مامان مهرسام ♥️ مامان مهرسام ♥️ ۱۳ ماهگی
هی چشم انتظار که من مادر شوهر دارم خاهر شوهر دارم برادر شوهر دارم به تعداد بالا عمه عمو دارم دیدم نبابا خبری نیست
مامانم همش میگفت چون نگفتی بارداری کسی نمیاد گفتم فدای تار موی بچم به کسی احتیاجی ندارم بیاد شبش مهرسام ناله میکرد بردن گذاشتن هنوز یه ساعت نشده بود برگردوندن گفتن خانم لباساشو بیشتر کن این بچه مشکل تنفسی نداره سردشه لباساشو بیشتر کردیم صب دماغ و صورت بچه زرد شد و من هنوز مرخص نشده مامانم برد بچه رو قدس بستری کرد گفتن خطریه روز اول ۸.۹ بود سه روز با شکم پاره قدس بودیم بعد اونم هفت روز تو خونه گذاشتیم دستگاه و قرص و قطره دادیم تا ۲۶ روزگی زردیش رفت
از اوضاع مالی هم بخوام بگم افتاده بودیم به اینکه با ماشین مامانم بریم اینور اونور کلا دیگه از خارجی رسیده بود به ایرانی ایرانی هم سه چهار تا داشت کم کم چکای نزول خورا میرسید میفروخت میداد بهشون
خانواده شوهرمم نیومدن پیش پسرم هیچ کدوم فقط پیام دادن عکسشو فرستاد براشون
از اون روز به بعد دیگه شوهرمم نرفت خونشون قطع ارتباط کامل شدیم
زنگ زده بود به شوهرم زن گرفتی بچه دار شدی ذوق میکنی همه هنوز دارن پشتت حرف میزنن با اون وضع لباس عروس منو میخوای چیکار زن داری مادر زن داری مامان دار شدی
مامان مامان دختری مامان مامان دختری ۲ سالگی
دیشب بعد حرفای مادر شوهرم و این که من ناراحت شدم از حرصم فرداش به جاریم که ی ساختمونیم تریف کردم اخه اون همیشه میگه ی ساختمون بودن خوبه فلان ‌گفتم والا مامان میگه ینی مادر شوهر چرا فردا مهمون داری به نا نگفتب دیگه نگفتم شمارو گفتع به خودش نگیرع ولی غیر مستقیم اونارم رسوندم تو حرفم ما همه ی ساختمونیم دیگه نمیشه که من بگم عه ولش کن پس دوست شوهرم میاد بزار مادر و پدر شوهرمو نگم دیگه جاریمینا چهار تان اونا دوتا خودمم مهمونی داشتم که حتی خودم زنشو بار اول میدیذم پاگشاییش بود نمیشد بگم اینارو اینجا دیشب نوشتم براتون که دیشب مادر شوهرم اومدع بود گفته بود چرا به فلان پسرم ینی من جاریمینارو دعوت نکردی منم گفتم پسرت میگع مهمونمون غریبس جلو خوددتم گفت گفت اخه جلو اونا زسته برادرس نباشع ینی جاری من منم گفتم نه چرا زشت باشع مردم چین پس منطورم مگه مردم هر کس خونشونه همه میرن بعد خلاصه به جاریم گفتم اونم گفت نه تپ اصلا به من میگفتی من نمیومدم منم به جاریم گفتم ما اینجا انگار حق نداریم کاری کنیم این اخذین مهمونب که میدم هر کس میاد میاد مبگع من نبودم چرا هیچ کس نمیاد خونه ما فقط پدر مادرم میان نمیاد هر مهمون یا دوست بیاد میاد میشینه مهمونا هم دوستا سوهرمن خلاصع که جاریم رفت پایین بقیشم اللن مینویسم