سلام دیشب پسر دو سال و نیمه توی خواب گریه شدید کرد و خواستم بغلش کنم نگذاشت بعد گفت نمی‌خواد بخوابه و چراغ روشن کنم و موتور سواری کنیم یعنی سوار سه چرخه اش بشه ساعت حوالی چهار صبح بود یه کم بیدار بودیم و هی اینو می‌خوام و اونو می‌خوام منم دستش دادم تا اینکه دوباره یه جیغ بدحوربلند و وحشتناکی زد رفته بود کنار پنجره اتاق و بیرون نگاه میکرد نمی‌دونم چی دید اونجا منم از صدای جیغ ممتد پسرم بدجور ترسیدم هرچی ازش پرسیدم چی شده چی دیدی هیچی نگفت فقط مربع و گریه و بعد گفت که ویژه ویژه یعنی سوسک روی من حرکت می‌کنه آنقدر میترسید که اصلا نمی‌خواست پاشو زمین بذاره و چراغ روشن بود تا هفت صبح بیدار بود و بعد خوابش برد البته تو اتاق خودش نه که خواستم ببرم اتاقش با همون حالت خواب و بیداری مقاومت میکرد نمی‌خواست تو تخت خودش بخوابه و میترسید من صبحش دعواش کرده بودم شدید سر اینکه با مداد چشم های من که بارها از ش خواسته بودم بهشون دست نزنه روی فرش رو نقاشی کرده بود نمی‌دونم چیکار کنم میترسم در آینده رو روانش این ترس و پانیک آتاک تاثیر بدی بذاره عذاب وجدان داره میکشدم

۲ پاسخ

از سوسک ترسیده یا حالا یه چیزی دیده .

نگران نباش
قبل اینکه میخواد بخوابه براش آیه الکرسی بخون و تو اتاقش فوت کن

سوال های مرتبط

مامان جانان مامان جانان ۲ سالگی
مامان محسن و حسین 🩵 مامان محسن و حسین 🩵 ۱ ماهگی
مامان 👉🏻Alina💗👈🏻 مامان 👉🏻Alina💗👈🏻 ۲ سالگی
پوشک. هانیز. مای بیبی.غذا. کودک. بچه. مریض.
خانوما توروخدا یه لحظه اگه میدونید جواب منو بدید
الان دخترم یه چندوقتی بود موقعی که میخواست بخوابه چشاشو میبست بعدپاهاشو صاف میکرد سفته سفت جوری که عضله های رونش سفت میشد. هی تا نصفه بالا میبرد نفسشم حبس میکرد بعد هی میاورد پایین چندبار اینکارو تکرار میکرد. بعد نمیدونم چجوری یهو از سرش افتاد. الان یه چهارروزیه که دوباره اونده سراغش. جوری که صبحا وقتیکه خوابه اینکارو میکنه اما با یه فرقی که وقتی پاشو صاف سفت میکنه کف دستشم میزاره رو جلوی پوشکش و میکشه سمت بالا میکشه. اون روز صبح که خواب بود پاشو درست میکرد بعد یهو میلرزدید و دستشو میزاشت رو پوشکش. از دیروز تاحالا اینکارو تو بیداری هم بعضی وقتا انجام میده. الان که خواستم بخوابونمشم یه چنددیقه ایی اینکارو انجام داد بااینکه هی باهاش حرف میزدم میگفتم مامانی نکن اینکارو اما تو چشمم خیره میشد و واکنشی نشون نمیداد و خودش یهو میومد بغلم میکردوبوسم میکرد. من خیلی میترسم که خطرناک باشه