خانما میخواستم یک دردودل کنم هم یک راهنمایی کنید
من شوهرم خییییییلی ادم ساکتیه اما دیگه این رومخمه همیشه بی انرژی هست دیگه خیلی وقته بی احساس هم شده
قبل از بچه من خودمم انرژی داشتم این حرکاتشو میدیدم خیلی سعی میکردم توفکرش نرم خودم تلاشمو کنم اما دیگه خیلی خسته ام کرده
دیگه واقعا نمیدونم چیکارکنم ازبس بهش گفتم وهیچ تغییری هم نداد بیشتر خستم هزاربارگفتم دوست دارم این حرفو بزنی این کارو کنی میگه ها تو دیگه خودت از چشام بخون درصورتی که یک نگاهی نمیکنه بایدهمش مجبورش کنی صداش بزنی فلانی نگام کن مثلا یامثلا نگای دخترت کن همش درحال فیلم دیدنه همه توجه اش رو فیلمه
یا مثلا
باوجود اینکه پای تمام بی پولی هاش بیکاریاش همه چیزیش پاش موندمم اخرم یکمدت پیش گفت ها توفلانی تو هیچ وقت نباید بگی من پول ندارم
ازبس به روش نیاوردم یکبارم که گفتم وضعیتمون فلانه پرو هم شد فوری گفت ها خانومای مردم انقدر خوبن هیچ وقت به روی شوهرشون نمیارن، انقدر خسته میشم شبا از پادرد خواب نمیرم یا سردردهای شدید فقط با قرص نوافن خوردن اروم بشم
همش درحال قهوه خوردن نصف نصف اون میخوابم بعد بهانه اش اینه من قسط واجاره میدم فکرم درگیر اونه
درصورتی که همیشه همینطور بوده بق وبی انرژی
اصلا چی بگم هرچی بگم کمه دیگه انرژی نمونده که براش بزارم دیگه خیییییلی خستمه بریدم
چیکارکنم؟؟
اصلا میگی هم هیچی حالیش نیست میگه مگه من چیکارکردم

۵ پاسخ

شوهر خواهر منم همین بود آبجیم هرچه تلاش کرد درست نشد آخر دور از جون شما پارسال جدا شد گفت نمیتونم ادامه بدم اینجوری اخه هیچ تغییری نمی کرد

هی خواهر دس رو دلم نزار که داغه
همشون همینن ماله من فول انرژیه ها تا میاد خونه میشه ساکت ترین فرد جهان سوال نکنم هیچ حرفی ردوبدل نمیشه اونم به زور نصف و نیمه جواب یده نده آدم حسابم بکنه نکنه

مگه فقط اون قسط و اجاره میده چه ربطی داره آدم روال زندگی مختل کنه چون کار میکنه و مسئولیت های زندگی رو دوششه....به نظرم فقط داره زندگی رو هم به خودش هم به شما سخت میگیره. والا ما هم سرکار میریم هم میایم آشپزی میکنیم هم بچه داری میکنیم هم بازی با بچه و.....
حتی اگه ساکت و بی انرژی بودن جز خصوصیات اخلاقیش باشه باید تغییر کنه چون دیگه تنها نیست ی خانواده اس

همه همینن عزیزم

شاید از خصوصیات اخلاقیش ساکت و اروم بودنه
قبل از ازدواج متوجه این اخلاقش نشدی ؟
یا شایدم دغدغه ذهنیش زیاده و همش تو فکره

سوال های مرتبط

مامان امیر مهدی مامان امیر مهدی ۱۲ ماهگی
سلام خواهر های عزیزم خوبید؟؟ خواهر های گلم من یک پسر دوسال نه ماه دارم که خیلی خیلی ریز خیلی نهایت شاید الان نه کیلو بشه @بعد جدای از این بحث چندوقت همش گاهی بهم میگه مامان من پاهام درد میکنه میدونم عده ای از خواهر های گلم میگن خب ببر بچه رو دکتر میدونم خیلی وقت توی فکرم پول خوبی دستم بیاد یک دکتر خوب ببرمش جای دیگه چون چندمدت باباش اینقدر گرفتار که حتی توی خوراکشون کم میاریم میدونم نباید اینجا بگم بازم ببخشید اینقدر عذاب وجدان میشم گاهی وقتا واسه پسرام که کلا کلا قید بچه آوردن زدیم من همسرم الان تقریبا یکی دوماه میشه مولتی ویتامین بهشون ندادم بدتر حرص میخورم میگم شاید ویتامین اش کم پاهاش درد میکنن قبلا اوضاع بهتر بود از یک چیز دیگه میزدیم تا شربت مولتی پسرم تهیه کنیم اما یک ماه بیشتر باباش کار بوده هنوز ندادن بهش خیلی قرض قسط هم ریخته روش کارگری همین اش بد کار کنی با سختی پول بگیری @باباج دیشب تصویری زنگ زد با پسرم حرف زد گفت که شماره کارت بابارو بفرست برات ۵۰۰ تومن پول میفرستم واسه خودت خوراکی بخر حالا من ازصبح بیدار شدم فکرم درگیر با ۵۰۰ تومن چی بخرم براشون که دوسه روز سرگرم بشن چه شربتی بخرم از این پول که لاقل پولی بمونه براش یکم خوراکی بخرم آخه چندوقت همش میگه مامان چی هست بخورم یخچال نگاه میکنه هیچی نیست درش میبنده قلبم تیر میشکه بخدای هیچ کاری ازم برنمیاد خودمم فقط سوزن دوزی یاد دارم که مشتری های خودم که قبلا لباس دوختم الان لباس ندارن به همه گفتم بابا زیرقیمت هم شده برام پیدای کنید مجبورم واسه بچهام میدوزم دعا کنید لّطفا برام یک مشتری امروز برام جور بشه دلم اصلا طاقت این روز های بد نداره کم آوردم خواهر ها