مامان مهوا مامان مهوا ۱۴ ماهگی
امشب از اون شباست که دلم شدید گرفته و حرفای ادما داره مثل خوره منو میخوره
بزرگترینش مشکلاتم با رن داداشمه
من روی تغذیه مهوا خیلی حساسم
ماه پیش مهوا بخاطر عفونت ادراری بستری شد بگذریم که همه گفتن من مقصرم
خواهر زن داداشم بهم گفت بچت خیلی لوسه که همش مریضه و پشت سرش زنداداشم گفت اره بابا انقدر بچرو لوس کردن اینو نخوره اونو نخوره ضرر داره خیلی دلم شکست به فاصله یک هفته برادرزادم بدون دلیل یهو تشنج کرد دلم میخواست به زنداداشم بگم تقاص دل شکستنه ولی اون بچه چه گناهی کرده بود
دوباره امروز مهوارو بردم دکتر و بخاطر خوردن توت فرنگی نشسته که زنداداشم داده بود بهش احتمال عفونت روده دادن بازهم همون حرفو از زنداداشم شنیدم

میخواستم بهش بگم اره بچم مریض شده چون بچه تو دائم دهنیشو میکنه تو دهن بچه من چون من آت و آشغال مثل سوسیس و کالباس و نوشابه به بچم نمیدم چون من همه مواد غذایی درست میشورم وقتی دیگران رعایت نمیکنن بچم مریض میشه

دیگه کم اوردم خسته ترین مادر دنیام حس عذاب وجدان داره خفم میکنه