بنظرم فقط گاردی ک نسبت بهشون داریو بیار پایین
اونم مادر همسرته مادربزرگشه دشمنش ک نیست
کاراشون از رو محبته
وقتی تو یه ساختمون باشید و نزدیک این مسائل پیش میاد باید بدونی چه جوری مدیریتش کنی نه اینکه وضعیتو بدتر کنی
بزار کاراشو اون بکنه
تو استراحت کن
تازه بیشتر وظیفه هاشو بنداز گردن مادرشوهرت
مثلا بگو مامان غدا شو بده تورو دوست داره
یا پی پی کرده منو نمیزاره تو پوشکش رو عوض کن...یا یهش میانوعده بده
اولش شاید خوششون بیاد
ولی وقتی ببینن تموم مسئولیتش گردن اوناست کم کم زده میشن از بچت
کم کم دیگه گردنش نمیگیرن
اگه یادت باشه منم این مشکلو با پدرشوهرم داشتم
وقتی این روشو پیش رفتم دیگه گردنش نگرفت
الان حتی زاری کنم دوساعت نگهش دار میگه نمیمونه پیشم تورو میخواد
دو تربیت نشده خواهر چون اونا بهش اجازه هر کاری میدن تو نمیدی داره ازت فاصله میگیره
عزیزم ما که غریبه ایم از بیرون به این متن نگاه کردیم حس خوبی نگرفتیم یکم شل کن
اگه تو گارد بگیری صد در صد اونام گارد میگیرن فرقی نداره
من الان تو این متن عزیزم والله بدی ندیدم
بچه همین
بچه منم پیش کسی نیست والله غذا به زور میخوره
ببین ما هم توی یک ساختمونیم سعی کن تو خونه خودتون و کنار خودت بهش بیشتر خوش بگذره الان پسر من خونه خودمون رو به همممه جا ترجیح میده اگه نیان سراغش سراغی ازشون نمیگیره سرش رو گرم کن پارک ببرش سعی کن کنار خودت بیشتر از هرجایی بهش خوش بگذره
این جور موقعا نذار ادم بد بشی
نمیخوره نده
نمیخوابه نخوابون
باهاش بازی کن
بذار اون جور که دوست داره باشه تا برگردید خونه خودتون
اگه ناراحت نمیشی به نظر من زیادی حساسی
بچه من وخواهرموچون مادرم بزرگ کرده بچه هامون همین حسو در مورد مادرم دارن باید اون غذاشونو بده بخوابوندشون پوشکشونو عوض کنه
بچه خواهرم قبلا شبا تا مادرم نبود نمیخوابید ولی الان دیگه با مادرش میهوابه
الانم بچه من فقط،با مادرم میخوابه بیام خونمون شبا اونقد ناله میکنه ولی من میدونم یکم بزرگتر بشه بهتر میشه
پس تو هم صبر کن نوه اونا هم هست محبت کردن که دوستشون داره دیگه به نظرم تو هم اینجوری بهتر به کارات میرسی فقط اگه چیز بدی یاد دادن بهش تذکر بده بهشون و در مورد حرف برادرشوهرت میزدی تودهنش که نگه غریبه ای
بچه خواهر من چون محبتی از اون یکی مادرشوهرش ندیده هر وقت بره خونه اونا کلی گریه میکنه
اون غریبه س؟؟بهش بگو یادم نبود شما زاییدینش!
وا چه پررو
زبون داشته باش حرفتو بزن برادرشوهر مگه آدمه همچین حرفی بزنه
من باشم دیگه نمیرم اونجا
خیلی جدی ولی با احترام بگو مامان جان باید بخوابه باید فلان چیز بخوره من مادرشم کسی هم خواست جلو تو به بچت بگه مامانش فلانه بگو احترام منو نگه دارید وگرنه کمتر میام پیشتون با احترام ولی جدی خودت بچه ات بزرگکن ببین مادرشوهر و مادر خودت فرق نداره اونا که نمی دونن ما با بچه چقدر درگیریم خستگی مارو ندارن مال خودشونم یادشون رفته الکی دل سوزی می کنن
همه مادرا مادرشوهرا همینن پسر من مادرشوهرمو میبینه یکسره دوتا دستش پشت گردنشه که بذاره رو پشتش دورش بده اصلا سمتم نمیاد غذام چه خونه مامانمم بره چه مادرشوهزم اصلا غذاش غذا نیست فقط میگه برم بیروت چسبیده دوتا مادربزرگا ببرنش بیرون چون من همیشه تو خونم شمال میرم همش میخاد بیرون باشه خونه نمیشهداوردش منو میبینه گریه میگه برو
چرا با گریه ببین وقتی میخوای همه کارا رو خودت انجام بدی همینجوری میشه من خودم قبلا مثل تو بودم ولی الان پسرم آزاد گذاشتم بچه ها از یه سنی ببعد میخوان مستقل باشن اگر دوست داشت کنار اونا بخوابه میذاشتی میرفت هم مادرشوهرت خوشحال میشد هم تو راحت میخوابید
متتفرم از این کون هم بودن
حق داری
به مادرشوهرت بگو بیزحمت شما صبحونه شو بدید
خداروشکرهم دورم هم هیچ وقت اجازه دخالت ندادم فقط خودم وهمسرخدایی همسرجلوی خانواده ش برام سنگ تموم گذاشته ازش ممنونم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.