۷ پاسخ

اون سه تا اشتباه کردن دلیل نمیشه شوهر شما هم همون اشتباه رو تکرار کنه،چکار کنه بزاره باباش بمیره؟شما بچت بزرگ شد دوست داری عروست همین جوری فکر کنه؟

اشکال نداره دیگه اون سه تا اشتباه کردن پدره دیگه حق داره شوهرت دلش سوخته

منم موقع بچه اولم شوهرم باوجود 4تا برادر دیگه ک داشت این می‌برد پدرشو دختر حتی چند وقت بستری بود بازم شوهر من می‌رفت تا صبح پیشش میموند منو بچم آواره واسیر خونه اینو اون بودیم نمیدونی چی بهم گذشت .خیلیم ناراحت میشدم ودعوا میکردم .اما پیش خدا گم نشد شوهرم میگه خیلی روزای آخری ک پدر شوهرم تو بیمارستان بوده می‌کنه انقد بابام دعام میکرده دیگه همین زندگی مونو ساخت

من خودم با وجود اینک ی داداشو دوتا خواهر دارم هرجا لازم باشه ب هوا مامانم میرم شب نصفه شب فرقی نداره برا بابام کمتر رفتم خدا ازم گرفتش حالا فقط دارم میسوزم،اتفاقا منم خانواده شوهرم با ما خوب نیستن زیاد دوتا دختر دوتا پسر دیگ داره ک تو یه ساختمونن دقیقا روز ختنه پسرم زنگم نزدن میدونستن میریم، گذاشتن شب ساعت ۱ زنگ زدن بیا مامانو ببر بیمارستان قلبش گرفته میدونستم الکیه میدونستم برا اذیت کردنه منه ولی خودم راهیش کردم خدا عمرشون بده ولی بعد رفتن بزرگترا تنها چیزی ک ادمو ی کم اروم میکنه اینه که بدونه وقتی گفتن بیا و نیاز داشتن رفته و کم نذاشته

میدونی شوهرت با این کارشششش
چ بلاهای بررگی رو از تو و بچت دور میکنه
محبت ب پدر پیر مریض چقدرررر بزرگواری میخواد..هرکسی لیاقتتتتتت نداره

مردا همشون خنکن بادکی

چقدراحمقن

سوال های مرتبط