۲۳ پاسخ

ممدقلی

حساب

ننه چاراَنبوه😐🤣
یه اتاق مادربزرگ پدریم داشت کلی چیز میز اونجا بود شیرینی بادوم و گردو و...
تاریک هم بود
وقتی میرفتیم میگف بیاین که ننه چار اَنبوه میگیرتتون😐🤣🤣🤣

من به یاسین میگم توتو میادا اما نمی ترسه🤣

ما نداشتیم ولی دوستم میگف مامانم میگف بخاری سر میاد میخورتت( موجودی که سرش اندازه بخاریه😂) برام جالب بود

ی گداهایی بود اون موقه میومدن در خونه ها پولو‌برنج‌میگرفتن‌ همشون ی کیسه داشتن با خودشون‌ ینی الانم دارم مینویسم میترسم ی چی میشد میکفتن اون داره‌میاد یا میاد ترو میندازه تو کیسه با خودش میبره

غُلامُلا بود از من انقدرم میترسیدم ☹️

مال من حاج خانوم بود مال داداشم دیگ به سر🤣

من نداشتم لولو

ننه غلو🤣🤣🤣

مال من سگ بود 😐😂

دامدا باجا😩

گولاخ کسن بود بیزیم کی😂 خوخان دا واریدی

مال ما پوزخمه بود🤣

سِعلُوه 😂

یه سر و دوگوش 😂😂

ممدقلی

من لولو نداشتم😅

من لولو نداشتم

ممد قلی گولاخ کسن خوخان 😂

اوعِه 🤣🤣
چقدرررر میترسیدم ازش لعنتی رو

گولاخ کسن😂😞

الو ،اقا بالاکش ، ممد قلی

سوال های مرتبط