۸ پاسخ

ببین گلم من ۴ تا بچه دارم
کوچیکه هم ۸ ماهشه
دوقلوهامم دو سال و پنج ماه
از صب که پا میشم تا خود شب یک‌سره راه میرم
بازم شام و نهارم بموقع آماده نیس خیلی روزا
خونه هم هر کاری بکنم بازم فوقش ده دقیقه تمیز میمونه و تمام
بخودت سخت نگیر عزیزم
بزرگه مم فک کن دو ماه دیگه میشه پنج سالش
این روزا میگذرن عزیزم مامان قوی خدا قوت بهت،

فعلا زوده بنالی من دیگ روانم داغون شده شوهرمم میگه دیونه شدی خودت خبر نداری بذار دومیت برسه سن پسرم اون موقعه مثل الان من میگی خوشبحال همون موقع ک کوچیک بودن

توقع زیاد از خودت نداشته باش همیشه خونه مرتب باشه
ما هم گاهی شده غذا نداریم
خونه من دو روز هست مرتب کردم یعنی خونه تکونی کردم فرش ها رو شستم ولی الان نگاه کنی انگار ده سال فرش نشستی
دعوا و ریخت و پاش به کنار حاجت مردا رو روا کنی هم برکنار

همین الان داشتم از دستشون گریه میکردم زنگ زدم شوهرم دلداریم بده اونم از پشت تلفن بیشتر میخندید میخواستم خودمو خفه کنم

یدونه دارم پوکیدممم

تنها نیستی عزیزم منم خونم ب هم ریختس هنو صبحونه نخوردمه ظرفامو نشستم شاهان هم نمی‌ذاره از جفتش تکون بخورم

با یکی آماده نیست چ برسه با دوتا

بزرگه چند وقتشه؟

سوال های مرتبط