دختزم عادت کرده تا دعواش نکنم نمیخوابه
جدی میگم
به هرکی گفتم گفت چون میترسه میخوابه
ولی اینجوری نیست واقعا ، از خواب وشماش قرمز میشه هی میمالونه، ۷ ساعت نخوابیده
میذارم رو پا هی شیر میدم اصلا نمیخوابه هی نق میزنه
تا دعواش میکنم میخوابه
چرا واقعا؟ پدر منو در آوزد روانی شدم از دستش
دیگه تحمل ندارم
بعد ذختز من از این مدلهاست که الکی فقططططط دهنش بازه
یعنی الکی الکی فقط گریه میکنه
شیر میدی گریه میکنه، شیر نمیدی گریه میکنه، میشوریش گریه میکنه نمیشوریش گریه میکنه، میخمابه گریه میکنه .... کلااااا در هر حالتی باشه دهنش بازه
یعنی دیگه امروز تو آشپزخونه بودم الکی الکی شروع کرد به گریه، اینقدر عصبی شدم دستم شروع کرد به لرزش، اصلا سمتش نرفتم ، اینقدر گریه کرد خودش ساکت شد
کلا همیشه همینه الکی گریه میکنه میگه فقط منو بغل کنید راه ببرید...
دیگه ضعف اعصاب گرفتم واقعا
باباش هم که فقط رو مبل لَم داده از خ ا ی ه هاش مراقبت میکنه...
از نوزادب همین بود دخترم کلا دهنش باز بود
وای دیگه نمیکشم...
الان دعواشدکردم گرفت خوابید 😕😕😕

۱۲ پاسخ

هیچ بچه ای الکی گریه نمیکنه امکان نداره حتما یه مشکلی هست ، اینکه یاید دعواش کنی بخوابه خودش مشکل هستش نشونه مشکل و عادی نیست حتما یا یه روانشناس کودک صحبت کن
این بچه کمبود محبت و استرس هم داره با چیزایی که تعریف کردی مشخصه عزیزم مشکلی هست حتما روانشناس و یه دکتر خوب رو جدی بگیر و پیگیر باش

مریم جان حتما با یه مشاور کودک در این مورد صحبت کن، هرگز نذار این مورد ادامه پیدا کنه

پسر منم همش میخواد بغل باشه

😐😂دختر من از وقتی خزیدن یادگرفته همجا دنبالم میاد دستشو دراز میکنه دنبالم میگه ننننههههه
گاهی اعصابم خورد میشه سرش داد میزنم 🫡خدا ببخشه

دخترمنم هستم
توی گهواره اکثرا دختر دارن می گفتن همش نق می زنن وگریه میکنن

گاهی فکر میکنم که فقط بچه ی منه ک انقدر داره عذابم میده و همه چی و همه جارو برام سخت کرده
پیام شما مامانای دیگه رو میخونم انگیزه میگیرم که انگاری تنها نیستم

من از ساعت دو تا همین ده دقیقه پیش خودمو به اب و آتیش زدم ک بخابه
دیگه انقدر کلافه ام میکنه محکم میزنم به پای خودم یا سرش گاهی با کلافگی اسمشو داد میزنم

اخه تو طول روز یکسره غر و گریه
به هیچ کاری نمیرسم

خسته ام
همسرم مریضه حتی نمیزاره برم یک لیوان چای دستش بدم
از ده روزگی شروع کرد تا همین الان
همش میگه بغل کنم راه ببر

وای ازاین الکی الکی غرغر کردن بچه ها من ک دیگ کلا زد دادم پسربزرگم خیلی لجباز شده برای همه چی الکی گریه میکنه اینم ب بزرگه نگامیکنه شروع میکنه دیگ وای خدا فقط بهمون صبر بده همین

دقیقا حال و احوال منو داری
دختر منم بی وقفه گریه داره غذا میده گریه نمیدی گریه شیر نیده گریه نمیدی گریه پوشک عوض میکنی گریه لباس عوض میکنی گریه از دستش یه چیز میافته کریه و لجبازی دبگه بریدمممم
تا قبل از بچه دارشدنمدبرای بچه غش و ضعف میرفتم ولی الآن از اسم بچه حالم بهم میخوره
مثلا امشب ساعت دوازده خوابیده بیست دقیقه خوابیده با گریه و زاری ییدار شده دختر من فقط روی پا میخوابه باید مداومم تکون بدم تا الآن گڵیه و زاری داشته الآن که ساعت 3.5 هست تازه آروم شده خوابیده ولی نە خواب سنگین
بەخدا روانییی شدم حتی توی خواب لج میکنه پاشو به شکمم سفت میکنه خودشو از روی پام میندازه پایین نمیدونم چرا زورم به این نیم وجب بچه نمیرسه امشب اینقدر گریه کردم که الآن از سر درد نمیتونم بخوابم

یاد هشت ماهگی پسرم افتادم
دائم بغل میخواست
خوابش خیلی کم بود

منم تو شهر غریب
واقعا کم آورده بودم هیچ کاری نمیتونستم بکنم از دستش
بعضی وقتا انقدر درمانده میشدم میزدم تو سر خودم
که راه افتاد اوضاع من بدتر شد
چون میتونست بیاد تو اشپزخونه و تو دست و پای من
اینجوری شد من شدم یع ادم عصبی
گاهی سرش داد میزدم
میدونستم نمیفهمه حتی بیشتر می‌ترسید بیشتر بغل میخواست
اما دیگه من نمیتونستم
چون مشکلاتی هو با همسرم داشتم بدتر شد .
حالا یادم میاد میگم چرا صب ها زود بیدارش نمیکردم تا خوابش کنترل میشد
.چرا برای زندگیم برنامه نداشتم برای اون برنامه نداشتم که خوابش درست بشه
ببرمش بیرون آفتاب بخوره خسته بشه و غیره
الان همش حسرت اون روزا میخورم
میشینم فلیم و عکس هاش میبینم و گریه میکنم.
بیشتر عصبانت من مشکلات زندگیم بود سر اون خالی میکردم.

حالا نمیدونم.سعی کن لالایی با صدای بلند بخونی تا دعواش کنی.الان یکی ببینه تو اینکارو میکنی فردا پس فردا اونم اینکارو سر کوچولوت میزنه

یاد خودم افتادم
بچه که بودم شروع میکردم به گریه ساکت نمیشدم تا مامانم دعوام کنه یا یه دونه بزنه البته ۳ ۴ سالگی
یه مقدار لجباز بودم مثل اینکه
مامانمم از روشش راضی بود😂
بزرگ شدم درست شد

سوال های مرتبط