مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان اباالفضل مامان اباالفضل ۲ ماهگی
مامان نیکراد گردالی🥹🩵 مامان نیکراد گردالی🥹🩵 ۱۱ ماهگی
مامان کارن و تودلی🤍🌿 مامان کارن و تودلی🤍🌿 هفته سی‌ام بارداری
کی بیداره بیاین صحبت کنیم
رابطتون با مادراتون چطوره
مامان من تا زمانی ک براش خرج کنی دوستت داره ولی دلش نمیخاد یه هزاری برات خرج کنه حتی بیرون میریم انتظار داره چیزای مورد علاقه ی خواهر۸سالمو من بخرم
وضع مالیشم اوکیه ولی خیلی خسیسه
یه بستنی تاحالا برا بچم نگرفته
دیروز اومد خونم مادرشوهرمم اینجا بود جلو مادرشوهرم میخاس خودنمایی کنه یه ۱۰۰تومنی داد ب پسرم گفت برا خودت بستنی بخر پشمام ریخت
وقتی رفت ب پسرم گفتم کو پولت گفت مامانجون گرفت ازم گذاشت کیفش
یعنی ب حدی عصبیم از رفتارش هم دلم میخاد بهش بگم لازم ب فیلم بازی کردن نیس هم حتی خجالت میکشم ب روش بیارم … حتی موقعی ک بچمو ابجیم ب جون هم میوفتن مامانم میاد طرف خواهرمو میگیره و مقصر پسرمو میدونه ..دیروز ابجیم ب مامانم میگفت بچه ابجی بدنیا بیاد میایم۱۰روز اینجا میمونیم
من نمیخام بیاد بمونه خونش کوچه بغلمونه ….مادرشوهرمم واحد روبرومه
سر زایمان اولم ۱۰روز غذا درست کرد نهار و‌شام برا بابامو داداشامم میفرستاد هدفش ققط سواستفادس حتی یه شبم بالاسرم نبود موقعی ک زایمان کردم میرفت تو اتاق میخابید مثلا اومده بود از من مراقبت کنه خودم با بخیه های سزارینم شبا ک پسرم بیدار میشد ب زور پامیشدم بچه رو بغل میکردم شیر میدادم
اما الان مشکلم زایمان دوممه ک دندون تیز کردن بیان اینجا پسرمو ابجیم اصلا با هم نمیسازن میدونم اون چند روزی ک اینجان عصاب برام نمیزارن ،چجوری بهش بگم ک نمیخام بیاد
مادرشوهرم ک عمم هم میشه مثل یه فرشته دورم میگرده همون بسه یه غذا درست کنه برام بقیه کارای بچمو خودم میکنم
الان چجوری ب مامانمم بفهمونم نمیخام بیاد یا اگرم میاد یه غذا درست کنه بره خونش
نمونه اینجا خونش ک همین‌کوچه بغله حوصله بحثو دعواهای پسرم و خواهرمو ندارم
مامان پسته مامان پسته ۱ سالگی
بچه ها
شما هم اخر شبا ک بچه ها میخابن باخیال راحت میرید سرویس ؟البته ببخشید چون من وقتی بیدارن اصلا راحت نیستم تا برم هی جیغ ودادشون خونه رو برمیداره،
یاد حرف دبیر شیمی افتادم ک حتی اسمشم یادم رفته عجب روزگاریه🤭
خیلی مذهبی بودوقتی میومد سرکلاس اول دعای فرج امام زمان و میخوند ماهم ریز ریز میخندیدیم بهش ک دبیرشیمی رو چ ب این حرفا ،
خیلی روانی بود زنیکه میگف خدا خیلی دوستون داره ک منو سر راهتون گذاشته هدایتتون کنم ،ی بار گفتم میدونید بهترین تعمت خدا چیه ؟گفتیم جی؟؟؟گف دوسشویی میریم خودمون تخلیه میکنیم ب این فکر کردید چقد راحت میشیم دراین حد روانی حالا اینهمه نعمتو ول کرده میگ دسشویی
میگفت هرجا رفتید توخیابون تو خونه هرجا با امام زمان حرف بزنید میشنوه
منم اون موقها خیلی ادم مذهبی مثبت پاستوریزه بودم خیلی ادمای مذهبی و قبول داشتم مث اسکولا همش تو خیابون وخونه واینا با امام زمان حرف میزدم ،،درحدی ک چن باری اطرافیان گفتن حالت خوبه چیزی شده 😂
البته الانم مذهبی هستم ولی متعصب ن
حالا گفتم دسشویی واینا یاد این معلمه افتادم