۲ پاسخ

چرا استیکر گذاشتی

کدوم عکس ؟؟؟🤔🤔🤔

سوال های مرتبط

مامان هلنا 🐣 مامان هلنا 🐣 ۳ ماهگی
امروز میشه یک ماه که نفس به نفس حست کردم
امروز یک ماهه که شدی نور زندگیمون
یک ماه پیش سخت ترین روزای زندگیم رو داشتم میگذروندم
وقتی که دقیقا روز تولد خودم به خاطر مسمومیت بارداری بستری بیمارستان شدم و ۴ روز بستری بودم و باز دو روز بعد از مرخص شدنم شرایطم اورژانسی شد و ۱۱ شب گفتن باید بری اتاق عمل ...
مامانم به خاطر مرخصی نداشتن برگشته بود شهرستان و پیشم نبود ، هیچ وسیله ای همراهم نبود و اصلا امادگی عمل شدن رو نداشتم ...
وقتی که اومدم به بابات و بابا جونت گفتم باید برم اتاق عمل و زدم زیر گریه یادم نمیره اون لحظه استرسای بابات و ناراحتی های بابا جونت رو‌ تو شرایطی که سعی داشتن به من استرس وارد نکنن ...
نگم از شرایطی که همه نگران بودن پشت در اتاق عمل نگم از شرایط خودم داخل اتاق عمل که به خاطر پر بودن معده نتونستن کامل بی حس کنن و من از وسط عمل کامل درد داشتم و حالم بد شد
نگم از وقتی که پزشک گفت بچه باید بره ان ای سیو و من فقط در حد چند ثانیه دیدمت ...
من مرخص شدم و اومدم خونه ولی تو موندی بیمارستان و کار بابات شده بود شمردن دقیقه ها که بتونیم بیایم ببینیمت ، لحظه ای که داخل ان تی سیو تو بغلم بودی و دیدم بابات داره نگات میکنه و از خوشحالی گریه میکنه خیلی خاص بود واسم ...
یک ماه از اون روزای سخت و روزای سخت تر بعدش داره میگذره و من هنوز بعضی وقتا نگات که میکنم میگم واقعا این بچه ی منه ؟ همونه که تو شکمم تکون میخورد و سکسکه میکرد ؟
امروز فقط میخوام‌خدارو شاکر باشم که توی همه ی اون روزا حواسش بهمون بود و ازش بخوام همیشه نگاه مهربونش به زندگیم و خانوادم باشه ...
یک ماهگیت مبارک نفسم ❤️
مامان محیا جان💗 مامان محیا جان💗 روزهای ابتدایی تولد
این روزا که دارم تلاش میکنم برای بدست آوردن خودم و قوی شدنِ دوباره،
یه چیزایی بشدت ناراحتم میکنه…
و من دقیقا مثل بچه ها میزنم زیر گریه🥲❤️‍🩹
از همه بدم میاد و دوست دارم بچمو بردارم برم جایی که کسی نباشه…
میگی چرا؟!
چون وقتی بچم بی قرار میشه عذاب میکشم ک مامانم و همسرم هی میگن بده ب من🙃
شاید اونا بخوان کمک کنن
اما من حس میکنم دارن میگن تو بلد نیستی…
هورمون های قاطی…
بخیه ها…
شیر دادن…
کمبود خواب…
بدنی که خسته ست…
همه و همه حساسیت مادر رو بعد از زایمان هزار برابر میکنه…

درد و رنجی که همراه با عشقی ک من کشیدم رو هیشکی نمیفهمه
جز تازه مادر ها🥺✨
بدم میاد از ابراز نظر بقیه
حتی اگه از رو محبت باشه،
مغز و قلب من شکننده ست
چون یه تازه مادرم❤️‍🩹
روزای قبل فاصله این ناراحتی ها و گریه های از ته دل خیلی کمتر بود
حس میکنم دارم پیشرفت میکنم
اما
خیلی سخته……..

تجربه مشابه دارین؟
ی چیزی برام بنویسید دلم آروم بشه🥲

پ. ن: قربون پاهات بشم که بوی گل بهشتی میدن مادر🥹❤️🥰