منم کفتم الکی میگع که من نمیومدم اون دفه ام مامانم اینجا بود با بابا داداششم بهم گفت فرداش چرا به من نگفتی بیام فلان من چجور داداشم بابام راحت نیستن بعد جاریم گفت حالا مامان گفته به پسرم ینی به شوهر من ژنگ میزنه میگع منم حس کردم حالت تهدید یا طلب داره شوهرم چن دقیقع یعد اومد گفتم مامانت کارت داره راجب مهمونی رفت به مامانش کف چیه چی میگی داری میگی چرا دعوتتون نکردم اون گف نه من فقط از زنت پزسیدم دعوتن در صورتی که دروغ میگه گفت زشته دعوت نکردی بعد شوهرمم گفت چیه باید به مهمونا بیام یگم قبلش برات توضیح بذن زنش راحت نیس میگم بیاد بهت توضیح بده گف نه من هیچی نگفتم ما نمیایم همین تقصیر خودشون بود هم به ما عنگ خسیسی زدن هم به خودشون عنگ گرسنگی زدن هم اعصاب منو خراب کزدن من شبش نخاییذم هم اخر سر بی فرهنگیشون به شوهرم ثابت شد تاژه ما خسیس نیستیم تو این ماه دوبار دعوت شام کزدیمشون
جاریم رفت بعد یکم بعد زنگ زد گف مامان خودش اومد بهم گفته من دیشب به فلانی گفتم ینی به من فهمیدم ناراحت شد کاش نمیگفتم منم گفتم اون که ول نمیکرذ تمومس نمیکرد بعد اینجور گفتع بعد گفت گفته نه اون ا خودش گفته من نگفتم منو بگو من کفتم شمارو بگه منن گفتم چجور من تورو بگم اونارونگم مگه میشه گف اره چرا نمیشغ مامان گفته فلانیم میاد اینم داداششه در صورتی که تو خونه بهم گف من نمیومدم منم گفتم شوهرن خودش خاسته دوسش تنها باشع بعدشم چرا اینارو میاد به من میگه به من چه من فقط غذارو دزست کردم برع پسرش بگع منم دیگه مهمونی نمیذم کف چرا ندین مگع از دستتون گزفتن بعد از دهنش پرید گف اومده بودم خونه شما مامان اومدم خونه گفتع رفتی بالا ینی خونه ما چیکار بعد من بعشذگفتم منم گفتم اونم مثه کاراگاها همش تو پله هاس
خداروشکر با قوم شوهر بخاطر دخالتا بی جاشون قطع رابطم
شمام بهترین کار و کردید
یه دوسه دفعه مهمونی بگیر دعوتشون نکن تابراشون عادی بشه
وللش کن دوبار همچین بشه دیگه هیچکس توقعی نداره
ماهم نزدیک بودیم توقع داشتن خانوادم میان همرو بگم منم نمیگفتم بعدا میگفتن محل نمیدادم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.