بجای شیر آب بده بخوره تکونش بده میخوابه چندشب اول سخته ولی کم کم ببینه شیر نیست خیالش راحت میشه میخوابه

دخترم ۱۱ سالشه یادمه از پستونک که گرفتمش سه چار شب شیر تو لیوان بهش دادم ولی خیلی گریه میکرد و با باباش اینقدر بغلش میکردیم و راه میرفتیم تا خوابش ببره و دیگه شبهای بعدش بیدار نشد واسه شیر خوردن
و البته بتونید قبل از خواب بهش غذا مخصوصا پروتیینی بدین بهتر میخوابه

از شیر گرفت سخت تر از پوشکگرفتنه چون بچه بخاطر وابستگی میخوره چیزی نیست بهش اموزش بدی
حس یی کفایتی نکن چون واقعا از شیر گرفتن پرسه سختی دارع پسر من دوماه طول کشید

سوال های مرتبط