خانما پناه امروز از ساعت ۸بیدار شد براش صبحانه آوردم چندلقمه خورد شربت خورد کاری بهم نداشت با اسباب بازیاش سرگرم بود دگه ۱۲نیم گف بریم بیرون تو ماشین خواب رفت تا ۳خواب بود...
نهارم هرکاری کردم نخورد از ساعت ۴تا۵با دختر عمش تو پارک بازی کردن بعد رفتیم خونه مامانم اونجا میوه و تنقلات و بازی ۸امدیم خونه باز بازی شربت خورد دگه شام نخورد الآنم هنوز بازی و یکم انار دونه کرده خورد و شربت و یدونه بستنی دگه انشاالله ۱۲بخابه...
امروز فکرمی‌کنم به همه کارام رسیدم براش وقت گذاشتم ولی باز نگاه بهش میکنم فکرمی‌کنم براش کم می‌زارم باهاشم بازی بدو بدو دو دو چی چی گوسفند میشم سوارم میشه مسابقه دو می‌دیدم و....
ولی باز کم حرف میزنع من فکرمی‌کنم براش وقت نمیزارم یا همش تنهاست...
آخه دوتا بچه ها عمش فقط هستن ن کسی خونه مامانم هست ن مادرشوهرم...
یعنی من دارم ظلم میکنم بهش کم براش وقت می‌زارم...


پوشک.شیرخشک.انومالی.ان تی.سزارین.طبیعی.نوزاد

۲ پاسخ

چ شربتی؟؟.

عزیزم فقط با عنوان در ارتباط نباش
ببرش کلاس
محیطهای جدید تو رشد تاثیر دارن
ناهار و شام خیلی مهمه تنقلات حذف کن

سوال های مرتبط